١۶ ‏آذر و نفی استبداد، روز شهيدان دانشجو فرصت مناسبی است برای آن‌که همراه با بزرگداشت شهيدان دانشجو(که به ‏برکت رژيم ترور و اختناق تعدادشان از آن سه تنی که در روز تاريخی ‏١۶ آذر ١۳۳۲ جان خود را در نخستين ‏جنبش اعتراضی بر ضد رژيم کودتا از دست دادند، اينک به ده‌ها تن می‌رسد) تجارب مبارزات دانشجويی ‏جمع‌بندی شود و اين جمع‌بندی فرا راه مبارزات آينده قرار گيرد.ادامه مطلب...
بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی به مناسبت سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان. مهندس موسوی نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته "افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند" ادامه مطلب...
افزایش نگرانی‌ها در مورد امنیت سایر شاهدان عینی کهریزک علت مرگ: شهادت در دادگاه علیه مجرمان اصلی کهریزک در حالی‌که کمتر از یک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک می‌گذرد، ادامه مطلب...

گزارشات کامل ویدئویی مربوط به ۱۶ آذر ۸۸ از سراسر ایران

0 نظرات
گزارشات نسبتا کامل ویدئویی مربوط به ۱۶ آذر ۸۸ سراسر ایران

. ادامه راه سبز«ارس»: تعدادی از فیلمهای مربوط به حضور و اعتراضات مردمی و نیز خشونتهای نیروهای انتظامی و لباس شخصی(بسیجی) علیه دانشجویان و مردم در روز ۱۶ آذر ماه ۱۳۸۸ در دانشگاه ها و خیابانهای اطراف آن در شهرهای مختلف ایران در دسترس علاقمنان گرفته که با کلیک کردن بر روی هر تصویر به بخش نمایش آنلاین و دانلود ویدئوی مربوطه منتقل میشوید و لازم به ذکر است نام فایل هر ویدئو طوری انتخاب شده که مکان فیلمبرداری آن فیلم براحتی قابل شناسایی می باشد، بطور مثال daneshgah_sharif_16_azar_2.mp4 نشان میدهد که این ویدئو دومین فیلم موجود در لیست ما و مربوط به دانشگاه شریف میباشد. ضمنا در انتهای تصاویر نیز یک پنجره قرار دارد که تمامی ویدئوهایی که تصاویر آنرا مشاهده میکنید را بصورت نام فایل در دسترس قرار میدهد که با کلیک بر روی هر فایل به بخش نمایش و دانلود منتقل میشوید و یادآوری این نکته نیز لازم است که از هر ویدئو به دو فرمت mp4 و 3gp تهیه شده که فرمت 3gp با حجمهای کمتر و مناسب برای نمایش در گوشی موبایل میباشد:
















































































با قدردانی از زحمات ویدئوبلاگ جنبش سبز ایران
ادامه مطلب ...

آقا، امروز اینا چی بود مردم میگفتن؟!

0 نظرات
آقا، امروز اینها چی بود مردم میگفتن؟!


الآن هيچ حالم خوب نيست و اتفاقاً همين حال را بهترين فرصت ديدم براي نوشتن اين مطلب . سر حال كه باشيم طبق روال شوخي مان ميگيرد تا بخواهد ترجمه بشود كه لاي اين حرفها بتو چي گفته ايم چند سال طول ميكشد . همانطوريكه سي سال است كه ميگذرد كسي انگار نفهميد كه شوخي شوخي چه حرفهاي جدي ئي داريم مي گوئيم ...

امروز 16 آذر بود . آنقدر پليس و ضد شورش آورده بودي كه روي 13 آبان سفيد شد . آنقدر آدم جلوي چشم خودم ديدم دستگير كردند كه شك دارم كه واقعاً اينهمه جا داشته باشي براي حتي يكساعت نگه داشتنشان . مگر اينكه استاديوم ها را هم بازداشتگاه كرده باشي كه از شما بعيد نيست . اصلاً چه حرف مسخره اي ميزنم من ، كل كشور را كرده اي بازداشتگاه بعد من نگران جا نداشتن براي چند هزار نفر هستم .

الآن دقيقاً و فقط دارم از طرف خودم حرف ميزنم . هنوز اينقدر نشده ام كه كسي براي حرف زدن بمن نمايندگي بدهد و حرف زدن آدم از طرف خودش هم شامل هيچگونه از تمام صفاتي كه توي كتاب اتهام نامه ات در جيغگستري آورده اي نميشود . امروز كه بيشتر از هميشه ديدم با وجود آنهمه خفقان كه خواستي ايجاد كني و اينرا هم نتوانستي چطور شعارهاي مردم مستقيماً شخص تو را نشانه گرفته (امروز فهیدم معنی اینی که میگن دانشجویان همیشه یک قدم جلوتر از جامعه هستند) اگر بداني به چه فكر ميكردم خنده ات ميگيرد ! فكر كردم من كه هيچكسي نيستم اينجا توي اين صفحه كه هيچ جائي نيست دوتا كامنت بد و بيراه برايم بگذارند دو روز سرم گيج ميرود دو هفته از كار مي افتم دو ماه فكر ميكنم كه چه كرده ام كه بايد اينچنينم بگويند تو بابا خيلي باحالي !

آقاي خامنه اي ! كشتي ما را ، ديدي كه زنده تر شديم ...

علیرضا رضایی
ادامه مطلب ...

آن جا که فخر کردم دانش جو هستم (۱۶ آذرِ سبز، دانشگاه شریف+تصویر)

0 نظرات
۱۶ آذرِ سبز، آن جا که فخر کردم دانش جو هستم

"این نوشته مشاهدات «کرگدن تنها»ست از تظاهرات روز دانش جو در دانش گاه صنعتی شریف که بین ساعات 11 تا 14:30 رخ داده است."

یک. وقتی می خواستم حدود ساعت 10:30 وارد دانش گاه شوم، تعداد زیادی نیروی ضدّ شورش، پلیس عادی و آن هایی که خیلی وقت بود دیگر نمی دیدمِ شان، سَر باز های صفر نیروی انتظامی که به آن ها سپر و کاسکت و باتون داده بودند اطراف دانش گاه حضور داشتند.


دو. تجمّع، پشت درب اصلی دانش گاه صورت گرفت. شعار های همیشگی سَر داده می شد و یک پلاکارد بزرگ با این جمله که «حکومت با کفر می مانَد امّا با ظلم نه» در جلوی دانش جویان و پشت درب اصلی قرار داشت. کمی که از شروع تظاهرات گذشت پلاکارد را به گونه ای به درب چسباندند که داخل دانش گاه از بیرون معلوم نباشد. باد کُنک های سبز به هوا می رَفت و نیز فریاد «دانش جو می میرد، ذلّت نمی پذیرد!» بلند بود.


در ضمن گاهی که از بیرون تلاش می کردند فیلم بگیرند فریاد دانش جو ها بلند می شد و هو می کردند و در چند مورد به سوی آن ها پول نیز پرتاب کردند و از رو بردندِ شان. یکی با ماژیکِ سبز روی پلاکارد و از پشت، منتها به گونه ای که از بیرون قابل رؤیت باشد نوشت: «آزادی چیزی نیست، که سَر طاق چه ی عادت، از یادِ من و تو برود».


سه. روی بامِ ساختِ مانی که روی آن تصویر شهدا (شریف واقفی، حدّاد عادل، عبّاس پور و یکی دیگر که نامش در خاطرم نیست) مَردی با دوربین مشغول فیلم برداری بود که بچّه ها متوجّه شدند و چند نفر به درون ساختِ مان رَفتند و مأمور حراست را کنار زدند و دوربینش را گرفتند و فیلم بردار را پایین فرستادند. یک دوربینی دیگر هم بود که روی یک ارتفاع دیگر مشغول فیلم برداری بود که آن قدر بچّه ها «هو»یش کردند که از رو رَفت و دست از فیلم برداری برداشت!


چهار. در همان ابتدای تظاهرات دکتر نجفی کمی دور تر از مرکز تجمّع حاضر و ناظر بود. گر چه شعار نمی داد ولی همین که در میان ما حاضر شده بود خیلی برای من یکی ارزش مند بود. شگفت زده شدم که چرا دکتر عارف در میان دانش جویان نیست. شاید هم بوده و من ندیدم امّا با آن موی هم چون برف، اگر می بود آن قدر در چشم می بود که من بتوانم ببینمش.


پنج. بسیج هم تظاهرات خودش را کرد. از مسجد دانش گاه حرکت کرد و به سمت شمال رَفت. اصلن هم با ما درگیر نشد. چند تابوت که با پرچم جمهوری اسلامی پوشانده شده بود نیز هم راهِ شان بود که مثلن نماد سه دانش جوی شهید سال 1332 بوده (البته این را من آن موقع نفهمیدم امّا این جا نوشته). در مورد برخورد مختصری که با بسیجیان داشتیم در بند های یعد خواهم نوشت.


شش. هر از چند گاهی می دیدم که یکی از میان جمعیّت به بیرون می دود و بقیه فریاد می زنند: «بگیریدش!». نمی دانم چه کار کرده بود یا بقیه چه طور فهمیده بودند که جاسوس و مزدور است امّا از حمایت حراست و نگه بانی و انتظامات که برخوردار می شد می فهمیدم که واقعن بچّه ها درست فهمیده اند. دانش جو ها فقط می خواستند کارت دانش جویی اَش را بگیرند امّا مزدور ها پا به فرار می گذاشتند.


هفت. حدود ساعت 13:30 به سوی شمال دانش گاه به راه افتادیم. در حین حرکت شعار می دادیم و عدّه ی بیش تری با ما هم راه می شدند. در شمال ساختِ مان ابن سینا کمی ایستادیم و بچّه ها را دیدیم که سَر از پنجره ها بیرون آورده اند. فریاد زدیم: «دانش جوی با غیرت، حمایت حمایت» و وقتی از درب شمالی وارد آن شدیم و کمی شعار دادیم از جمعیّت رو به افزایش فهمیدم که کلاس ها را خود بچّه ها تعطیل کرده اند.

هشت. در هم کف ابن سینا مدّتی ایستادیم و شعار دادیم. احتمالن فیلم های آن درخواهد آمد. از نیم طبقه ی نخست داشتند با دوربین های قوی فیلم می گرفتند که بچّه ها آن ها را هو کردند و به سویِ شان پول پرتاب کردند و منصرفِ شان کردند. شعار ها که داده می شد چون فضا بسته بود، چنان پژواکی می شد که حد نداشت و واقعن لرزه بَر اندام می انداخت. بسیجی ها که تعداد بسیار اندکی داشتند شروع کردند شعار های خودِ شان را دادن که هر چه کوشش کردم بشنوم چه می گویند نتوانستم.

آن ها به شعار هایی که به خامنه ای مربوط می شد، جسّاس بودند و وقتی گفتیم: «مرگ بَر ستم گر، چه شاه باشه چه رَه بَر» خیلی عصبانی شدند و می خواستند با ما درگیر شوند که انتظامات میان ما و آن ها حائل شد. در نتیجه ی این کار بسیجی ها ما شعار دادیم: «مرگ بَر بسیجی». تجمّع در هم کف ابن سینا ادامه داشت تا حدود ساعت 14:30 و پس از آن از آن جا بیرون آمدیم و در شمال ساختِ مان شعار های مختصری دادیم و بعد کم کم بچّه ها پراکنده شدند.

مشاهدی ویژه: وقتی داشتیم به سوی ابن سینا حرکت می کردیم یکی از دانش جو ها را دیدم که بسیجی بود و اخیرن در مقاله ای به مهندس موسوی توصیه کرده بود که دست از مخالفت بردارد و شعار وحدت سَر دهد و به آغوش نظام برگردد و خُزَعبَلاتی از این قُماش!

وقتی نوشته اش را که روی بُرد انجمن اسلامی دانش جویان مستقل (تشکّلی موازی انجمن اسلامی با مواضعی دقیقن همانند بسیج) چسبانده شده بود خواندم به حدّی خشم گین شدم که حد نداشت امّا بعد خیلی خندیدم که چه طور زِپِرتی ای چون او به خودش اجازه داده به ملّت ایران اهانت کُند. خدا واقعن در جای حق نِشَسته؛ وقتی ما را می دید که فریاد می زنیم «یا حسین، میر حسین» و این شعار تکانش می داد قیافه اش چنان دیدنی بود و چنان داشت عذاب می کِشید و چنان دَر هم رفته بود که از هر مجازاتی برایش بِه تر بود.

شعار های برگزیده: «ما اهل کوفه نیستیم، پشت یزید بایستیم» - «مرگ بَر ستم گر، چه شاه باشه چه رَه بَر» - «رسانه های شیطان، ایران و فارس و کیهان» و «دیکتاتور بی چاره، بازی ادامه داره» ، «مرگ بر یه مفسدین ، رهبر و محمود و پوتین»!

ادامه مطلب ...

تصاویر اهدای گل توسط نیروی انتظامی و لباس شخصیها به مردم !

0 نظرات
اهدای گل توسط نیروهای انتظامی و لباس شخصی به مردم و دانشجویان!

. سردار علی فضلی، فرمانده سپاه سيدالشهدا ‌استان تهران: "تدابير ما تدابيری فرهنگی است، قصد داريم در اين روز (۱۶آذر) به‌خصوص در استان تهران گل هديه دهيم!"





ادامه مطلب ...

گزارش تصویری ناخواسته ایرنا! از تصویر کشیدن شدت خشونت حکومت علیه مردم

0 نظرات
گزارش تصویری ناخواسته ایرنا! ازتصویر کشیدن شدت خشونت حکومت علیه مردم
. ادامه راه سبز«ارس»: خبرگزاری ایرنا گزارش تصویری را از بخشی از اعتراضات امروز با عنوان «آشوبگران 16 آذر» منتشر کرده است. این عکسها ناخواسته در نوع خود کم‌نظیر است به جهت اینکه شدت درگیری میان نیروهای امنیتی و مردم را در خیابان نشان می‌دهد و نکته قابل توجه در عکس‌های فوق محل حضور عکاس ایرناست که در طرف نیروهای امنیتی و رو به مردم قرار دارد!:











ادامه مطلب ...

گزارش لحظه به لحظه دانشگاه امیرکبیر - ۱۶ آذر

0 نظرات
گزارش لحظه به لحظه از دانشگاه امیرکبیر


گزارش لحظه به لحظه اخبار مربوط به تحرکات داخل و اطراف دانشگاه امیرکبیر تا ساعت 14:30.

ساعت ۱۱:

در حافظ دانشگاه مملو از نیروهای امنیتی است. در ولیعصر هم بسته شده است. در چهارراه ولی عصر ۴۰ تا ۵۰ نیروی لباس شخصی قرار داده شده اند.

ساعت ۱۱:۲۱ :

تعدادی نیروی لباس شخصی از صبح وارد دانشگاه و در ساختمان معاونت فرهنگی مستقر شده اند. شنیده ها حاکی از آن است که تعدادی لباس شخصی هم در دسته های دوتایی و سه تایی وارد دانشگاه می شوند.

ساعت ۱۱:۳۹ :

تجمع دانشجویان معترض با شعر یار دبستانی شروع شده است. حضور نیروهای لباس شخصی در میان دانشجویان محسوس است.

ساعت ۱۱:۵۱ :

جمعیت دانشجویان لحظه به لحظه بیشتر می شود. تعداد زیادی نیروی لباس شخصی در این تجمع حضور دارند. دانشجویان با بالا بردن دست هایشان به علامت پیروزی و با نماد های سبز در دانشگاه حرکت می کنند. شعارها: نصر من الله .... ، محمود خائن، آواره کردی ... ، الله اکبر و ....

ساعت ۱۲:۰۸ :

بسیج دانشگاه با تحریک دانشجویان سعی در ملتهب کردن جمعیت دارد. درگیری میان بسیجیان و دانشجویان آغاز شده است. شعارها: بسیجی برو گمشو، بسیجی وحشی شده، یاحسین میرحسین، مرگ بر دیگتاتور و .....! نیروهای لباس شخصی دست به جیب و آماده در میان جمعیت حرکت می کنند.

ساعت ۱۲:۱۳ :

برنامه تریبون آزاد با سخنرانی مجید توکلی یکی از دانشجویان آزاده امیرکبیر، در مقابل دانشکده پلیمر آغاز شد.

ساعت ۱۲:۲۰ :

مجید توکلی: امروز اینجاییم تا اعتراض مان را بر سر همه مستبدان و مستکبران جامعه و در راس آن ها آقای خامنه ای فریاد بزنیم.

فریاد خانمه ای قاتله، ولایتش باطله از طرف دانشجویان سبز طنین انداز شد.

ساعت ۱۲:۲۶ :

در ولی عصر بسته شده است و هر کسی را که از سمت خیابان به این در نزدیک می شود با باتوم می زنند.

ساعت ۱۲:۳۲ :

دانشجویان که تعدادی حدود ۱۵۰۰ نفر داشتند، به سمت در ولی عصر حرکت کردند تا با مردم ابراز همبستگی کنند.

ساعت ۱۲:۳۷ :

در ولی عصر توسط دانشجویان شکسته شد و مردم و داشنجویان پشت در توسط دانشجویان در داخل دانشگاه آورده شدند. جمعیت دانشجویان رو به افزایش است.

ساعت 12:58:

گاردهایی که بیرون دانشگاه و پشت در ولی عصر ایستاده اند با دانشجویان درگیر شده اند. تعدادی عکاس و فیلم بردار در حال شناسایی دانشجویان هستند. شنیده ها حاکی از آن است که مینی بوس هایی برای دستگیری دانشجویان در خیابان سمیه پارک شده است.

ساعت 13:01:

جمعیت سازمان دهی شده بسیجی به سمت در ولی عصر به حرکت در آمده. جمعیت متشکل از لباس شخصی ها و تعداد اندکی از بسیجی های دانشگاه. درگیری میان دانشجویان سبز و این گروه!

ساعت 13:09 :

جمعیت بسیجی حدود 150 نفر تخمین زده می شود. دانشجویان سبز در حدود 2000 نفر در مقابل بسیجی ها ایستاده اند.

ساعت 13:19 :

شنیده ها حاکی از این است که در چهارراه ولی عصر نیروهای امنیتی به ایستگاه های بی آر تی حمله کردند و شهروندان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

ساعت 13:23 :

عکسی از تجمع امیرکبیر، سایر عکس ها در پست بعدی تا لحظاتی دیگر قرار داده می شود. لطفا در بالاترین و سایت های دیگر لینک پست بعدی از نیز قرار دهید.

دوستان پلاکارد به دست بسیجیان هستند که تعدادشان از 150 نفر تجاوز نمی کند. گوشه پایین عکس خط پایانی تجمع بسیجیان است. عکس های بعدی با کیفیت بیشتر قرار داده خواهد شد.

ساعت 13:35 :

دانشجویان سبز با پس زدن جمعیت بسیجی با شعار یاحسین میرحسین در دانشگاه راهپیمایی می کنند.

ساعت 13:42 :

تعدادی از مردم هم زمان شکسته شدن در به دانشگاه وارد شده اند.

ساعت 13:53 :

دانشجویان دوباره برای برگزاری تریبون آزاد به سمت سردر دانشکده پلیمر رفتند.

ساعت 14:07 :

جمعیت معترض به سمت یکی از درهای دانشگاه در حال حرکتند و احتمالا قصد خارج شدن از آن را دارند.

برای آپلود کمی مشکل داریم. به زودی بقیه عکس ها و فیلم ها بر روی وبلاگ قرار می گیرد. پست عکس ها و فیلم ها ایجاد شد.

ساعت 14:25 :

درگیری در در ولی عصر . دانشجویان عکس احمدی نژاد را آتش زدند. گاز اشک آور زده شد. عده ای از بیرون دانشگاه به داخل آمدند و اقدام به شکستن شیشه های بانک کردند.

ساعت 14:37 :

لباس شخصی ها با سنگ به دنبال دانشجویان دویده اند و به داخل دانشگاه وارد شدند. اما به سرعت بیرون رفتند. تعدادی از دانشجویان در در این حرکت زخمی شده اند.

ادامه مطلب ...

گزارش ویدئویی از روز ۱۶ آذر - سری دوم

0 نظرات
گزارش ویدئویی از روز ۱۶ آذر - سری دوم
شعارهایی که تاکنون در دانشگاه های تهران، شریف و امیرکبیر و همچنین خیابان های اطراف این دانشگاه ها شنیده شده است:

«پلیس ضد شورش/ احمدی رو بشورش‬»
«خامنه ای ق../ ولاتیش باط..»
«شکنجه! حمایت! مرگ بر این ولایت»
«بسيجی دروغگو/ كارت دانشجویی ات كو‬»
«پول نفت چی شده/ خرج بسیجی شده»
«دولت جنایت می کنه/ رهبر حمایت‬ می کنه»
«غزه و لبنان کمن / رفتن سراغ یمن»
«شعار ملت ما/ دین از سیاست جدا»
«دانشجو بیدار است/ از دیکتاتور بیزار است»
«موسوی بهانه س/ کل نظام نشانه س‬»
«بترسید، بترسید/ ما همه با هم هستیم»
«زندانی سیاسی آزاد باید گردد»
«مرگ بر خ...»


دانشگاه امیرکبیر





دانشگاه شریف



ادامه مطلب ...

ویدئوهای دریافتی در روز ۱۶ آذر - سری اول

0 نظرات
ویدئویی از تظاهرات و تجمع دانشجویان دانشگاه مشهد: "اینجا"


دانشگاه تهران: "اینجا"

دانشگاه تهران قبل از ظهر: "اینجا"


ادامه مطلب ...

تصاویر دریافتی در روز ۱۶ آذر - سری اول

0 نظرات
تصاویر دریافتی در روز ۱۶ آذر - سری اول

سردر دانشگاه تهران - صبح 16 آذر

سردر دانشگاه تهران - صبح 16 آذر

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف - 16 آذر

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف - 16 آذر

ادامه مطلب ...

اولین گزارشها در روز ۱۶ آذر تا ساعت ۱۳:۳۰

0 نظرات
کارت آبی رنگ برای ورود بسیج به دانشگاه تهران

شبکه جنبش راه سبز (جرس) : جمع زیادی از اعضای پایگاههای مقاومت بسیج از صبح امروز با داشتن "کارت آبی" وارد محوطه دانشگاه تهران می شوند.

به گزارش جرس کارتهای آبی از قبل به اعضای بسیج داده شده بود اما در عین حال در مقابل درب پورسینای دانشگاه تهران نیز اعضای شناحته شده بسیج به اعضایی که فاقد کارتهای آبی هستند اینگونه کارتها را ارائه می کنند تا آنها با نشان دادن این کارتها به حراست مستقر شده در برابر دربهای گوناگون وارد دانشگاه شوند.

گفتنی است به این بسیجیان در هنگام دریافت کارتهای آبی رنگ گفته می شود که با همین کارت می توانند ناهار امروز خود در دانشگاه را نیز صرف کنند.

سایر اخبار کوتاه از حوادث رخ داده تا این ساعت:

- تجمع دانشجویی روز دانشجو در درون دانشگاه شریف منجر به هواشدن بادبادک های سبز رنگ در فضای آسمان شد. به گزارش خبر آنلاین همچون دانشگاه تهران در اطراف دانشگاه شریف نیز ماموران نیروی انتظامی امور را تحت کنترل دارند و رفت و آمد مردم ادامه دارد.

- احمد محمدنيا دانش آموخته دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل امروز 16 آذر , روز دانشجو ,مقابل دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل بازداشت شد.

- دانشجویان دانشگاه آزاد رودهن نیز امروز با مراجعه به دانشگاه خود متوجه تعطیل شدن دانشگاه خود، بدون اطلاع رسانی قبلی شدند.

- از دانشگاه اراک خبر می رسد که دانشجویان معترض امروز در تجمع خود عکس محمود احمدی نژاد را به اتش کشیدند

- برای دیدن فیلمی از تجمع امروز دانشگاه شریف اینجا را کلیک کنید

درگیری‌ پراکنده نیروهای امنیتی و انتظامی با مردم

نيروهای یگان ویژه نیروی انتظامی با لباس‌های سياه به همراه برخی نيروهای ديگر با انواع تجهيزات در تمامی خيابان‌های منتهی به درب‌های دانشگاه تهران مستقر هستند.

وضعيت دانشگاه تهران در صبح 16 آذر؛

به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی از پردیس مركزی دانشگاه تهران، حضور نیروها خصوصا در میدان و خیابان انقلاب بسیار چشمگیر است و تدارك امروز را می‌توان یکی از پر جمعیت‌ترین آن‌ها در ماه‌های اخیر دانست.

همچنین، نیروهای امنیتی با استفاده از فرصت تعطیلی چند روزه تمامی نرده‌های دانشگاه تهران را با انواع بنرهای تبلیغاتی به مناسبت عید غدیر و غیره پوشانده‌اند به نحوی كه امكان دیدن خیابان‌های اطراف برای دانشجویان و ارتباط با داخل دانشگاه برای افراد خارج از آن امکان پذیر نیست. حضور نیورهای لباس شخصی و بسیجی در داخل دانشگاه فضای آن را از حالت آرامی که تا چند ساعت پیش وجود داشت خارج کرده‌است.

از دانشگاه شریف هم خبر می‌رسد که به غیر از نیروهای انتظامی تعدادی از نیروهای بسیجی از صبح امروز در اطراف این دانشگاه مستقر هستند. بر اساس این گزارش دانشجویان دانشگاه شریف در چندین مورد به سر دادن شعار بر علیه دولت کودتا پرداخته‌اند.

همین‌طور براساس گزارش‌های دریافتی در اطراف دانشگاه امیرکبیر تجمع جمعیت بسیاری وجود دارد که با ممانعت از ورود جمعیت به داخل دانشگاه اوضاع رو به تشنج می‌رود.

در میدان فلسطین و هفت‌تیر نیز درگیری‌های پراکنده‌ای میان مردم و نیروهای انتظامی رخ داده‌است که بر اساس گزارش‌های رسیده نیروهای امنیتی و انتظامی اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور به سمت معترضین کرده‌اند. بر اساس این گزارش جمعیت در میدان هفت تیر در حال افزایش است.

درگیری نیروی نظامی با مردم در حوالی میدان انقلاب

علی رغم حضور گسترده نیروهای ضد شورش درمناطق مرکزی شهر تهران و اطراف دانشگاه تهران و همچنین هشدارهای پلیس در روزهای گذشته، گزارش های رسیده از تهران حکایت از درگیری پراکنده در این مناطق است.

به گزارش خبرنگار جرس، از ساعتی پیش درخیابان انقلاب تقاطع طالقانی درگیری های پراکنده ای بین گروههای مردم و نیروهای نظامی روی داد که پلیس برای پراکنده کردن مردم به باتوم و گازاشک آور متوسل شد.

در پیاده روهای جنوبی خیابان انقلاب و روبه روی دانشگاه تهران نیز نیروهای نظامی دو زن میانسال را که پارچه سبز به کیف دستی خود آویخته بودند را با خشونت دستگیر و آنها را به ون های مستقر شده پلیس منتقل کردند.

در مقابل پارک دانشجو و در محوطه تئاتر شهر نیز صدها مامور ضد شورش تجمع کرده اند.

همچنین بنا به مشاهدات عینی خبرنگار جرس بیش از سی اتوبوس با پلاک های شهرستان در خیابانهای اطراف دانشگاه تهران حضور دارد که احتمالا نیروهای لباس شخصی و بسیجی را از دیگر شهرستانها به نقاط مرکزی شهر منتقل کرده اند.

ادامه مطلب ...

بیانیه شورای فعالان ملی - مذهبی در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو

0 نظرات
شورای فعالان ملی - مذهبی در آستانه روز دانشجو اعلام کرد:
۱۶ آذر؛ يادمان جنبش ضد استبدادی و ضد استعماری دانشجويان ايران

. شورای فعالان ملی - مذهبی در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرده ‌است:

«به نام خدا»

۱۶ آذر؛ یادمان جنبش ضد استبدادی و ضد استعماری دانشجویان ایران است. در این روز خودکامگی و استعمار، با دادخواست خونین دانشجویان ایرانی، به دادگاه افکار عمومی رفت. امروز، آن سلطنت که دانشجویان و نهضت ملی ایران را ایادی خارجی و بیگانه‌پرست میخواند، به محاق تاریخ رفت، اما همچنان شعله‌ی "سه آذر اهورایی"، آن‌چنان که دکتر شریعتی گفته بود، در سپهر دانشگاه‌های ایران می‌درخشد.

اینک در شرایطی به استقبال 16 آذر میرویم که با آغاز جنبش سبز مردم ایران، زخم 18 تیر 78‌، با حمله خشونت‌بار 25 خرداد 88 به کوی دانشگاه تازه شده است؛ هر روز شمار زیادی از دانشجویان منتقد و آزادیخواه، از دانشگاه روانه‌ی زندان می‌شوند؛ دهها نفر از تحصیل محروم میشوند؛ استادان منتقد تحت فشارند؛ رشته‌های علوم انسانی زیر فشار توهم‌های توطئه‌اندیشانه قرار دارند و صدها نفر به کمیته‌های انضباطی احضار میشوند و مورد تهدید قرار می‌گیرند.

متقابلاً هر روز نقدهای تندتری در جامعه‌ی دانشجویی گسترش مییابد و از این طریق به جامعه و حوزه‌ی عمومی منتقل میشود. حاکمیت بر اساس راهبردی ناکارآمد، همچنان به سرکوب و تشدید فضای پلیسی و تصفیه‌ی دانشگاهها از مخالفان سیاسی میاندیشد. در چنین شرایطی ممکن است جنبش دانشجویی، با اتخاذ مواضع تند و رادیکال و همچنین تشدید شعارها و اقدامات خود، در صدد مقابله برآید.

بروز خشونت در مرحله‌ی کنونی، تهدیدی جدی به شمار میرود و روشنفکران، رهبران و فعالان سیاسی و گروههای مرجع باید نسبت به آثار و عواقب تندرویها هشدار دهند. بیتردید اعمال خشونت از هر طرف، میتواند به بحرانی گسترده و عمیق بینجامد و کیان ملی را تهدید نماید. هدف اصلی جنبش سبز مردم ایران و جنبش دانشجویی، تأمین حقوق اساسی، محو خشونت، بسط دمکراسی و مدارا و برقراری مناسباتی عادلانه در جامعه است، بنا بر این نمیتوان با روش‌هایی که متضمن خشونت و نامداراگری است، به امحای خشونت پرداخت.

براساس آموزه‌های دینی و اخلاقی، ما نمیتوانیم برای دست یافتن به هر هدف، هر چند مقدس و انسانی، به وسایل و ابزارهای ناموجه متوسل شویم. تاریخ گواهی میدهد که کسانی که روزی قربانی خشونت بودند، اگر برای مبارزه به روش‌های قهرآمیز و خشن متوسل شده‌اند، در گردش روزگار، روزی خود نیز، مقلد مخالفان خود گشته‌اند و با همان روش‌ها، دگراندیشان را سرکوب کردند.

امروزه شاهد رشد و ارتقای جنبش دانشجویی و تقویت شبکه‌های ارتباطات افقی و گسترش حوزه‌ی عمومی هستیم. ارتقای پیوندهای اجتماعی و همچنین گسترش همدلی و تعاون در بین گروههای دانشجویی، همچنین رویکرد جدید آنها در ایجاد حلقه‌های دوستی و هم‌اندیشی، ورود دانشجویان به عرصه‌ی خلاقیت‌های هنری در نقد دیکتاتوری و سلطه و گشودن فضاهای جدید واقعی و مجازی، ویژگیهای جنبش دانشجویی در دوران حاضر است.

تداوم جنبش اجتماعی مردم و جنبش دانشجویی مرهون خلاقیت‌ها و نوآوریهایی است که همگان را در سطح ملی و بین‌المللی متحیر ساخته است. مبارزه‌ی بدون خشونت، دشوارتر از مبارزات خشن و قهرآمیز است، اما دیر نیست زمانی که زندانیان دانشجو آزاد شوند و به مدد تلاش‌ها و مجاهدات دانشجویان روشنفکر، شاهد دمکراسی، عدالت و توسعه‌ی ملی در سایه‌ی معنویت و اخلاق باشیم. بردباری کنیم که خدای یگانه به شکیبایان نوید پیروزی داده است.

ما ضمن اظهار همدلی و همدردی با دانشجویانی که برای آزادی‌خواهی، عدالت‌جویی و حمایت از منافع ملی و سربلندی کشور، تحت فشار و ایذاء قرار گرفته‌اند، از حق مسلم آنها برای تجمع و بزرگداشت 16 آذر حمایت می‌کنیم و امیدواریم که همه‌ی دانشجویان، با شکیبایی و بردباری، دوران سختِ کنونی را بگذرانند و با پرهیز از شتاب‌زدگی و تندروی و با درک ظرفیت شرایط و با امید به یاری پروردگار، حقوق اساسی خویش را همگام با جنبش سبز ملت ایران پیجویی کنند.

شورای فعالان ملی - مذهبی
15/9/88

ادامه مطلب ...

باز شب ۱۶ آذر شد، آری! اینچنین است یا اینچنین نیست برادر؟

0 نظرات
آری! اینچنین است یا اینچنین نیست برادر؟

باز شب ۱۶ آذر شد. باز حاکمیتی بین خود و وضعیتی که در تاریخ ایران تکرار شده است شباهت دید و دست به همان کاری که سلفش کرد و نتیجه نداد. اما خب! ظاهرا نوک بینی را جلوتر دیدن نه رسم اینان است.

آری اینچنین است برادر ! اینچنین است برادر سعید ! برادران سعیدهای جلالی و کلانکی عزیز ! یادم هست شما بودید و اندیشه حقوق بشرتان. شما بودید و اندیشه آزادی و برابری برای همه انسانها. شما بودید و هستید و تلاش برای اجرای اعلامیه ای که میثاقی است انسانی بین انسانها. میثاقی که هم به حکم اوفوا بالعقود و هم به حکم عقل می دانیم که باید از آن پیروی شود. می دانی برادر! مدعیانی که بیش از یک دهه است شعار آزادی می دهند و دم از حقوق بشر می زنند هم انگار تعریفشان از بشر با من و تو و ما فرق دارد. انگار بشر یعنی هماهنهایی که با ایشانند. یعنی دولتی و مجلسی و همراه حزبی و گروهی و فکری دیروز و امروز . بشر یعنی خودشان نه یعنی همه ما. انگار ما بشر نیستیم . حق بشر بودن را حتی اینان هم از ما میستانند و ما را بشر نمی دانند. می دانی برادر ! بشر اینان یعنی فهم خودشان از بشر!

آری ! برادر ! اینچنین نیست ! اینچنین نیست که هر که شعار حقوق بشر داد واقعا حقوق بشری است. هر که ژست آزادی گرفت لزوما آزادیخواه است. امروز در ایران می توانی آزادیخواه باشی و معترض به همه ساختار حاکمیت و رئیس یک مرکز بلندپایه فرهنگی. می توانی در اوج فشار بر مردم و در آستانه 16 آذر و این همه بازداشت و زندان و محاکمه دوستانت و همراهانت که آن موقع که باید حمایتت کردند و امروز زندانی اند همایش فرهنگ و هنر عشایر برگزار کنی و خبرگزاری های رسمی هم خبر کار کنند و عکس بگیرند و کلی هم صفا کنی که بله! دیدید ما شخصیتی فرهنگی هستیم. آری اینچنین نیست برادر که از خود و مال و جانت بگذری برای آزادی و حقوق بشر و برابری. می توانی هم خودت را مبارز بدانی و هم عضو فلان مجمع تشخیص باشی و رئیس فلان جا و استعفا هم ندهی و چپ و راست هم که فشار زیاد می شود بر سابقه دوستی با آقایان حاکم و رقیب امروز و دوست دیروز پای بفشری که به ایشان بگویی که خب ! دیروز بالاخره با هم دوست بودیم و حق دوستی سر جای خودش محفوظ است.

برادر! اینچنین نیست که این مبارزان دهه جدید ما را خودی بدانند . اینان نیز به مانند حاکمان دیروز و امروز ایران ما را غیرخودی می دانند. ولی خب ! جماعتی رویشان می شود و می گویند و اینان رویشان نمی شود و نمی گویند. دعوا انگار تنها بر سر همین رو شدن و نشدن است آخر سعیدهای عزیزم!

راستی برادران! خواهری هم به جمعتان افزوده شده! مهدیه گلرو و همسرش وحید عزیز را هم گرفتند و جمع غیر خودیهای بیرون زندان کمتر شد. اما انگار نکنی که اتفاقی افتاده. اگر خیال کنی که زبانم لال روزنامه ای اصلاح طلب نام شما را و مهدیه را و حتی غیر خودی پیشکسوتی مانند دکتر ملکی را بر زبان بیاورد. سایتهایشان هم که آزاد ترند حداکثر در گوشه ای یادی از شما می کنند. تازه آنهم پس از کلی زمان. کاش بیایید بیرون و در موتور جتسجوی گوگل بگردید عنوان خبر بازداشت تان را تعداد وبگاههای کار کرده را ببینید؟ بعد قیاس کنید با مثلا خبر رفتن به عیادت و میهمانی آقایان! نمی دانم! زندان و شکنجه و نقش آشکار حقوق بشر فعالین حقوق بشر و تلاش حاکمیت برای نابودی فعالان حقوق بشر مهم تر است یا عیادت؟ ولی خب! خدا نکند آن روز را! احیانا به تریج قبای خودیهای حاکمیت بر می خورد و آنوقت برادران حاکم امروز از برادران حاکم دیروز دلخور می شوند. برای این عزیزان امروز مبارز ! دلخور نشدن اینان بهتر است از شکنجه شدن شما و مهدیه و ما و همه مان. از روزها و ماهها انفرادی. از اعدام کرد و ترک و بلوچ و متعلق به هر قوم ایرانی به گناهی ناکرده. می دانی! اینچنین نیست برادر که ما چون به آزادی و حقوق بشر متعهدیم خودی باشیم. خودی یعنی همراه با ایشان. هم در نظر و هم در عمل . اگر هم انتقاد داری انتقادت را حتی اگر بلند می گویی ولی باید لایت باشد و رقیق. با آقایان آن بالا مالاها کاری نداشته باشی. فقط اعتراض و بیانیه. بعد هم صبح بروی سر کار و شیک بعدازظهر برگردی و اعتراضت را بکنی. بعد هم اسم خودت را بگذاری رهبر جنبش فلان رنگ. به همین راحتی. بی خیال بچه هایی که زندگیشان را برای احقاق حقوق انسانی یک ملت گذاشته اند و شب و روز کار می کنند و حرفه ای شده اند. بی خیال خونهایی که ریخته و حداقل کمیته گزارشگران حقوق بشر در تهران نام بیش از 70 نفرشان را منتشر کرد. حتی بی خیال دوستان دیروزت که امروز در بنداند و مردان ایستاده اند. فقط ماکزیمم کاری که می کنی رفتن به خانه هاشان است و مهمانی رفتن و مهمانی دادن. دیدار کردن با همدیگرانی که هر کدام مدعی رهبری جنبش آن رنگ اند. بی خیال برادر ! اینچنین نیست که باید باشی . اینچنین است که اینان هستند.

باز هم راستی ! هوای مهدیه و وحید را داشته باشید. تازه آمده اند و نابلد. یادشان بدهید که یاد بگیرند مقاومت نه یک بازی روزانه که آفرینش است. آفرنیشی است که در اوج نا امیدی زاده می شود. در اوج عسر یسر می آفریند و ایمان دارد که ان مع العسر یسرا.

می دانید که این حرفها و درددلها و قصه های پر غصه را روزها بود که می گفتم. اما خب ! امروز که دیگر به جان و جهان حقوق بشریها و دانشجویان هجوم آورده اند و زندان را از انسان پر ساخته اند می گویم. باید گفت در این واویلا حقیقت را برادر! می دانم جرمتان و جرم خواهرمان و همسرش همین حقیقت گویی است. مرغ حق را اینان سر می برند تا حق را بپوشانند.

عزیزانم ! آیت الله طالقانی فقید که هنوز و هنوز پس از سی سال پدر می خوانیمش و دست گرمش را بر سر مای جوان و دگر اندیش حس می کنیم در روز آخر دادگاه خود و در یکی از سیاه ترین روزهای ایران پس از اعلام به دادگاه سوره فجر را خواند.

وَالْفَجْرِ (1)

وَلَيَالٍ عَشْرٍ (2)

وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (3)

وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ (4)

هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ (5)

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ (6)

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ (7)

الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ (8)

وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ (9)

وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ (10)

الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ (11)

فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (12)

فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (13)

إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ(14)

یعنی:

به سپيده دم سوگند ! (1)

و به شبهاى دهگانه، (2)

و به زوج و فرد ، (3)

و به شب، هنگامى كه (به سوى روشنايى روز) حركت مى‏كند سوگند (كه پروردگارت در كمين ظالمان است)! (4)

آيا در آنچه گفته شد، سوگند مهمى براى صاحبان خرد نيست؟! (5)

آيا نديدى پروردگارت با قوم «عاد» چه كرد؟! (6)

و با آن شهر «ارم‏» باعظمت، (7)

همان شهرى كه مانندش در شهرها آفريده نشده بود! (8)

و قوم «ثمود» كه صخره‏هاى عظيم را از (كنار) دره مى‏بريدند (و از آن خانه و كاخ مى‏ساختند)! (9)

و فرعونى كه قدرتمند و شكنجه‏گر بود، (10)

همان اقوامى كه در شهرها طغيان كردند، (11)

و فساد فراوان در آنها به بار آوردند; (12)

به همين سبب خداوند تازيانه عذاب را بر آنان فرو ريخت! (13)

به يقين پروردگار تو در كمينگاه (ستمگران) است! (14)

خاطرتان هست؟ می دانیم که فجر نزدیک است. اندکی صبر سحر نزدیک است. زندان هست. شکنجه هست. اعدام و گلوله و شهادت هست. اما صبح هم هست. فجر هم هست. الیس الصبح بقریب؟

علی کلائی

ادامه مطلب ...

نوشته های سعید شریعتی در سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین

0 نظرات
نوشته های سعید شریعتی در سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین


. ادامه راه سبز«ارس»: سعید شریعتی عضو جبهه مشارکت در وبلاگ خود (از این روزها) نوشته است:مدت‌هاست که در وبلاگ چیزی ننوشته‌ام. راستش از وقتی در فیس بوک دور هم جمعیم وبلاگ نویسی حوصله بیشتری می‌خواهد. حدود چهار ماه هم که در غیبت صغری بودم. (خدا غیبت کبری را به خیر کند). به هر حال در این چهار ماه توفیق اجباری نصیب شد و هزاران صفحه بازجویی و تحلیل تقدیم اسلام و مسلمین کردم و به اندازه چندین سال، آن هم با قلم و کاغذ که مدتهابود به دلیل پیپرلس شدن کنارشان گذاشته بودم، مطلب نوشتم.

در عین حال فرصت انفرادی و زندان مغتنم بود و صدها بیت شعر گفتم. غزل‌ها و دوبیتی‌ها و مثنوی‌ها و چارپاه‌های و شعرهای آزاد و نیمایی که تعدادی از آنها را اینجا تحت عنوان حبسیات می‌آورم. تعدادی نامه هم برای شیوا نوشتم که بعضی‌هاش را می‌شود انتشار عمومی داد اما باید شیوا مجوز بدهد. دفاعیات دادگاه هم که فعلاً قابل انتشار نیست. تا بعد ببینیم خداوند چه چیزی برای ما مقدر کرده است.

به هر حال فعلا با این چند شعر شروع کنیم و حرف‌ها و حدیث‌ها بماند به وقت خودش. عید غدیر را هم به همه تبریک می‌گویم و آرزوی روزهای روشن از پس این عید برای همه دوستان دارم:

* کار آیینه

تقدیم به حضرت ولی عصر(عج) در شب میلاد مسعودش

من چه گویم چه کار آینه کرد؟

که مرا رستگار آینه کرد

یک سبد گل به روی دست تو بود

فرودین صد بهار آینه کرد

تا خداوند روی ماه تو دید

هوس بی‌شمار آینه کرد

بی‌قراران بی‌شمار تو را

لطف پروردگار آینه کرد

کاش می‌شد صفای روی تو را

جلوة صد هزار آینه کرد

زندگی چیست؟ آه و آیینه

آه سردی که تار آینه کرد

هر که پیش تو مرد زنده هم اوست

غیر آن لکه‌دار آینه کرد

من و حلاج از تبار همیم

هر دو را بی‌قرار آینه کرد

آرزویم تو را معاینه بود

رقم این قمار آینه کرد

من به خویش آمدم در آیینه

ناگهان نقش یار آینه کرد

بعد از آن در تو گم شدم یعنی

کشف این اعتبار آینه کرد

من زبان بسته دل‌رمیده شدم

قصه را ماندگار آینه کرد

خلق ماندند در عجایب عشق

که چنین شاهکار آینه کرد

گشت روشن چرا چو منصورم

عاقبت سر به دار آینه کرد؟

شیر صحرای عشق بودم من

شیر صحرا شکار آینه کرد

تحفه آورد شیر بیشه عشق

پیش پایت نثار آینه کرد

تو تویی و بجز تو هر چه که هست

از تو نقش و نگار آینه کرد
۱۶ مرداد ۱۳۸۸
۱۵ شعبان المعظم ۱۴۳۰
انفرادی ۲-الف بازداشتگاه ۳۲۵ زندان اوین
============

* پرواز در هوای بهاری

تقدیم به همه برادرانم در زندان اوین

مردانی از تبار دلیران گزیده‌اند

کاینجا درون حجره زندان خزیده‌اند

دیوارهای سنگی این بند بسته را

صدها دلیر مرد غریبانه دیده‌اند

خط خط نوشته‌اند به رمز و نشانه‌ها

یعنی چه روزها که در اینجا کشیده‌اند

ای سایه ارغوان تو را زار می‌زنم

گویا تمام همقفسانم شنیده‌اند

من خواب دیده‌ام که زمستان سرآمده است

گنجشک‌ها میان چمن آرمیده‌اند

زنها دوباره خانه تکانی نموده‌اند

مردم برای هم همه عیدی خریده‌اند

یخ‌های کوچه چکه‌کنان آب می‌شوند

نو غنچه‌های لاله و نسرین دمیده‌اند

روزی تمام می‌شود این لحظه‌های سرد

خورشید را برای همین آفریده‌اند

آن روز در تمام زمین جار می‌زنیم

اینک شکوفه‌های بهاری رسیده‌اند

می‌بینم آن زمان که تمام پرنده‌ها

آزاد در هوای بهاری پریده‌اند
۱۸ مرداد ۱۳۸۸
انفرادی ۲-الف بازداشتگاه ۳۲۵ زندان اوین
============

* دو بیتی‌ها

۱)

خدایا دل گرفتار بلایه
به عشق و هجر و زندون مبتلایه

نمی خوام شکوه و زاری کنم مو
ولی بشنو گلایه آی گلایه

۲)

گلایه از دو زلفون سیاهش
گلایه از شکنج گرد ماهش

نمی خوام ناله و زاری کنم باز
نه که از اشک مو تر باشه راهش

۳)

گلستون رفتی و سرمست بودی
گلستون پیش رویت پست بودی

همونی که رخ از مو برگرفتی
گلستون رو به رویم بست بودی

۴)

کجایی تا به چشمم پا بذاری
خط خلخالت اینجا بذاری

دلم می‌خواد برگردی دمی چند
حنای پات زین خونها بذاری

۵)

اگه یار ایاغت بودم ای دوست
رفیق باغ و راغت بودم ای دوست

نعیم و سدره و طوبا چه بودی
اگه چشم و چراغت بودم ای دوست

۶)

خوشا چشمون حسرت آفرینت
خوش اون ساعت که مو باشم قرینت

دلم رو کشتی طوفان نشین کرد
تلاطم‌های زلف عنبرینت

۷)

به روزم تا سرابت رو ببینم
به شامم تا شهابت رو ببینم

خیالت خوابم از سر برده، بگذار
بخوابم تا که خوابت رو ببینم

۸)

شبی دیدم که بلبل سرگرونه
قناری در فقس آوازه‌خونه

شگفتم اومد از بی‌وقت‌خونی
که دیدم دلبرم رو پشتبونه

۹)

سمرقند و بخارا را شکر بود
که شیرین لب نگارم در سفر بود

نه که از مصر شکر بیش آرند
در آنجا هم دو سالی پیشتر بود

۱۰)

دلم در کوی تو جایی بلد نیست
نه پایینی نه بالایی بلد نیست

سر دلدار رو زانوشه اما
زبونش لاله، لالایی بلد نیست

۱۱)

پریشونی، زبونی، شروه خونی
امون از سرگرونی، سرگرونی

تو که یار منی، مردم چی میگن
خیالم رفته، یار دیگرونی؟

۱۲)

خودش رفت و خیالش خوش که رفته
چراغ جون مو خامش که رفته

سلام الله ما کر اللیالی
به آن لیلای مجنون کش که رفته

۱۳)

خبر داری نداری بی‌تو چونم
پریشون خاطر و آتش به جونم

همینی که خبر از مو نگیری
خرابم کرده و نا دلگرونم

۱۴)

دو چشمون سیاهت مست و میگون
دو چشمون خرابم رود جیحون

دل تو کوفه کوفه بی وفایی
دل مو کربلا در کربلا خون

۱۵)

خدا وقتی گلت رو می‌سرشته
به نوم خویش نومت رو نوشته

برای اینه که تو عشقبازی
نه با ما می‌پری نه با فرشته

۱۶)

حکایت سیب سرخ و دست لنگه
شب مهتابه و مال پلنگه

در خونت زدم از بن خرابم
کلوخ انداز را پاداش سنگه

۱۷)

دلم پر زد به سوی آسمونت
کبوتر خال شد تو ابروونت

خیالی نیست باشه جلد چشمات
بذار عادت کنه به دام و دونت

۱۸)

چه خوش رخسار نسرین تو دیدم
حکایت‌های دیرین تو دیدم

دو تا پلکام به هم چسبیده بودند
که دیشب خواب شیرین تو دیدم

۱۹)

که گفتت پیش کعبه رو نما کن
دلم صید حرم کردی، رها کن

گمونم حج تو باطل شه امسال
منو قربونی روز منا کن

۲۰)

کبوتر بچه بودم شوق پرواز
منو انداخت در چنگال شهباز

پشیمونی نداره عشقبازی
اگه بازم بشه بازم بشه باز

۲۱)

سرم سودای گیسوی تو داره
تموم خلوتم بوی تو داره

دل سنگ منو آیینه کردی
چه اکسیری که جادوی تو داره

۲۲)

خراب چشمتم باور می داری
نگاهی سوی این مضطر می‌داری

تو گفتی می خری قلب شکسته
دل دیوونه رو چند ور می داری

۲۳)

هوایت راهی میخونه‌ام کرد
اسیر اون چشای مستونه‌ام کرد

برای خوم کسی بودم زمونی
تمنای لبت دیوونه‌ام کرد

۲۴)

چه میشه پا به درگاهم بذاری
محل بر ناله و آهم بذاری

کمینت می‌نشینم گاه و بیگاه
که دامت رو سر راهم بذاری

۲۵)

گرفتارت شدم دلگیره مادر
جوونش رو گرفتی پیره مادر

اگه خونم بریزی هم غمی نیست
حلالت باشه بیش از شیر مادر

۲۶)

دو هفته میشه اون ماه دو هفته
میون ابرهای تیره رفته

خدایا باد و بارونی تگرگی
دلم تنگه براش آتیش تفته

۲۷)

نه این جسم موه که خاک کوته
نه روحه در تنم که عطر و بوته

میون کفر و ایمون تار مویی است
دلم بند همون یک تار موته

۲۸)

نگفته رفتی و دل موند پیشت
پریشونم از اون زلف پریشت

به شو در خواب مهمون تو بودم
چه داغی زد به جونم خواب دیشت

۲۹)

فریبا صورت گیسو بلندم
گل اندام نهفته در پرندم

مگه دامت نیفکندی به صحرا
بیا بنگر که من پا در کمندم

۳۰)

تو جانان منی جونم حلالت
دل و دینم فدای خط و خالت

از این ذهن پریشونم به والله
جدا هرگز نمی‌گرده خیالت

۳۱)

چرا ما رو هوایی می‌کنی تو
نگو کفره خدایی می‌کنی تو

هزارون عاشق دیوونه داری
هنوزم دلربایی می‌کنی تو

۳۲)

از این شوریدگانت گاه و بیگاه
چه می‌پرسی چرا گشتند گمراه

اگر شیطان به آدم سجده می‌کرد
همین گیسوی تو بس بود والله

۳۳)

گلای نرگس که چشماشون دراومد
چو یارم بر سر راشون دراومد

شنیدی مهر یوسف با زلیخا
سر عشق تو دعواشون دراومد

۳۴)

به دریا بنگرم لیلاست لیلا
به صحرا بنگرم لیلاست لیلا

کسی مجنون تر از مو دیده؟ حاشا
که خود را بنگرم لیلاست لیلا

۳۵)

عجب حال و هوایی داری ای عشق
فریبنده نوایی داری ای عشق

تماشای الست و این همه درد؟
عجب قالوا بلایی داری ای عشق

۳۶)

از اون بالات بگم؟ حاشا و کلا
مگه حرزش کنم باقل هوالله

خدا خود گفته در قرآن به بالات
هزاران آفرین صد بارک الله
============

* پرندپوش

برای آن مهربان که در خواب هم آرام جان بود

ده زکات روی خوب ای خوب روی

شرح جان شرحه شرحه بازگوی

کز کرشمه غمزه غمازه ای

در دلم افکنده داغ تازه ای

«مولانا»

دوباره خواب تو را دیدم چقدر خواب تو زیبا بود

دوباره هم نفسم بودی ولی چه حیف که رویا بود

میان باد تلاطم داشت شکنج زلف پریشانت

حجاب حجم گل اندامت پرند و اطلس و دیبا بود

پرند پوش پری پیکر گرفتمت چو گلی در بر

تمام فاصله مان چیزی به قدر یک دم و پروا بود

تمام فاصله مان هیچ است از این شکسته تو باور کن

اگر چه آن سوی دنیایی ولی تمام تو اینجا بود

درست مثل خودت زیبا به مهربانی چشمانت

طنین نغمه پاکت چون سروده های اهورا بود

چقدر پیش تو نالیدم و گفتم از تب و بی تابی

از استغاثه هر روزم و وعده های تو فردا بود

هوای سینه من ابری است پر از صبوری و دلتنگی

و چشمهای من از باران به پای عشق تو رسوا بود

از این دو دیده بارانی تمام ناحیه دریا شد

به یاد آر چو میرفتی مسیر راه تو صحرا بود

چه انتظار دل انگیزی است همیشه در نظرم هستی

همیشه منتظرت هستم اگر چه آخر دنیا بود

سی مرداد هشتاد و هشت
شب اول ماه رمضان
انفرادی ۲-الف بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
============

* برای چشمانت
برای چشمانی که در تمام روزهای سخت زندان با من بود و قوت دل بود و دریچه ای به رویاهای آبی فردا

چه بی نهایت گنگی است جای چشمانت

و رازهای نهان ماورای چشمانت

از این تلاطم بی انتها نخواهم رست

مگر که چاره کند ناخدای چشمانت

هزار سال گذشت ا ز سروده های دری

کسی نساخت سرودی سزای چشمانت

تمام قافله واژه ها تمام شدند

چه شعرها که نگفتم برای چشمانت

چه اشک ها که از این چشم غمگسار نریخت

چه گریه ها که نکردم به پای چشمانت

مرا تصور آن آهوانه خواهد کشت

چگونه جان ببرم زابتلای چشمانت

«دعای گوشه نشینان بلا بگرداند»

بلی، ولی چه کنم با بلای چشمانت

مرا معاینه خواهد نشاند، می دانم

به بزمگاه تو روزی خدای چشمانت

همان خدای که اسری بعبده لیلاً

سوار بال ملک تا سرای چشمانت

همان کسی که مرا با تو آشنایی داد

همان که کرد مرا آشنای چشمانت

همان خدای که فرمود روز خلقت تو

هزار جان گرامی فدای چشمانت

سوئیت ۲۲۲ بند الف ۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
دوشنبه ۲۵ آبان
============

* مرد استوار

تقدیم به مرد مقاومت در راه امام و نظام مهندس بهزاد نبوی که در مدت کوتاه همسایگیش با من در انفرادی صدایش برایم آمیزه‌ای از ایمان و مجاهدت و صبر بود.

مثل کوه استوار مثل رود پر نشید

همچو قله سربلند چون سپیده پر امید

ایستاده چون ستیغ در برابر گزند

چهره ای پر از نشاط سینه ای پر از امید

مظهر صلابت و اسوه مجاهدین

یادگاری از هزار مرد مثل خود شهید

کاش مثل او یکی مرد پای کار بود

کاش مثل او یکی بی شماره میدوید

لحن دلنشین او آیه های نور را

در وجود خسته ام مثل روح می دمید

در میان سوره ها انشراح بود و فتح

در طنین محکمش آیه هایی از حدید

پشت میله های سرد خسته بودم از هوا

دل گرفته از از زمین ناتوان و نا امید

ناگهان برای من لحن گرم پیرمرد

پشت درب آهنین همچو نعمتی رسید

بادهای سرد و گرم در پی وزیدنند

آه ای مسافران با کدام میروید؟

با کدام می روید لیک نیک بنگرید

مرد استوار کیست با که دست میدهید؟

سی و یکم مرداد ۱۳۸۸
انفرادی ۲ –الف بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
============

* نوبت عاشقی
به یاد مرحوم فانی قلهکی، با آرزوی سلامتی برادرم حجت‌الله کسری

تقدیم به محبوبم «شیوا» به خاطر نوشته نوبت عاشقی‌اش


ای خوشتر از جمال ملائک خیال تو

کانون دورکون و مکان خط و خال تو

«ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم

وز هر چه گفته‌اند» ز فضل و کمال تو

زلفت ربود ین دل صدپاره مرا

وین عقل هم که فدیه نقش نعال تو

«دل رفت و عقل رفت و بجز نیم جان نماند

آن هم به یک نگاه نمودم حلال تو»

من پیش از عشقت این همه سرمایه داشتم

شد اختیارم از کف و گردید مال تو

طی شد تمام روز و شب و ماه و سال من

مصروف انتظار و امید وصال تو

دیدم به خواب خوش که درآمد در آینه

در پرنیان سبز پریوش مثال تو

شد سر به مهر قصه آن خواب و حال من

رازی که ماند بین من و اهل حال تو

تعبیر خواب جستم و وجهی نیافتم

غیر از روایتی ز و صال محال تو

زین عمر رفته بی تو که خیری ندیده‌ایم

عشق است در طریقت رندان جمال تو

گفتم تمام می‌شود این لحظه‌های سرد

گفتی که پخته می‌کند این داغ کال تو

جز سوز دل چه یافتم از داغ لاله من

کاموختم زبان تمنای لال تو

وآن لال را ثواب به شیواترین بیان

دادی به اجر صبر صفات و خصال تو

می‌خواندم به نوبت عاشق شدن ولی

می‌ترسم از غیوری عز و جلال تو

شو خضر راه تا که در این داو عاشقی

شوییم تن به چشمه عشق زلال تو

۳ مهرماه ۱۳۸۸
سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ زندان اوین
============

* فطریه

از من مجو چه با دل بیمار می‌کنم

کان را فدای لحظة دیدار می‌کنم

بر من سپرده است که پیش از نماز صبح

خورشید را به عشق تو بیدار می‌کنم

فارغ ز شور معرکة رؤیت هلال

ابروی دوست دیدم و افطار می‌کنم

خلقی به شکر رفتن ماه صیام لیک

من سجده پیش آن مه عیار می‌کنم

شیخ اجل سیاق سخن بر خطا نراند

من نیز بی‌مجامله اظهار می‌کنم

«آنها که خوانده‌ام هم از یاد من برفت

الا حدیث دوست که تکرار می‌کنم»

این اعتراف نیست زبور محبت است

مزمار دوست گشته‌ام، اقرار می‌کنم

منت کشیدن از در او پادشایی است

این حجت من است که اصرار می‌کنم

من هر چه جز محامد محبوب گفته‌ام

در عمر خویش یکسره انکار می‌کنم

ای پیر بر نصایح بیهوده‌ات مکوش

صد بار گفته‌ام که من این کار می‌کنم

دل بر کمند گیسوی معشوق می‌دهم

جان را نثار قامت دلدار می‌کنم

۲۹ شهریور ۱۳۸۸ ۱ شوال المکرم ۱۴۳۰
عید مبارک فطر
سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
============

* چاووشی

به آن آرام جان که مرا به دیدار خوشحالان برد

کی می‌رسی از راه که چاووش تو باشم

بی‌قرعه خراب لب گلنوش تو باشم

ترسم که نیایی تو و جانم به لب آید

زین حوصله تنگ که در جوش تو باشم

یک پیرهن از بوی تو کنعان صدا را

در غلغله افکند که خاموش تو باشم

آوارگی هستی از این جهد نفس‌هاست

جز آن دم فرخنده که مدهوش تو باشم

این جوش عرق شرم دل‌انگیز گلاب است

تا منفعل قامت گلپوش تو باشم

چون حلقه در خویش فرو رفته‌ام از درد

در حسرت آن روز که در گوش تو باشم

گر یک نفس از دام نغفلت به درآیم

صد بستر بی جامه هم‌اغوش تو باشم

یک مشت غبارم که امید همه آن است

در سایة آرامش پاپوش تو باشم

سیمرغ حسد می‌برد از قافم اگر باز

چون باشه سبک سیر بر و دوش تو باشم

صد عمر پریشانی شهرت به چه ارزد

بیچاره‌ام آن دم که فراموش تو باشم

۱۷ شهریور ۱۳۸۸
لیله القدر ۱۹ رمضان ۱۴۳۰
سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
============

* جمعه

تقدیم به برادرانم محمدعلی ابطحی، محمد عطریان‌فر، عبدالله رمضانزاده و محسن صفایی فراهانی
با یاد اشک‌ها و لبخندهای سوئیت ۲۲۲ و همه خاطرات خوبش


اینجا تمام روزها جمعه است

ترکیبی از شادی و دلتنگی

امیدها از جنس آیینه

اما دل دیوارها سنگی

اینجا تمام روزها جمعه است

از انتظار و آرزو سرشار

گاهی برای صبح آزادی

گاهی برای لحظه دیدار

از دوستان خود خبر داریم

خوبند اما سخت دلتنگند

آزاد مثل شاپرک‌ها لیک

در حجره‌های بسته دربندند

اینجا تمام روزها جمعه است

از صبح تا شب ندبه می‌خوانیم

از اشک‌هامان سبحه می‌سازیم

جمعه است دلگیر است می‌دانیم

۲۳ آبان ۱۳۸۸
سوئیت ۲۲۲ بازداشتگاه ۳۲۵ اوین

ادامه مطلب ...

موسوی در جمع مردم در دارالزهرا: امروز بیش از هر زمان دیگری باید به سیره علی (ع) برگردیم

0 نظرات
میرحسین موسوی در جمع مردم در دارالزهرای تهران تاکید کرد:
جامعه علوی با تعهد در مقابل مردم، عدل، انصاف و شفقت به مردم به دست می‌آید‌


. ادامه راه سبز«ارس»: همزمان با عید سعید غدیر خم جمعی از مردم، چهره‌های سیاسی و شخصیت‌ها با حضور در دارالزهرای تهران با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد دیدار کردند.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی در این مراسم با تبریک عید غدیر خم با بیان اینکه این عید همزمان با شرایط ویژه ای که در کشور وجود دارد ،شده است تصریح کرد: یکی از ویژگی های ایام الله و روزهای خدا این است که متاثر از شرایط فعلی این مناسبت ها دوباره باز تفسیر می شوند و معناهای جدیدی از آنها درک می کنیم عید غدیر امسال هم از این امر مستثنی نیست.

آخرین نخست وزیر ایران گفت: یکی از شعارهای مهم اوایل انقلاب؛ برابری، برادری و حکومت عدل علی؛ بود که همه در ابتدای انقلاب دنبال تحقق این شعارها بودیم. حکومت علی (ع) برای همه افرادی که در آن دوران به خیابان ها آمدند الگو بود چه آنها که خیلی مذهبی بودند و چه آنها که کمتر به این امور توجه داشتند.

وی با اشاره به شیوه حکومت داری و مشی علی (ع) در زندگی و رفتار با دیگران تصریح کرد: ابعاد زندگی حضرت علی (ع) آنقدر خاص و مهم است که حتی یک مسیحی با چاپ کتابی تمام ویژگی های و شخصیت ایشان را مورد توجه قرار داده است.
میر حسین موسوی تاکید کرد:ملت ایران شایسته ترین ملت بود که به زندگی حضرت علی نگاه کند و آن را مشی خود قرار دهد. امروز بیش از همیشه نیاز داریم که به آن الگو و فضا مراجعه کنیم زیرا در آن مشی و روش عدالت، آزادی ، برابری را برای همه مردم می خواست‌.

وی با اشاره به برخی وقایع تاریخی در دوران زندگی حضرت علی (ع) گفت: بارها درباره دادگاهی که حضرت علی (ع) با یک فرد یهودی در آن حضور پیدا می کند شنیده ایم. وقتی احترامی بیش از فرد یهود به حضرت گذاشته می شود ایشان اعتراض می کنند. یا اینکه دلسوزی حضرت علی نسبت به فقرا بارها در تاریخ مورد تاکید قرار گرفته است. امام علی (ع) حتی رعایت شمع بیت المال را نیز می کرد.و از شمع بیت المال برای امور شخصی خود استفاده نمی کردند.

موسوی گفت: بسیاری از ویژگی ها و مشی حضرت علی و بسیار موارد دیگر در ذهن مردم ما باقی مانده است چرا که این موارد برای تحکیم جامعه ای که باید بر اساس این معیارها شکل می گرفت تعیین کننده بود. هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا جامعه خود را با آن دوره و مشی مقایسه کنیم، محکمه‌ها، دادگاه و زندان های خود را با آن زمان مقایسه کنیم‌.

وی افزود: شب شهادت حضرت علی (ع) را به یاد آوریم که به فرزندان خود درباره ابن ملجم(قاتل ) خود چه سفارشی کرد که اگر حضرت زنده می ماند چه رفتاری با ابن ملجم شود و اگر حضرت به شهادت رسید با او چگونه برخورد شود. جامعه می‌خواست چنین ویژگی‌هایی در حکومت دنبال شود. اگر حکومتی نتواند همانند حضرت علی عمل کند باید حداقل گرایشی به سمت مشی ایشان در خود نشان دهد که متوجه شویم به آن سمت مایل است نه اینکه در شب عید غدیر فرد بیماری را که عمل جراحی کرده و مشکل دارد را به زندان برگرداند. اینها با سیره حضرت علی (ع) هیچ انطباقی ندارد.

موسوی سپس اطهار داشت: ما که افتخار داریم تا حکومت علی (ع) را الگوی خود قرار دهیم بنابراین باید بارقه هایی از آن را در زندگی خود ببینیم‌. وی با طرح این سوال که آیا شرایط امروز برگرفته از زندگی و مشی حضرت علی است؟ گفت: جامعه علوی به رنگ سبز انداختن نیست. جامعه علوی با تعهد در مقابل مردم ، با عدل و انصاف، با مردم داری و شفقت به مردم به دست می آید.

او با اشاره به یک خاطره تصریح کرد: چند سال پیش شورای انقلاب فرهنگی سالی را به عنوان سیره حضرت علی (ع) نامگذاری کرد تا این راستا کارهای فرهنگی صورت گیرد. در آن دوران وزارتخانه ای نهج البلاغه چاپ و نسخه ای را هم برای من فرستاد اما این نهج البلاغه چنان سنگین بود که به سختی می شد آن را بلند کرد. مشخص شد چاپ این کتاب تنها زینتی است که من آن نهج البلاغه را نگه نداشتم. آیا ما از سیره علی (ع) چاپ نهج البلاغه های بزرگ که نتوان آنها را خواند و فهمید و فقط برای زینت است را یاد گرفته ایم؟ یا واقعا به دنبال عدل و عدالت علی (ع) هستیم.

وی تاکید کرد: زندگی علی (ع) امروز و در این عید غدیر برجسته تر از همیشه به خاطر ما می آید و آرزو و دعا می کنیم در این روز همه ملت ایران، مسئولان و همه آنهایی که در راه مبارزه گام برداشته اند به سمت سیره حضرت علی (ع) هدایت و از دل به سمت جامعه حرکت کنند. باید توجه داشت همانطور که در روایات آمده است یک جامعه ، حکومت و یا نظام با کفر باقی می ماند اما با ظلم باقی نمی ماند.

در این مراسم برخی چهره های سیاسی همچون علی اکبر محتشمی پور، شکوری راد ، محمد نعیمی پور ،دکتر واعظ مهدوی، دکتر حاضری ، خانواده های زندانیان سیاسی همچون خانواده دکتر میردامادی ، مصطفی تاجزاده و .... حضور داشتند.
ادامه مطلب ...

بیانیه شماره ۱۶ مهندس میرحسین موسوی به مناسبت ۱۶ آذر

0 نظرات
بیانیه شماره ۱۶ مهندس میرحسین موسوی به مناسبت ۱۶ آذر

. ادامه راه سبز«ارس»: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. در بخشی از این بیانیه چنین آمده، "جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند"

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۱۵


ادامه مطلب ...

سید محمد خاتمی: علی جز به رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد

0 نظرات
سید محمد خاتمی در خانه هنرمندان بمناسبت مراسم جشن اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه:
علی(ع) جز به رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد

. ادامه راه سبز«ارس»: سید محمد خاتمی در خانه هنرمندان بمناسبت عید غدیر گفت، این امتیاز بزرگ علی(ع) بود که جز به رای و رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد. در۱۴۰۰ سال پیش امیرمومنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت. مسئله عدالت علی(ع) فقط اقتصادی نیست بلکه یک عدالت جامع است. عدالت او آزادی انسان و حرمت و تقوا بود. او حتی برای انسان‌هایی که مسلمان نبودند و مخالف او بودند نیز حرمت و آزادی قائل بود.

رییس موسسه بین المللی گفت‌و‌گوی فرهنگ ها و تمدن‌ها با اشاره به تناقض همیشگی اخلاق و سیاست گفت: همیشه سیاست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حکومت‌های دیکتاتور و مستبد پایمال شده بلکه در جوامعی که حکومت دموکراتیک هم داشته‌اند اخلاق قربانی سیاست شده است.

به گزارش ایلنا ،حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی در مراسم جشن اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه که همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم مجلس وتعدادی از هنرمندان در خانه هنرمندان ایران برگزار شد با بیان اهمیت عیدغدیر در تاریخ بشریت ذکر کرد و گفت: غدیر تنها یک آب‌گیر و برکه کوچک در بیابان خشک و سوزان حجاز نیست. چشمه آب حیات نیست بلکه اقیانوسی است که در کویر تاریخ برای تشنگی بشر و کسانی که طالب عظمت و آزادی بودند مثل اقیانوس بوده است.

وی افزود: البته همه عظمت‌ها و زیبایی‌ها با هر نگاه مختصر انسانی نیز دیده می‌شود.

خاتمی در توصیف شخصیت والای امیر المومنین علی‌ (ع) گفت: علی مافوق انسان نیست چرا که برتر از انسان فقط خدا است. و اینکه ما بگوییم علی مافوق انسان است، مدح گفتن علی نیست. بلکه علی انسانی برتر است و الگویی است برای همه کسانی که از جنس خود او هستند. علی انسان برتر است در حکمت معنوی ما مسلمان‌ها و آنچه که در دنیای اسلام تحقق پیدا کرد و هرگز به خاطر ظاهرپرستی و ظاهرفریبی نهراسیده است.

رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ و تمدن ها در ادامه به شان آدمیت و انسان به عنوان لباب آفرینش اشاره کرد و گفت: انسان لباب آفرینش است در قرآن هم استناد شده است. انسان گل سر سبد کائنات است و به تعبیر قرآن مغز و لباب هستی است. و البته همه آفرینش برای انسان خلق شده است و هیچ موجودی برتر از انسان در آفرینش وجود ندارد.

وی خاطر نشان کرد: نبات، جماد و انسان امتیازاتی دارند که از نبات به جماد و از جماد به انسان رسیده است و در نهایت انسان همه این امتیازات را با هم دارد و در بردارنده همه امتیازات ملک و ملکوت است.

خاتمی ادامه داد: همه آدمیان کرامت و استعداد برتر بودن را دارند و اینکه بعضی انسان‌ها برتر از دیگران هستند به خاطر استفاده از این استعداد خدادادی است و می‌توانند به مرحله بالای انسانیت برسند. اگر انسان‌های دیگر نیز تلاش کنند می‌توانند این استعداد بالفعل خود را عملی کنند. این تناقض که انسان چقدر خودش و چقدر خدا در پیشرفت این استعداد به او کمک می‌کند، حتی در یکی از اشعار بلند حافظ نیز تجلی یافته است.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش

خاتمی درباره شخصیت علی (ع) به عنوان نمونه والای انسان کامل گفت: علی الگو و اسوه عدالت و تقوا است چرا که دست پرورده نبی اکرم است و حتی به تعبیر یک دانشمند بزرگ غیرمسلمان که می‌گفت من به پیامبر احترام می‌گذارم چرا که علی گفته است و خود علی افتخار می‌کرد که غلام پیشگاه نبی اکرم باشد. بنابراین علی در عدالت، تقوا و انصاف اسوه بود.

وی در مورد شرایط حکومتی حضرت علی خاطر نشان کرد: یکی از امتیازات بزرگ او این بود که توانست برای مدت کوتاهی حکومت ظاهری را به دست گیرد و در روز غدیر او از طرف خداوند و پیامبر به عنوان انسان شایسته‌ای شناخته شد که لیاقت حکومت بر انسان‌ها را دارد اما به هر دلیل حکومت او به تعویق افتاد و علی(ع) با همه شایستگی که از طرف خداوند به او داده شده بود، این حکومت را به دست نگرفت.

خاتمی ادامه داد: این امتیاز بزرگ علی(ع) بود که جز به رای و رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد.

سید محمد خاتمی با اشاره به دموکراسی مطرح شده در دوران فعلی و اهمیت رای مردم گفت: در ۱۴۰۰ سال پیش امیرمومنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت.

وی ادامه داد: مسئله عدالت علی(ع) فقط اقتصادی نیست بلکه یک عدالت جامع است. عدالت او آزادی انسان و حرمت و تقوا بود. او حتی برای انسان‌هایی که مسلمان نبودند و مخالف او بودند نیز حرمت و آزادی قائل بود.

خاتمی با اشاره به تناقض همیشگی اخلاق و سیاست ادامه داد: همیشه سیاست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حکومت‌های دیکتاتور و مستبد پایمال شده بلکه در جوامعی که حکومت دموکراتیک هم داشته‌اند اخلاق قربانی سیاست شده است.

وی با اشاره به چند مورد از شرایط به حکومت رسیدن علی(ع) سخنان خود را پایان داد و چنین گفت: زمانی که او به خلافت رسید گروهی به او گفتند حکومت‌هایی که در دوره‌های قبلی بوده‌اند و انحراف داشته‌اند برکنار کند ولی علی (ع) گفت من هرگز با ناروایی و ستم با آنها برخورد نمی‌کنم و از من به دور است که برای تن دادن به قدرت و رسیدن به حکومت دیگران را از سر کار براندازم به همین دلیل به او گفتند تو سیاست‌مدار نیستی و صداقت تو سبب می‌شود که به قدرت‌ات ضربه بخورد و علی(ع)پاسخ داد که تقوا بزرگترین پایه اخلاق است و اگر تقوا نبود و خود را مکلف به اجرای آن نمی‌دانستم بزرگترین سیاستمدار عالم بودم؟ علی (ْع)زرنگی کردن را جزو سیاست نمی‌دانست حتی در جنگ‌هایی که به دشمنان او بدگویی می‌کردند علی(ْع) می فرمود دشنام ندهید و با تهمت و افترا کسی را تخریب نکنید و هرگز نمی‌پسندید که به نام انقلاب و اسلام و علی به دیگران بدگویی شود.

وی خاطر نشان کرد: در حکومت حضرت علی (ْع)همه مشمول عدالت او بودند چه انسان‌هایی که در همان جامعه می‌زیستند و چه آنهایی که مسلمان نبودند و در شهرهای اطراف بودند. وی معتقد بود هیچ انسانی به خصوص اگر سوابق درخشانی دارد، نباید مورد ستم قرار گیرد.

سیدمحمد خاتمی با روایتی از لطف علی(ع) در حق دختری یهودی که خلخال را از پای او کشیده بودند گفت: آن دختر یهودی بود و در روستاهای اطراف ولی زمانی که علی(ع) فهمید که به او ظلم شده در مقابل آنها ایستاد از سوی دیگر زمانی که در جنگ صفین دشمنان آب را به روی علی بستند همراهانش خواستند که او نیز آب را بر آنها ببندد ولی علی(ع) هرگز چنین ستمی را نپذیرفت.

خاتمی در پایان سخنان خود شعری از شهریار در مورد علی(ع) خواند و با یاد و خاطره شهریار سخنان خود را پایان داد.

احمد مسجدجامعی عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران نیز با گرامیداشت عید سعید غدیر گفت: روز عید غدیر در تاریخ خورشیدی با نوروز هم‌زمان است و همان روزی است که کشتی نوح از طوفان و حضرت ابراهیم از آتش نجات پیدا کرد. از سوی دیگر روزی است که ضحاک به بند کشیده شد و همان روزی است که آدم و دنیا آفریده شد.

وی خاطر نشان کرد: عید غدیر نه تنها در دیدگاه ایرانیان بلکه برای همه دوران تاریخ و سنی و شیعه روز بسیار بزرگی است و به نوعی میزان همه تاریخ علی است.

بر اساس این گزارش اهدای تندیس برنز مرغ ملکوت به استاد غلامحسین امیرخانی از هنرمندان صاحب نام عرصه خوشنویسی ، قرائت شعر توسط عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی، حسین شاهرخی (نوه مرحوم محمود شاهرخی)، خلیل جوادی ،محمدعلی شیرازی از برنامه های دیگر مراسم بود .

رضا کیانیان، لیلی رشیدی، پری صابری، علیرضا بهشتی، عبدالجبار کاکایی، محمد سریر، فریدون عموزاده خلیلی، رسول صدرعاملی، عزت‌الله انتظامی، مازیار میری، احمد مسجدجامعی، محمدعلی شیرازی، محمد رحمانیان، مهتاب نصیر‌پور، داود رشیدی، معصومه ابتکار، غلامحسین علی‌خانی، حسین پاکدل، حبیب رضایی، محمد عاقبتی از جمله هنرمندانی بودند که مراسم جشن عید غدیر هنرمندان حضور داشتند.

ادامه مطلب ...

جنبش سبز دانشجویی: شال سبز، پاسخ گل‌های برادران پاسدار

0 نظرات
در بیانیه شماره دو ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی تاکید شد:
شال سبز، پاسخ گل‌های برادران پاسدار

. ادامه راه سبز«ارس»: ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی ایران در بیانیه‌ای از سخنان سردار علی فضلی فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران که به مناسب روز 16 آذر اعلام نمود که "قصد داریم در این روز به دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور به‌خصوص استان تهران گل هدیه دهیم" استقبال نمود. این ستاد در دومین بیانیه خود به مناسبت 16 آذر ضمن تاکید بر نفی هر گونه خشونت آورده است:

در شرایطی که جنبش دانشجویی سراسر کشور خود را برای حضور در مراسم 16 آذر ماه امسال آماده می‌کند‌، همچنان احضار، دستگیری و صدور احکام کمیته انضباطی برای دوستان و هم‌دانشگاهی‌های ما دامه دارد. اقداماتی که نه تنها کوچکترین خللی در اراده و عزم دانشجویان برای شرکت در مراسم "ضد استبدادی" 16 آذر وارد نمی‌کند بلکه صفوف آنان را منسجم‌تر و عزمشان را برای حضوری سبز راسخ‌تر خواهد نمود. دانشجویان همچون هر سال در روز 16 آذر ضمن نفی استبداد مطلقه‌، دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران را محکوم خواهند و مخالفت خود را با دولت کودتایی احمدی‌نژاد و حامیانش اعلام خواهند نمود.

در این میان جنبش دانشجویی اظهارات سردارعلی فضلی و اعلام اینکه در این روز سپاه به دانشجویان گل هدیه خواهد داد را به فال نیک خواهد گرفت و این اقدام را در راستای زدودن چهره خشن و ضد مردمی از سپاه پاسداران مثبت قلمداد می‌کند. چهره‌ای که توسط اندک نیروهای مزدور در این نیروی مردمی در جریان سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم به شدت آسیب دید و خدشه دار شد.

ما ضمن ادای احترام به برادران پاسداری که خود را حامی مردم ایران می‌دانند اعلام می‌داریم آغوش دانشجو و دانشگاه برای پذیرایی از شما گشاده است. پاسخ گل‌های شما شال‌های سبز و دست‌های گرم و پر مهر دانشجویان خواهد بود. ما اعتقاد و ایمان راسخ داریم اکثریت سپاه پاسداران فرزندان ملت و برادران ما هستند که از شرایط موجود در جامعه به شدت ناراضی و نگرانند. 16 آذر می‌تواند فرصتی مناسب برای پیوند دوباره میان مردم و سپاه باشد.

ما همچنان بر مبارزات بدون خشونت خود تاکید کرده و تا احقاق حقوق حقه مردم ایران از مبارزه در راه آزادی و برابری دست بر نخواهیم داشت.

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی
۱۴ آذر ۱۳۸۸

ادامه مطلب ...

هاشمی رفسنجانی : سپاه و بسیج نباید در مقابل مردم می ایستادند

0 نظرات
انتقادات صریح هاشمی رفسنجانی:
سپاه و بسیج نباید در مقابل مردم می ایستادند


. ادامه راه سبز«ارس»: هاشمی رفسنجانی گفت، مردم ایران معتقد و مسلمانند اگر ما را می خواهند حکومت می کنیم و اگر نمی خواهند می رویم. او همچنین تاکید کرد: حکومت پول دارد. نیرو دارد می تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد ،دانشجو هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند.

به گزارش خبر آنلاین هاشمی رفسنجانی در دیدار چهار تشکل دانشجویی در مشهد اظهار داشت :از شرایطی که در کشورمی گذرد راضی نیستم و مناسب نیست قشر نوپا و نخبه از نظام جدا شود.

وی با بیان اینکه همیشه با افراط و تفریط مخالف بوده ام ادامه داد: اگر اعتدال در جامعه حاکم باشد بسیاری از مسائل قابل حل است. اما همیشه یک جریان افراطی گاهی در راست و گاه در چپ نمی گذارد مسائل حل شود در حالی که اکثریت جامعه ما اعتدال را می خواهد.

هاشمی تصریح کرد:بنده ساکت نیستم ولی اکنون در شرایطی قرار داریم که حرف زدن تحمل نمی شود و سخن گفتن ما برای جامعه مفسده دارد.

وی با اشاره به نماز جمع خود در پس از انتخابات افزود:بنده دیدگاه خودم را در نماز جمعه که اقامه کردم گفتم که آن هم مبنایش قرآن است .وی ادامه داد:انقلاب ما براساس اسلام و قران بوداما برخی اصولگرایان این صحبت ها را قبول ندارند وفکر می کنند رای مردم زینتی است .

به گفته هاشمی پیامبر اکرم زمانی به حضرت علی فرمودند که شما حق ولایت از طرف خدا داری ولی اگر مردم قبول نکردند تو خودت را تحمیل نکن. امام خمینی (ره) هم مدام تاکید داشتند اگر مردم جمع شدند ما می توانیم کاری کنیم .

هاشمی ادامه داد: بعد از 15 خرداد هم که رژیم پهلوی مردم را قتل عام می کرد بعضی ها پیشنهاد حمله های مسلحانه را دادند ولی امام نمی پذیرفتند.مردم بودند که انقلاب را پیروز کردند. درجنگ هم اگر مردم نمی آمدند ارتش شکست می خورد .

هاشمی با اشاره به رفراندم قانون اساسی جمهوری اسلامی در پس از پیروزی انقلاب گفت:در الجزایر 20 سال بعد این کار انجام شد.ضمن اینکه تمام ارکان حکومت در جمهوری اسلامی مستقیم و غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند.

وی اظهارداشت:مردم ایران معتقد و مسلمانند اگر ما را می خواهند حکومت می کنیم و اگر نمی خواهند می رویم

وی در پاسخ به دانشجویی درباره اینکه از نظر شما در انتخابات تقلب شده است یا نه گفت : دوستان قاطع می گویند تقلب شده ولی من گفتم تردید دارم.اما بعدا به من خرده گرفتند چرا چنین حرفی زده ام. معتقدم راه درست آن بود که به تردید ها جواب دهیم لذا با توجه به تجربه 50 ساله ام پیشنهاد کردم زندانی ها آزاد شوند و از آسیب دیدگان دلجویی شود.

هاشمی تصریح کرده است: ما برای همه چیز قانون داریم البته خیلی از قوانین نیازمند اصلاح است اما اگر همه همین قانون را بپذیرند و به آن عمل شود مشکلات قابل حل است.

سپاه و بسیج نباید مقابل مردم می ایستادند

هاشمی با اشاره به حوادث پس از انتخابات ادامه داد:حکومت پول دارد. نیرو دارد می تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد ،دانشجو کارگر ،مدیر،صنعت گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند.

وی درپاسخ به اینکه آیا در زمان ریاست جمهورش رسانه های جرات نقد داشتند افزود: بحث این دولت و آن دولت را ندارم اما روزنامه سلام دردوران ما تقریبا هر روز همه چیز ما را زیر سوال می برد ولی من چیزی نمی گفتم .

هاشمی در پاسخ به دانشجویی که سوال کرد آیا تلویزیون در پس ازانتخابات می توانست ادعاهای ساختار شکنانه را پخش کند گفت: حرف بنده آن بود که در چارچوب قانون دیدگاه ها مطرح شود.این حرف های که آنها زدند مال بعد از دعواهایی دوران انتخابات بوده است.

وی ادامه داد:اطلاع رسانی امروز مثل سابق نیست هر حرف کوچکی که زده می شودسریع منتشر می شودآیا این خوب است که مردم اخبار خود را از ماهواره ها بگیرند و بعد هم این مسائل به نام امام و اسلام تمام شود

به گفته هاشمی در حال حاضر خبر ها به وسیله رسانه های اجنبی زودتر به دست مردم می رسد تا رسانه های خودی .

انتقاد از خشونت ها علیه زنان

هاشمی تاکید کرد :سانسور در جامعه ما جواب نمی دهد .اگر رسانه ها آزاد باشند و مردم قانع شوند دیگر به خیابان نمی آیند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد:نظر من این بوده است که صاحب نظران بیایند بحث کنند وموارد مورد اختلاف را در مناظره ها به بحث شود تا مردم گوش دهند و تصمیم بگیرند.جامعه ای که سه چهار میلیون دانشجو دارد را نمی شود با فریب اداره کرد.

هاشمی با اشاره به حضور چشمگیر زنان در دانشگاه ها گفت:در تجمع ها و تظاهرات نمی شود با خشونت با زنان برخوردکردو ترس من این است که این تجمع ها به جمع خانم ها هم سرایت کند.

وی گفت:امروز اکثریت جامعه ما استدلال را می پذیرند مشکلی که من غصه می خورم این است که چه دولت و چه برخی مبلغان خام هر حرفی میزنند همه را به پای رهبری گذارند .

هر جور می خواهند اجرا می کنند

وی با اشاره به وجود زندانیان سیاسی اظهار داشت: این زندانیان سیاسی پای چه کسی است سپاه می گوید ما پیرو رهبریم اما فرمان را هر جور که دلشان می خواهند اجرا می کنند نه آن جور که رهبری فرمودند.

وی تاکید کرد:این صف بندی به مصلحت نیست. این گونه که به ما اخبار می رسد گروهی در دانشگاه معترض به نتایج انتخابات هستند. اینکه وزیر که به دانشگاه می رود نمی تواند سخنرانی کند این نشان دهنده آن است که لابد چیزی شده است.ولی این مسائل با شعار و اهانت حل نمی شود.

هاشمی درباره تخلفات منصوبین به خود هم گفت:مهدی ما خارج از کشور است و خیالش از پرونده هایش راحت است چون درباره او دیوان محاسبانت ،وزارت نفت و وزارت اطلاعات دو سال کار کرند و گفتند مبرا است. ضمن اینکه هیچ دادگاهی او را احضار نکرده و او هر وقتی که لازم باشدمی تواند بیاید ولی تاکنون لازم نشده است .فعلا هم دارد دکترایش را می خواند.

وی ادامه داد:در ماجرای استات اویل هم پول بین خودشان ردو بدل شد و پشت قضیه اسرائیل بود که می خواست ما را خراب کند.

مهدی در انتخابات دخالتی نداشته است

هاشمی درباره دخالت فرزندش در انتخابات هم تاکید کرد: مطمئن هستم مهدی در این انتخابات هیچ دخالتی نداشته است.او تنها کاری که کرده این بوده که تجربه خودش در مورد کمیته صیانت از آراء را در اختیار دیگر دوستان قرار داد.

ادامه مطلب ...

۱۶ آذر با خوكها كشتي نگيريم!

0 نظرات
۱۶ آذر با خوكها كشتي نگيريم!

. برناد شاو گفته است :"آموخته ام كه نبايد با خوک كشتي گرفت، چون اولا" خيلي كثيف مي‌‌شوي و در ثانی اين خوک است كه از اين كار لذت مي‌برد!" من يك دليل اضافه هم براي اين كار دارم؛ از خوكها بيزارم! به خصوص اگر كودتاچي باشند!

به بهانه اين جمله برنارد شاو، مي خواهم كوتاه بنويسم كه چرا مي گوئيم نبايد فريب بازي خشونت ورزي حاكمان كودتاچي را در شانزده آذر بخوريم؟ و چرا بايد بيش از هميشه، از درافتادن در وادي خشونت پرهيز كنيم؟

اول اينكه اگر باور داريم كه "ما بي شماريم" كه حقيقتا" هم بي شماريم و كافي است خلوتي ميدان نقش جهان اصفهان را در استقبال از احمدي نژاد ببينيد تا باور كنيد كودتاچيان چقدر كم شمارند و ما بي شمار، پس دريايي هستيم كه كودتاچيان در ما غرق خواهند شد. حتي بي اينكه بخواهيم طوفاني بشويم. بايد باور كنيم كه مي توانيم فقط با حضور پرهيمنه خود، كودتاچيان و حاكمان را در خود "هضم" كنيم و تمام!

دوم اينكه سال 57 انقلاب با خشونت به پيروزي رسيد و ناچارا" با خشونت هم به كار خود ادامه داد و اعدامهاي بعدي حاصل همان خشونتهاي انقلابي بود. جنبش سبز بناي تكرار آن اشتباه را ندارد، زيرا باز هم مردم، اسير عده اي مستبد خواهند شد كه اگر امروز با خشونت به قدرت برسند، فرداي پيروزي براي حذف مخالفان خود، يك ديكتاتوري ديگر را بنا مي گذارند و چرخه كشتار ادامه مي يابد. جنبش سبز، با روشهاي مدني پيروز خواهد شد، ترديد نكنيد. و با روشهاي مدني هم به تشكيل و ثبات يك دولت مردمي بر اساس رفراندوم قانوني كمك خواهد كرد.

سوم اينكه عراق و افغانستان با كمك حمله نيروهاي خارجي از استبداد نجات يافتند اما بايد با ادامه كمك همان نيروها و صرف هزينه هاي انساني و مالي فراوان، به دموكراسي دست يابند. اگر جنبش سبز با خشونت ورزي به قدرت برسد، ناگزير است با خشونت ورزي هم براي ثبات خود ادامه دهد و اين سنگ بناي يك استبداد تازه خواهد شد.

چهارم اينكه... هنوز دليل مي خواهيد؟!!

برنارد شاو گفته: با خوكها كشتي نگيريد به آن دو دليل! من اضافه مي كنم كه خوكها، وقتي در كشتي كم بياورند، ما را دندان مي گيرند و مريضمان مي كنند. ممكن است آنفولانزاي خوكي هم بگيريم! بايد به خوكها بي توجهي كرد، از كنارشان عبور كرد و البته هوشيار بود و با آنها كشتي نگرفت، چون آنها از اين كار بيشتر لذت مي برند و ما داغ لذت بردن را به دلشان مي گذاريم! آنها كم شمارند، فقط با حضور پر ابهت ما از جهاز هاضمه اين "ملت بي شمار" عبور مي كنند و به سرعت دفع خواهند شد! اين قانون دستگاه هاضمه طبيعت است. پس روز شانزده آذر دريايي ملي تشكيل مي دهيم و با خوكها كشتي نمي گيريم!

توضيح: از خوكها بابت اين مطلب و مقايسه كودتاچيان متجاوز و سركوبگر با آنها عذر مي خواهم! زيرا نشنيده ام خوكها چنين كنند كه كودتاچيان كرده اند و مي كنند. آخرين عمل شرم آور كودتاچيان، دستگيري بيش از ده مادر عزادار در پارك لاله تهران بود كه ساعاتي قبل در عصر شنبه اتفاق افتاده است. با مادراني كه هنوز داغ فرزند بر دل دارند و سوگوارند، براستي كدام انساني چنين مي كند؟

توضيح دوم: مي گويند نعره هاي خوكها قبل از مردن و ذبح شدن، خيلي وحشيانه و سرسام آور است. به نعره هاي كودتاچيان توجهي نكنيم، زيرا اين نشانه زوال و نابودي آنهاست. باز هم معذرت از خوكها! چه كنيم؟ شباهتها كه يكي دوتا نيست! خدا از سر برنارد شاو بگذرد كه جمله كوتاهش، بهانه نوشتن اين مطلب شد!

پي نوشت: امشب كه فرا برسد (يكشنبه شب ساعت 22) بر فراز بامها فرياد الله اكبر و مرگ بر ديكتاتوري سر مي دهيم، يادم نرود بگويم خوكها ضمنا" خيلي هم ترسو هستند! ببخشيد.

بابک داد

ادامه مطلب ...

ممنوعیت سه روزه فعالیت خبرنگاران خارجی در ایران

0 نظرات
ممنوعیت سه روزه فعالیت خبرنگاران خارجی در ایران


. ادامه راه سبز«ارس»: مقامات ایرانی، ممنوعیتی سه روزه برای کار روزنامه‌نگاران خارجی در ایران وضع کرده‌اند. روز دانشجو در راه است و به نظر می‌رسد این ممنوعیت، به منظور جلوگیری از مبادله گزارش و تصویر از تظاهرات مردم در ۱۶ آذر باشد.

به گزارش دویچه‌وله،‌ وزارت ارشاد در روز شنبه ۱۴ آذر، با ارسال پیامک به کلیه خبرنگاران و عکاسان خارجی اطلاع داد که مجوز کار آنان بطور موقت در مناطق مرکزی تهران از هفتم تا نهم دسامبر (۱۶ تا ۱۸ آذرماه) فاقد اعتبار خواهد بود.

بسیاری از وب‌سایت‌ها، شبکه‌های اینترنتی دانشجویی و بسیاری از نیروهای اپوزیسیون، از مدت‌ها قبل به مردم برای شرکت در مراسم روز دانشجو و اعتراض به محمود احمدی‌نژاد فراخوان داده‌اند. ناظران آگاه احتمال می‌دهند که مسئولان حکومتی ایران برای دشوار کردن پوشش خبری روز ۱۶ آذر، اینترنت و شبکه تلفن همراه را نیز از کار بیندازند. نیروی انتظامی و سپاه پاسداران پیش از این، تظاهرکنندگان روز ۱۶ آذر را به مواجهه جدی تهدید کرده‌اند.

اخطار سردار رجب‌زاده، فرمانده پلیس و اعلام مقابله با تظاهرات خارج از دانشگاه، مانع از تدارک گروه‌های دانشجویی و سیاسی برای استقبال از این روز نشده است. روز سه‌شنبه ۱۱ آذر، طوماری با ۳۰۰۰ امضاء موسوی و کروبی را به شرکت در مراسم ۱۶ آذر دعوت می‌کرد. دانشجویان دانشگاه شیراز نیز با صدور بیانیه‌ای در روز ۱۴ آذر، روز دانشجو را یکی از روزهای سبز تاریخ ایران خواندند.

بنا بر گزارش‌های رسیده، از عصر شنبه ۱۴ آذرماه، شبکه‌های فیس‌بوک، تویتر، یاهو مسنجر و گوگل در ایران مسدود شده‌اند. کاربران فیس‌بوک در ایران معمولا از نرم‌افزارهایی چون "اولترا سیف" یا "فری‌گیت" برای دسترسی به آن استفاده می‌کنند، اما در روزهای حساس، این نرم‌افزارها با فیلترینگی گسترده، ناکارا می‌شوند.

این نخستین بار است که شبکه خطوط اینترنت یا تلفن همراه، دو روز پیش از تظاهراتی پیش‌بینی شده قطع می‌شوند. اختلال در خطوط ارتباطی یا قطع آنها در مناسبت‌های اعتراضی پیشین، تنها در همان روز مشاهده می‌شد. آخرین تجمع معترضان به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در روز ۱۳آبان برگزار شد. این تجمع به شهادت تصاویر و گزارش‌های زنده، از سوی نیروهای امنیتی و ضد شورش با خشونت بسیار، سرکوب شد.

ادامه مطلب ...

تکرار تاریخ در ۱۶ آذر؛ نگرانی حاکمیت از فریاد اعتراضی دانشجویان

0 نظرات
تکرار تاریخ در ۱۶ آذر؛ نگرانی حاکمیت از فریاد اعتراضی دانشجویان

. ادامه ره سبز«ارس»: در حالی که 16 آذر 1332 موجب شد دانشگاه در مقابل حکومت کودتایی شاه قرار بگیرد، حوادث مختلف سالهای اخیر و خصوص هجمه های اخیر بر دانشجویان و جامعه دانشگاهی شکاف میان حکومت و دانشگاه را دوباره افزایش داده، بطوریکه در شرایط موجود، دانشگاه را می توان صف اول مبارزه با دولت احمدی نژاد و حامیان وی دانست. ناظران و تحلیلگران سیاسی بر این باورند که 16 آذر امسال می تواند نقطه عطف دیگری در تاریخ مبارزات ضد استبدادی جامعه دانشگاهی ایران قلمداد گردد، از این رو نگرانی حاکمیت از فریاد اعتراضی دانشجویان پنهان نمانده است.

16 آذر 1332؛ حمله دولت کودتا به دانشگاه

در تاریخ 24 آبان 1332 اعلام شد كه نیكسون معاون رئیس جمهور آمریكا از طرف آیزنهاور در آذر ماه به ایران مى‏آید. همچنین دو روز قبل از حمله نیروهای نظامی شاه به دانشگاه (14 آذر) زاهدى تجدید رابطه با انگلستان را رسما اعلام كرد. از همان روز 14 آذر تظاهراتى در گوشه و كنار به وقوع پیوست كه در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‏اى دست گیر شدند. این وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.

رژیم شاه براى مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نیكسون نیروهاى نظامى خود را در دانشگاه مستقر كرد. صبح شانزده آذر، نیروهای نظامی بسیاری در اطراف دانشگاه مستقر شده بودند. پس از چند ساعت از شروع کلاسهای سربازان به راهنمایى عده‏اى كارآگاه به داخل دانشكده‏ها هجوم ‏آوردند؛ از دانشکده های پزشكى، داروسازى، حقوق و علوم عده زیادى را دستگیر كردند. بین دست گیر شدندگان چند استاد نیز دیده مى‏شد كه به جاى دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كامیون های نظامی كشیده شدند.

رئیس وقت دانشگاه تهران براى جلوگیری از درگیری ، كل دانشگاه تهران را تعطیل كرد. با این وجود حضور نظامیان در صحن دانشكده فنى باعث شد كه بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود. عده‏اى از سربازان، دانشكده فنى را به كلى محاصره كرده بودند. در همین حال دسته ‏اى از سربازان با سر نیزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.

اكثر دانشجویان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاى جنوبى و غربى دانشكده خارج شوند. در این میان یکی از دانشجویان فریاد زد: "دست نظامیان از دانشگاه كوتاه!" . هنوز صداى وی خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به كلى غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادى هدف گلوله قرار گرفتند. مصطفى بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس شریعت رضوى كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختى مجروح شده بود بر زمین مى‏خزید و ناله مى‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچى با رگبار مسلسل به شدت زخمی شد و پس از 24 ساعت در بیمارستان شهید شد.

بعد از شهادت احمد قندچی، به خانواده ‏اش گفتند كه احمد را با دو شهید دیگر در امام زاده عبدالله دفن كرده‏اند. پس از پیروزی انقلاب برادر شهید قندچى در مصاحبه با روزنامه اطلاعات گفت: "بعد از این كه فهمیدیم احمد را در مسگر آباد دفن كرده‏اند با خانواده شریعت رضوى و بزرگ نیا به مسگر آباد رفتیم و قبر شهید را نبش كردیم و او را مخفیانه به امام زاده عبدالله بردیم و در آنجا در كنار دوستانش به خاك سپردیم."

همچنین در همان زمان براى كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، حکومت شاه به خبرنگاران اعلام کرد: "دانشجویان براى گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نیز اجبارا تیرهایى به هوا شلیك نمودند و تصادفا سه نفر كشته شد." در همان روزها یكى از مطبوعات نوشت: "اگر تیرها هوایى شلیك شده، پس دانشجویان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!" رژیم براى این كه واقعه 16 آذر زودتر از یادها برود از برپایى مراسم یادبود شهدا جلوگیرى كرد.

در این باره برادر شهید شریعت رضوى نیز به روزنامه اطلاعات مى‏گوید: "بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار كردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولى در مراسم چهلم به خاطر پافشارى زیادى كه كردیم فقط 300 كارت كه مهر حكومت نظامى روى آن خورده بود به من دادند. هر كس مى‏خواست به طرف امام زاده عبدالله برود كارتش را كنترل مى‏كردند."

برادر شهید بزرگ نیا نیز تصریح می کند: "از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند كه جواب رد دادیم؛ بعد مى‏خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت كردند. تا این كه خودم پیش سرتیب بختیار فرماندار نظامى رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقى افتاد خودم مسئول باشم."

هجمه حکومت به دانشگاه؛ تاریخ دوباره تکرار شد

پس از 56 سال از آن روزها بار دیگر، دولتی که از نظر مردم کودتایی است، دانشگاه را بیش از پیش تحت فشار قرار می دهد. ده ها روزنامه تعطیل شده اند، ده ها نفر در جریانات اعتراضات پس از انتخابات شهید و بدون اجازه و اطلاع خانواده هایشان دفن شده اند. حتی مجوز برگزاری مراسم عزاداری نیز برای شهدای حوادث پس از انتخابات داده نشده است.

صدها تن از دانشجویان در آستانه 16 آذر به کمیته انظباطی احضار و از تحصیل محروم شده اند و ده ها دانشجوی سیاسی هم اکنون در زندان به سر می برند. این اتفاقات و فشارها، آتش اعتراضات دانشجویی در اکثر دانشگاه های سراسر کشور را گسترش داده است. دولت محمود احمدی نژاد با حمایت های آقای علی خامنه ای ، رهبری جمهوری اسلامی، رفتارهایی به مراتب غیر انسانی تر از حکومت شاه را با مخالفان خود در پیش گرفته است.

تجدید نظر در برخی رشته های درسی در دانشگاه ها که پس از انتخابات توسط رهبری جمهوری اسلامی طرح شد و تصفیه اساتید منتقد و محرومیت دانشجویان معترض از تحصیل از سوی مسوولان حکومتی به شدت دنبال می گردد.

در این شرایط احمد جنتی از حامیان تندرو محمود احمدی نژاد، در نماز جمعه هفته گذشته تهران از دانشجویان خواست "در 16 آذر كاری كنند که شهدای دانشجو راضی باشند". او بر جنبه ضد امریکایی این روز تاکید کرد. این در حالی است که 16 آذر در این چند دهه به عنوان روز "نفی استبداد" شناخته شده است.

در واکنشی دیگر سردار علی فضلی فرمانده سپاه سیدالشهدا(ع) استان تهران در خصوص اعتراضات دانشجویان در دانشگاه‌ها و در خصوص روز دانشجو به خبرگزاری گفت: "تدابیر ما تدابیری فرهنگی است و قصد داریم در این روز به دانشجویان در دانشگاه‌های سراسر کشور به‌خصوص استان تهران گل هدیه دهیم."

در همین حال فرمانده نیروهای انتظامی تهران بزرگ با تهدید معترضان تاکید کرد که واکنش به اعتراضات تنها فرهنگی نخواهد بود. فرماندهی انتظامی تهران بزرگ هفته گذشته با صدور اطلاعیه‌ای تصریح كرد:"مراسم این روز تنها در مراكز دانشگاهی و آموزش عالی و با مجوز وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری برگزار خواهد شد."

در این اطلاعیه که خبرگزاری فارس آنرا منتشر کرد، با تاکید به برخورد با هرگونه "مراسم خارج از محل های تعیین شده و بدون مجوز" آمده است: "از اساتید و دانشجویان گرامی انتظار می‌رود با درك شرایط حساس كنونی از هرگونه سوء استفاده احتمالی از این مراسم جلوگیری كرده و با مأموران پرتلاش نیروی انتظامی همكاری لازم را داشته باشند."

دعوت عمومی برای 16 آذر؛ روز پیوند مردم و دانشگاه

در همین حال هفته گذشته "ستاد هماهنگی جنبش دانشجویی" اعلام کرد: "مراسم سخنرانی شخصیت های سیاسی در هر دانشگاه بزودی اعلام می شود. درصورت عدم امکان دعوت سخنران، دانشجویان سبز هردانشگاه با ابتکارخود مراسم را برگزار می کنند."

ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجویی با تاکید بر نفی هرگونه خشونت در اعتراضات مردمی تصریح کرد: "مراقبت ازانظباط مبارزات بی خشونت مجددا مورد تاکید قرارمی گیرد و دانشجویان مراقب هستند که به دام حکومت برای خشونت ورزی نیفتند."

در ادامه این بیانیه آمده است: "ازتمام مردم درهمه شهرها دعوت می شود که با پیوستن به فرزندان دانشجوی خود درمراسم امسال دردانشگاه ها، آنان را تنها نگذارند."

همچنین در فراخوان های دیگری از مردم سراسر ایران خواسته شد به مناسبت "عید غدیر" و همچنین "روز دانشجو" در شبهای منتهی به روزها 14 ، 15 و 16 آذر ماه راس ساعت 22 از پشت بام های خود فریاد الله اکبر سر بدهند.

در یکی از این اطلاعیه ها که سایت رویداد آن را منتشر نمود، آمده است: "کودتاگران سرخ‌ به ما صلح‌ جویان سبز، دشنام می‌دهند و ما پاسخ آنها را با فریادهای الله اکبرمان در شب عید غدیر خم خواهیم داد. آنها ما را اموی خطاب می‌کنند حال آنکه ما مردم ایران پاسخ آن‌ها را با فریادهای یا علی و یا حسین خواهیم داد. این همان مسیر سبزی‌ است که از چهارراه اخلاق و سعه صدر می‌گذرد. ما را با هتاکی و تندروی سری نیست و به همین دلیل است که شعار الله اکبر را برای خود برگزیده‌‌ایم."

ادامه مطلب ...

آقای احمدی نژاد! دست از سر دین مردم بردارید

0 نظرات
آقای احمدی نژاد! دست از سر دین مردم بردارید

. طی چند سال گذشته آقای رئیس جمهور نه تنها اظهار تخصص در تمام امور اقتصادی و سیاسی و امنیتی داشته اند بلکه در امور دینی و مذهبی نیز افادات فراوانی کرده و هر گاه فرصتی یافته اند در این باره اظهار نظر تازه ای کرده اند.

این امر اختصاص به ایشان ندارد بلکه جناب مشائی که صحنه گردان بخش عمده این اوضاع و احوال است و هزاران حرف و حدیث در باره وی وجود دارد، و رهبری هم روی دور نگه داشتن او از حوزه های تصمیم گیری جدی تاکید داشته، علی الدوام در این زمینه ها اظهار نظرهای تازه کرده و هیچ گاه زحمت چک کردن این قبیل اظهار نظرها را با علما و مراجع و متخصصان و دین شناسان نمی دهد.

تازه ترین این حرفها در باره مهدویت است، جایی که از قضا یکی از زمینه های حساس در تفکر شیعی و از مسائلی است که اگر به آن بی توجهی شده و مسائل غیر واقعی در باره آن ابراز شود، می تواند منبع خطر مهمی برای تشیع باشد.

اگر کسی رویدادهای دهه های میانی قرن سیزدهم هجری را در پیدایش بابیه به خاطر بیاورد، می تواند در این زمینه تجربه های بهتری داشته باشد. زمانی که شیخ احمد احسائی به تدریج مسائلی را مطرح کرد که خود به خود به پیدایش بابیه منجر شد. طبیعی بود که نخستین بار بحث مهدویت و نبوت در کار نبود، بحث رکن رابع و باب مطرح شد و کسانی ادعای واسطگی کرده و این که عن قریب ظهور رخ خواهد نمود و .... اندکی بعد ادعای بابیت و بعد هم.

باید توجه داشت که شیخ احمد احسایی به این مطالب ایمان نداشت کما این که ابن فهد حلی هم در میانه قرن نهم وقتی حرفهای شگفت در این باره ها می زد فکر نمی کرد که دو فرقه منحرف از زیر آستین او در خواهد آمد که یکی مشعشعی ها و دیگری نوربخشیه که هر دو اسیر اوهامی در باره امر اصیل مهدویت بودند پدید خواهد آمد.

اکنون این سخن آقای احمدی نژاد را در باره آمدن امریکا به منطقه برای جلوگیری از ظهور مهدی علیه السلام بخوانید:

«درست است که این مستکبران، به دنبال نفت و ثروت این کشور هستند، اما در زیر همه اینها یک استدلال برای خود دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند. البته آن را در خبرها افشا نمی‌کنند. ما اسناد آن را به دست آوردیم که آنها معتقدند یکی از خاندان پیامبر اکرم در این نقطه ظهور کرده و ریشه همه ظالمان عالم را خواهد خشکاند. آنها همه این نقشه‌ها را کشیده‌اند که جلوی ظهور حضرت را بگیرند و می‌دانند ملت ایران زمینه‌ساز این حادثه بوده و یاران این حکومت خواهد بود».

این که ماجرا چه بوده است، درست نمی دانیم. اما این اظهار نظر پرسشهای زیادی را برانگیخته است.

آیا امام زمان در عراق ظهور خواهد کرد؟ آیا امام از توپ و تانگ امریکا نگران شده قیام خود را عقب انداخت؟ آیا ایرانیان فقط حامی امام زمان و زمینه ساز ظهور هستند؟ آیا امریکایی ها ایمان به ظهور مهدی دارند که برای جلوگیری از آن اقدام کرده اند.... و دهها پرسش دیگر.
مگر یک متخصص ترافیک چه قدر در زندگی فرصت داشته است تا در باره دین و مقوله های مختلف آن پژوهش کند؟ مگر یک رئیس جمهور که الان نزدیک پنج سال است کشور اداره می کند چه اندازه فرصت مطالعه دارد که این چنین در باره این قبیل مسائل اظهار نظر می کند؟ ایشان مدیر اجرایی کشور است یا تئوریسین انقلاب و اسلام و مذهب تشیع؟ پس این همه روحانی و مرجع و مختصص علوم الهیات دردانشگاهها برای چه درس می خوانند؟ بهتر نیست همه امور دینی و مذهبی را مثل اجرائیات و مسائل امنیتی و سیاسی واگذار کنند و خدا حافظی کنند؟

اما در باره قیام مهدی در عراق و داستان دنبال کردن امریکایی ها اشاره به حادثه ای است که از بن و اساس با مستندات آقای رئیس فرق دارد. در گیرودار حمله امریکا و بعد از آن، از بدی اوضاع عراق و نابسامانی آن، چند نفر ادعای مهدویت کردند. اینها در پی ایجاد شورش علیه امریکایی ها بودند و امریکایی ها دربدر دنبال آنها می گشتند تا به نظر خود غائله را ختم کنند. این اسناد به دست آقای رئیس جمهور و منابع ایشان افتاده و تصور فرموده اند که ماجرا چنان است که شرح کرده اند. وای اگر فهم ایشان و همکارانشان در بقیه مسائل هم مثل ترور ایشان در عراق یا عکس گرفتن با یک فرمانده امریکایی و غیره و غیره از همین قبیل باشد. قطعا شان ایشان بالاتر از آن است که خلاف بگویند اشکال درعدم درک درست خبر و مطلب است چنان که شرحش رفت.

=============
پیوندهای مرتبط با این مطلب:
» احمدی نژاد: سند داریم که آمریکا می‌خواهد جلوی ظهور امام زمان را بگیرد
»
گزارش ویدئویی و تصویری: استقبال سرد اصفهان از "معلول ذهنی ۶۳٪ی"

مجتبی طلوعی (قم)
ادامه مطلب ...

سبزهای علفی بروند بوق بزنند ، سپاه تدابير ما را قرقره ميكند!

0 نظرات
سبزهای علفی بروند بوق بزنند ، سپاه تدابير ما را قرقره ميكند!


به ميمنت و مباركي فرمانده سپاه تهران گفته است "تدابير ما براي ۱۶ آذر تدابيري فرهنگي است و قصد داريم در اين روز به دانشجويان در دانشگاه‌هاي سراسر کشور به‌ خصوص استان تهران گل هديه دهيم" . لذا ما در اين لحظه نتايج عمده اي گرفتيم كه در ساير لحظات هر كاري كرديم نگرفته بوديم . منو داشته باش !
  1. تدابير سپاه براي غير از 16 آذر تدابير بي فرهنگي بود عين خر به مردم حمله ميكردند . ايندفعه فرهنگي است لطفاً دنبال يك جانور فرهنگي بگرديد.
  2. سپاه تهران براي دانشگاههاي سراسر كشور هم تدابير دارد . ايناها خودش گفته سراسر كشور به خصوص تهران.
  3. تا حالا از سراسر كشور سپاهي مي آوردند دانشگاههاي تهران حالا از تهران ميبرند دانشگاههاي سراسر كشور. خدائيش كشف رمز تدابير اينها خيلي ساده است.
  4. هر دفعه ما گل ميداديم سپاه كتك ميزد. ايندفعه سپاه ميخواهد گل بدهد ظاهراً تنش ميخارد. ولي تدابير ما از اول فرهنگي بوده كتك نميزنيم. راست ميگويند بروند حمام.
  5. اهداء گل چون فقط يك كار است شامل تدابير نميشود. خيلي كه باشد ميشود تدبير. البته كاكتوس هم گل دارد خيلي جاهاي بدرد بخور ديگر براي سپاه هم دارد. احتمالاً كاكتوس شامل تدابير ميشود.
  6. حالا فردا پنج تا اسكل را جلوي دوربين جمع ميكنند گل ميدهند احمدي نژاد عكس مروه الشربيني را ميگيرد دستش راه مي افتد دور دنيا. ميگي نه وايسا تدابيرشان را تماشا كن.
  7. اهداء گل اتفاقاً تدابير خيلي مناسبي هم هست. گل ميدهند بعد ماشين آب پاش مي آورند كسي بپرسد ميگويند آورده ايم گل آب بدهيم.
  8. اگر قرار باشد طبق تدابير به دانشجوهاي راستكي گل بدهند سپاه بايد به اندازه كل هلند گل داشته باشد. دروغ ميگويند وگرنه چطور هنوز خبري از واگذاري سهام گلخانه ها به سپاه منتشر نشده؟
  9. همينطوري پيش برود دفعه بعد سپاه اعلام ميكند تدابير ما فرهنگي است شعار مرگ نمي دهيم. دفعه بعدش هم با موبايل از خودشان در حال كتك زدن ما فيلم ميگيرند دفعه بعدترش هم سپاهي ها ميگويند نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران!
  10. من تا همينجا نتيجه گرفتم!
علیرضا رضایی
ادامه مطلب ...

مهدی کروبی خطبه عقد غیابی پیمان عارف دانشجوی دربند را جاری کرد

0 نظرات
مهدی کروبی خطبه عقد غیابی پیمان عارف دانشجوی دربند را جاری کرد

. به گزارش جرس: روز دوشنبه نهم آذرماه ، خانواده پیمان عارف دانشجوی زندانی و محروم از تحصیل که از سی خرداد ماه و پس از رویدادهای اولیه پس از انتخابات در زندان اوین بسر می برد و همچنین خانواده سمیرا جمشیدی ، به همراه چند تن از دوستان در منزل شیخ مهدی کروبی حضور یافتند تا شاهد برگزاری مراسم ازدواج غیابی فرزندانشان باشند.

شیخ به مانند همیشه با روی باز ضمن خوشامد گویی به استقبال میهمانان آمد و با ابراز تاسف نسبت به بازداشت های گسترده و نقض حقوق بشر نسبت به افراد در بند عنوان داشت که چون گذشته تلاش خود را برای آزادی زندانیان سیاسی به کار خواهد گرفت.

این مراسم به دلیل عدم امکان تماس بیش از یک دقیقه از زندان اوین چندین بار متوقف گردید اما در نهایت با تماسهای پیاپی و قرائت خطبه عقد توسط شیخ مهدی کروبی و پاسخ زوجین این ازدواج به صورت غیابی صورت گرفت.

ادامه مطلب ...

بازداشت بیش از ده نفر از مادران عزادار نیروهای امنیتی

0 نظرات
بازداشت بیش از ده نفر از مادران عزادار نیروهای امنیتی
عصر امروز، شنبه بیش از ده نفر از مادرن عزادار را در پارک لاله تهران بازداشت کردند.

به گزارش «تغییر برای برابری» به نقل از یک شاهد عینی‌، تعداد زیادی نیروهای انتظامی و لباس شخصی از ساعاتی پیش در پارک لاله تهران و محوطه اطراف آن حضور داشتند و اجازه تجمع را به مادران عزادار ندادند. بنا به این گزارش 4 نفر از مادران در میدان آب نمای پارک لاله و تعدادی دیگر در مقابل در 16 آذر این پارک دستگیر شدند. گفته می‌شود نیروی انتظامی در دستگیری مادران عزادار از تعدادی پلیس زن کمک گرفته است.

نیروهای امنیتی در ابتدا از مادران عزادار خواسته اند که متفرق شوند و پس از رد این درخواست از سوی مادران اقدام به بازداشت آن‌ها کرده‌اند. از اسامی بازداشت‌شدگان هنوز اطلاعی در دست نیست. گروه مادران عزادار پس از کشته شدن ندا آقا سلطان تشکیل شده است.

این گروه متشکل از برخی فعالان حقوق زنان، مادرانی که فرزندانشان را در تجمعات اعتراضی اخیر از دست داده‌اند و زنان معترض به وقایع پس از انتخابات هستند، که هر شنبه به نشانه اعتراض به کشته شدن معترضان در ناآرامی‌های اخیر در پارک لاله تهران تجمع می‌کنند.

شناسایی و محاکمه افرادی که در کشته شدن معترضان نقش داشته اند از جمله خواسته های این گروه است. پیش از این نیز نیروهای امنیتی و انتظامی بارها با مادران عزادار برخورد کرده و تعدادی از آنها را بازداشت کرده بودند.

تقدیم به مادران عزادار

مادرم داغدار

فرزندم با گلوله ای در گلو

بر سنگفرش خیابان

در بادها بر جا ماند

برادرم

آه زندانی

همسرم مفقود

دلم پاره پاره

و تنم از ضربه های باتوم

بت پرستان زخمی

خسته نیستم

هنوز پای رفتنم ست

با زنجیرهای پوسیده بر پا

بسویت می آیم

و فریادت خواهم زد

عدالت کجایی ...؟
ادامه مطلب ...

محدودیت دسترسی به اینترنت در ایران در آستانه ۱۶ آذر

0 نظرات
محدودیت دسترسی به اینترنت در ایران در آستانه ۱۶ آذر

. در آستانه فرارسیدن 16 آذر - روز دانشجو - دسترسی به اینترنت در مناطق مختلف کشور دچار اختلال و محدودیت شدید شده است.

از ظهر امروز شنبه، دسترسی به اینترنت در نواحی مختلف با سرعت بسیار پایین امکان‌پذیر است به نحوی که امکان استفاده عادی برای کاربران اینترنتی در کشور وجود ندارد.

تاکنون دسترسی به شبکه اینترنت در مقاطع بسیاری در ایران با محدودیت شدید و اختلال مواجه شده است به ویژه در زمان‌هایی که از طرف حامیان جنبش سبز برای انجام برنامه‌های اعتراضی اعلام می‌شود.

ادامه مطلب ...

۱۰ ملاحظه برای ۱۶ آذر سبز

0 نظرات
۱۰ ملاحظه برای ۱۶ آذر سبز


. «۱۶ آذر»ی دیگر در پیش است. «۱۶ آذر»ی که به‌خاطر رویدادهای پس از کودتای ۲۲ خرداد و شکل‌گیری یک جنبش اعتراضی (جنبش سبز) در ایران امروز، معنادار از سال‌های پیش شده است. در آستانه‌ی این روز مانا، با احترام به شهدای آذر ۱۳۳۲، آن «سه آذر اهورایی»، و تمامی شهدای جنبش دانشجویی در ایران، ملاحظات ده‌گانه‌ی زیر مطرح می‌شود:


۱. جنبش دانشجویی هیچ‌گاه یک جنبش صنفی صرف نبوده است. برخی از ویژگی‌ها و شاخصه‌ها، دانشجویان را با تحولات اجتماعی_سیاسی درگیر می‌کند و گره می‌زند. مستقل از کمال‌جویی و آرمان‌خواهی دانشجویان و شور و انگیزه و انرژی ایشان برای حضور در صحنه‌های اجتماعی (که بی‌ارتباط با سن آنان نیست)، برخی علل و عوامل از جمله آگاهی نسبی دانشجویان از اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور (که می‌توان ادعا کرد از متوسط آگاهی جامعه، کمتر نیست)، جایگاه دانشجویان به‌مثابه‌ی «روشنفکران توزیع‌کننده»، و امکان ارتباط و همفکری بیشتر دانشجویان در محیط دانشگاه و خوابگاه، خود به‌خود بستر لازم برای نقد «وضع وجود» و تلاش برای دستیابی به «وضع مطلوب» را فراهم می‌آورد و دانشجو را چونان کنشگری مدنی در متن رویدادهای سیاسی_اجتماعی می‌نشاند.


قابل اشاره است، هنگامی‌ دانشجو پا به دانشگاه می‌نهد که مطابق قانون، واجد شرایط سنی مشارکت در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری و ... است. این‌چنین، بدیهی می‌نماید که دانشجو به‌عنوان یک شهروند، محق (و مکلف) ‌شود که در مورد سرنوشت جامعه‌ی خویش بی‌تفاوت نماند. دخالت دانشجویان در امور سیاسی (با فهم دقیق جایگاه و موقعیت دانشجو) نیز این‌گونه، مفروض به‌نظر می‌رسد.


۲. جنبش دانشجویی این سرزمین در برش‌های متعددی از تاریخ سیاسی معاصر ایران، نقشی موثر در پیشبرد مطالبات و آرمان‌های ملت ایران داشته است. به‌طور مشخص، می‌توان به نقش فعال دانشجویان در تکوین و تحقق نهضت ملی شدن صنعت نفت، نهضت مقاومت ملی (پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، مبارزات انقلابی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، مجاهدت‌ها برای تحقق و توفیق انقلاب اسلامی 57، و نیز خیزش دوم خرداد 76 اشاره کرد. به بیان دیگر، جنبش دانشجویی به‌مثابه‌ی خرده‌جنبش، همواره ذیل یک جنبش اجتماعی کلان، به ایفای وظیفه و کنش اجتماعی_سیاسی پرداخته و تصویر و تاثیر ویژه‌ی خود را بر رخدادها و تحولات، حک کرده است.


۳. جنبش دانشجویی در ایران واجد ویژگی‌هایی است که در طول بیش از نیم قرن تکوین آن، به نوعی تثبیت شده‌اند. مهم‌ترین این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: آرمان‌خواهی و کمال‌جویی، عدالت‌طلبی و ستیز با فقر و اختلاف طبقاتی، آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد و خودکامگی، و نیز دفاع از استقلال و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران. افزون بر این‌ها، با توجه به دینی بودن جامعه‌ی ایران (به‌معنای عام)، جنبش دانشجویی ایران عمدتا" ماهیتی دینی داشته است؛ هرچند در مقاطع مختلف تاریخی، پویش‌های غیردینی نیز در درون این جنبش فعال بوده‌اند و تاثیرات غیرقابل انکاری را در تحولات سیاسی_اجتماعی ایران موجب شده‌اند.


قابل اشاره است که کوشش‌های جنبش دانشجویی در دوره‌های زمانی گوناگون، متاثر از گفتمان غالب در ایران سمت‌وسوی متفاوتی داشته و هر بار چشم‌انداز تلاش‌ها، سویی را برجسته‌تر مورد توجه و پیگیری قرار داده است. زمانی استبداد و استعمار را هدف گرفته و بیشتر برای آزادی و استقلال تلاش کرده؛ در دوره‌ای همپای دموکراسی، دغدغه‌‌ی برابری و عدالت اجتماعی داشته‌؛ و اینک، بیش از پیش، برای آزادی و دموکراسی مجاهدت می‌کند و پیگیر تحقق حقوق بشر است و خود را صلح‌جو و جنگ‌ستیز متبلور می‌سازد.

۴. جنبش دانشجویی همچون دیگر امکان‌های پیشبرد اهداف و پروژه‌های سیاسی، در معرض سوء‌استفاده بوده و هست. این اتفاق به‌خصوص با توجه به برخی ویژگی‌های خاص دانشجویان و جنبش دانشجویی، مانند شور و نشاط و انرژی و فقدان محافظه‌کاری و اجتناب از دوراندیشی‌های مرسوم ناشی از عقلانیت ابزاری، مجال و بستری مناسب (بالقوه) برای پیشبرد برخی اغراض سیاسی فراهم کرده و می‌کند. این سوء‌استفاده می‌تواند از سوی حکومت و صاحبان قدرت، یا از سوی جریان‌های سیاسی رقیب قدرت مستقر، صورت گیرد. رویداد تلخ و ناگوار حمله‌ی کماندوها و چتربازها و نیروهای نظامی و انتظامی در اول بهمن‌ماه ۱۳۴۰ به دانشجویان معترض در دانشگاه تهران و آسیب‌رساندن شدید و غریب ایشان به دانشجویان و امکانات آموزشی دانشگاه، تنها یک مورد از سوء‌استفاده‌ها از دانشجویان و آرمان‌خواهی ایشان محسوب می‌شود*.

۵. وجود گروه‌های مرجع مستقل و معتمد دانشجویان در دانشگاه‌ها، یکی از فاکتورهای مهم برای تنظیم کنش‌های دانشجویی است. این گروه‌های مرجع به‌عنوان بستری مناسب برای تبادل نظر و همفکری و مشورت دانشجویان و اتخاذ تصمیم مشترک، می‌توانند اقدامات فردی یا کنش‌های تدبیر نشده و رفتارهای احساسی صرف را مانع شوند. متاسفانه اقتدارگرایی صاحبان قدرت فعالیت تشکل‌های دانشجویی را برنمی‌تابد و این وضع، سیکل معیوبی را سامان می‌دهد که نه به سود حکومت است و نه به نفع دانشجویان. چنان‌که هرگاه تشکل‌های دانشجویی مرجع و معتمد دانشجویان امکان فعالیت آزاد و امن و علنی نیافته‌اند و به حاشیه رانده شده‌اند، چالش‌های پرهزینه میان دانشجویان پرشور و اقتدارگرایان، افزایشی محسوس یافته است.


۶. جنبش دانشجویی در یک دهه‌ی اخیر زیر سخت‌ترین فشارهای امنیتی قرار داشته و هزینه‌های بس سنگینی را متحمل شده است. احضار ده‌ها دانشجو در دانشگاه‌های مختلف کشور به کمیته‌های انضباطی در همین چند هفته‌ی اخیر، نشان می‌‌دهد که وضع آزادی فعالیت‌های سیاسی دانشجویان چگونه و در چه سطحی است. بر این وضع تاسف‌بار، باید بازداشت ده‌ها دانشجو را در چند ماه اخیر، و از پی حوادث پس از انتخابات، افزود و مورد اشاره قرار داد. این چنین است لغو مجوز فعالیت انجمن‌های اسلامی در دانشگاه‌های مختلف در چند سال اخیر، و جلوگیری از فعالیت گروه‌های مستقل دانشجویی.


وقتی کنش سیاسی دانشجویان و به‌ویژه گروه‌های مرجع و معتمد و مستقل، این‌چنین مورد سرکوب قرار می‌گیرد و از سوی نهادهای مسئول در حکومت، برتابیده نمی‌شود، آشکار است که کوشش‌های دانشجویان در مجموعه‌های کوچک‌تر و البته متکثرتری سامان یابد و گاه حتی از یک خواست و اقدام فردی متاثر شود. به دیگر سخن، پندار بس اشتباهی است که گمان رود با افرایش فشارها و تهدیدها و، با افزایش هزینه‌ی اقدام سیاسی، دانشجویان سکوت و انفعال را برمی‌گزینند و نسبت به سرنوشت خود، خانواده و جامعه و کشورشان بی‌تفاوت می‌مانند.


۷. جنبش دانشجویی ایران برکنار و مستقل از واقعیت‌های جاری در جامعه‌ی ایران نیست. فشارها و تهدیدها و موانع متعددی بر سر راه جنبش اعتراضی مردم ایران (تبلور یافته در «جنبش سبز» و موسوم به آن) وجود دارد و سرکوب‌های شدیدی بر این جنبش اجتماعی مدرن، تحمیل شده است. از همین منظر، جنبش دانشجویی به‌مثابه‌ی یک خرده جنبش، در حال تحمل چنین فشارها و سختی‌هایی است. با وجود این، حقانیت مطالبات جنبش مدنی مردم ایران و مشروعیت اخلاقی و انسانی این خواسته‌ها برای پیشبرد دموکراتیزاسیون و دفاع از حقوق بشر، چنان است که به‌رغم تمامی فشارها و سرکوب‌ها و تهدیدها به راه خویش ادامه خواهد داد و از پیگیری خواسته‌های دموکراتیک و قانونی و انسانی خود، پا پس نخواهد گذاشت. این‌گونه می‌توان مدعی شد که جنبش دانشجویی ایران نیز ضمن حفظ ویژگی‌های خاص خود، ذیل جنبش سبز مردم ایران ادامه‌ی حیات خواهد داد و تاثیرات گریزناپذیری را بر تحولات اجتماعی ایران امروز و فردا، و در جهت تعمیق و بسط دموکراتیزاسیون، ثبت خواهد کرد.


۸. جنبش دانشجویی به‌خاطر ویژگی‌های خاص آن (به‌خصوص هیجان و شور و انرژی فعالان آن) این پتانسیل را داشته و دارد که در دام «خشونت» متقابل «تقدیس‌‎گران خشونت» افتد. خوشبختانه عقلانیت در جنبش دانشجویی به آن‌چنان سطحی ارتقاء یافته و به مقامی رسیده که بیش از هر زمان به محاسبه‌ی «هزینه_فایده»ی هر اقدام بپردازد. افزون بر این، دانشجویان دموکراسی‌خواه بیش از پیش به این نکته‌ی مهم واقف شده‌اند که نباید در «بازی»ای که تمامیت‌خواهان طراحی و کارگردانی می‌کنند، چونان «بازیگر»ی مشغول شوند.


خوشبختانه می‌توان مدعی شد که بسط رفتار مدنی و فراگیر شدن کنش سیاسی با رعایت ملاحظات قانونی، و پیگیری اعتراض و انتقاد به‌شکل مسالمت‌آمیز و با پرهیز جدی از خشونت، در میان دانشجویان محسوس‌تر از همیشه است. جنبش دانشجویی امروز از سویی آماده‌ی پرداختن هزینه‌‌های لازم برای پیشبرد دموکراتیزاسیون است، و از سویی دیگر با تحلیل واقع‌بینانه از وضع و شرایط جامعه مدنی ایران و نیز بلوک قدرت در جمهوری اسلامی، کنش خود را تنظیم و متبلور می‌کند. اقدام استراتژیک و تامل در «استراتژی» (یافتن بهترین راه برای نیل به اهداف، با رعایت نقاط قوت و ضعف، و در نظر گرفتن فرصت‌ها و تهدیدها) اینک امری ملموس و مفروض برای اغلب کنشگران دانشجو محسوب می‌شود.


۹. جنبش دانشجویی ایران امروز با تکیه بر خلاقیت و هوشمندی و ابتکار و توان تحرک و ابداع اندیشه‌ی پویای خویش، در یک نقطه و ذیل یک مسیر متوقف نمی‌ماند. دانشجویان نیک دریافته‌اند که تاکتیک‌ها (راهکارها)ی گوناگونی برای پیگیری استراتژی‌ (راهبرد)شان وجود دارد و راه‌های متعددی برای بروز و ظهور و پیگیری اعتراض مدنی‌شان موجود است. از همین منظر، حضور مشهود (راهپیمایی در دانشگاه یا تجمعات اعتراض‌آمیز خیابانی) تنها یک وجه و جلوه و راهکار برای پیگیری اهداف جنبش سبز محسوب می‌گردد. این نسل البته به علت اشرافی که بر استفاده از فضای مجازی دارد، از پتانسیلی برخوردار است که نه تنها «پدران»‌اش که گاه «برادران بزرگ»‌اش نیز از آن محروم‌اند. توان آگاهی‌بخشی و ارتباط موثر دانشجویان با استفاده از اینترنت و نیز بهره جستن از «سپهر عمومی» در ایران امروز، و امکانات خاص دانشجویان برای ایجاد و فعال‌سازی «شبکه‌های اجتماعی» به‌گونه‌ای منحصر‌به‌فرد، از دیگر لایه‌های اجتماعی متمایز است.


۱۰. «روز دانشجو»ی سال 1388 تنها روزی از روزهای سال است؛ قرار نیست تمام مشکلات ایران امروز در یک روز (16 آذر) حل و رفع شود. این نکته برای قریب به اتاق دانشجویان دموکراسی‌طلب و پیگیر صلح و حقوق‌بشر، مفروض و بدیهی است. افزون بر این، جنبش دانشجویی امروز ایران به قدر لازم با مفاهیمی چون صبوری و خویشتنداری و تامل و تحمل و پایداری، آشناست و دریافته که «راه دشوار آزادی و دموکراسی» یک‌شبه طی نمی‌شود و، محتاج صبر و استقامت، و نیز نیازمند پرهیز جدی از یأس و ناامیدی است.

بی‌شک در آستانه‌ی ۱۶ آذر، دانشجویان آزاده و مصمم و پرشوری که پا در «راه سبز امید» نهاده‌اند، این سخن مشهور دکتر علی شریعتی را در رثای «سه آذر اهورایی» از یاد نخواهند برد: «اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، « آذر»‌مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند...! این «سه یار دبستانی»، که هنوز مدرسه را ترک نگفته‌اند، هنوز از تحصیل‌شان فراغت نیافته‌اند، نخواستند - همچون دیگران- کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می‌آید، بیاموزند، هر که را می‌رود، سفارش کنند. آنها هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»‌اند. این «سه قطره خون» که بر چهره‌ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است...»


ادامه مطلب ...

بسیج ‌دانشگاه‌ تهران: ۱۶ آذر مجلس ترحیم سبزهاست!

0 نظرات
بسیج ‌دانشگاه‌ تهران: ۱۶ آذر مجلس ترحیم سبزهاست!


مسوول سیاسی بسیج دانشگاه تهران گفت: تجربه چند ماه اخیر نشان داده ورود جریان سبز در مناسبت های خاص انگیزه نیروهای متعهد به انقلاب و نظام را برای حضور در صحنه چند برابر کرده و این روز ها به بستری برای ریزش نیروهای این جریان تبدیل شده اند. با تجربه ای که از روز قدس و ۱۳ آبان داریم به نظر می رسد که ۱۶ آذر مجلس ترحیم جریان سبز خواهد بود.

محمد ذوقی مسوول سیاسی بسیج دانشگاه تهران در گفت و گو با برنا گفت: ما شاهد این هستیم که مناسبت هایی که به روحیه استکبار ستیزی و تحقق اسلام بازمی گردد مثل روز قدس، ۱۳ آبان و ۱۶ آذر روز هایی هستند که جریان سبز تصمیم دارد با برنامه ریزی وارد عمل شده و به خیال خود جریان خود را زنده نگه دارند و به این ترتیب از فضای ضد استکباری واقعی در جهت تایید استکبار جهانی بهره ببرد.

دبیر سیاسی بسیج دانشگاه تهران تصریح کرد: تجربه چند ماه اخیر نشان داده ورود جریان سبز در مناسبت های خاص انگیزه نیروهای متعهد به انقلاب و نظام را برای حضور در صحنه چند برابر کرده و این روزها به بستری برای ریزش نیروهای این جریان تبدیل شده اند.

وی خاطر نشان کرد: با تجربه ای که از روز قدس و ۱۳ آبان داریم به نظر می رسد که ۱۶ آذر مجلس ترحیم جریان سبز خواهد بود و با حضور پررنگ تر دانشجویان انقلابی در صحنه شاهد ریزش و افول نیروهای وابسته به جریان سبز باشیم.

ادامه مطلب ...

آسمان ایران امشب و فردا شب با بانگ الله اکبر سبز می شود

0 نظرات
آسمان ایران امشب و فرداشب با بانگ الله اکبر سبز می شود


. ادامه راه سبز«ارس»: عید غدیر این سبز ترین عید مسلمین در حالی از راه می رسد که کودتاگران مدت‌هاست انگ بی دینی به ملت معترض و سبز ایران می زنند.

در این میان نهضت ملت ایران كه رنگ سبز خود را با تاسی از راه سبز علی و فرزندانش اختیار كرده است اینك در آستانه‌ عید غدیر با امتحانی دیگر روبه رو است.

ملت ایران پاسخ دروغ گویان و یاوه سرایان را با فریادهای الله اكبر، یاعلی و یاحسین خود در شب عید غدیر خواهند داد.

سبزهای سراسر ایران در شب عید غدیر(امشب) و شب یوم الله ۱۶ آذر(فرداشب)، راس ساعت ۲۲ همه باهم فریاد الله اکبر سر می دهند تا دروغگویان بدانند كه مردم حق طلب ایران برای رسیدن به آزادی، این هدیه الهی تنها از خدا یاری می جویند.

الله اكبر خواهند گفت تا بدانند كه سركوب هیچ هراسی در دل ملت نینداخته است، چرا كه شجاعت را از مولای خود علی آموخته‌ اند.

به خاطر داشته باشیم تک تک شهروندان ایرانی رسانه این جنبش هستند.
ادامه مطلب ...

بهراد نبوی به بند ۲-الف زندان اوین بازگشت

0 نظرات
با پایان مرخصی ۱۰ روزه و به دلیل رعایت نکردن"مسائل لازم"!
بهزاد نبوی به بند ۲-الف اوین بازگشت

. بهزاد نبوی امروز صبح پس از پایان ۱۰ روز مرخصی، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حضور یافت و به دلیل عدم حضور قاضی صلواتی، رئیس شعبه مربوطه که در مرخصی به سر می برد، نبوی به رئیس دادگاههای انقلاب تهران مراجعه کرد.

در این ملاقات، به نبوی اعلام شده است که وی در دوره مرخصی رعایت مسائل لازم را نکرده و از جمله با افرادی غیر از اعضای فامیل خود دیدار کرده و طی این دیدارها به غیر از احوالپرسی، مسائل دیگری را نیز بیان کرده است. به این ترتیب از نبوی خواسته شد تا خود را به زندان اوین معرفی کند. مقارن ساعت ۱۰ صبح امروز، پس از مراجعه بهزاد نبوی به زندان اوین، مسئولان زندان او را تحویل گرفته و به بند ۲- الف هدایت کردند.

انتقال بهزاد نبوی به اوین درحالی صورت میگیرد که، این فعال سیاسی ۶۸ ساله در ماه آخر پیش از آزادی، به دلیل عمل جراحی و شرایط جسمی اش در بیمارستان خاتم الانبیا بستری بود.
ادامه مطلب ...

کلیپ سرود "۱۶ آذر" بیاد سه آذر اهورایی و تمامی دانشجویان سبز دربند استبداد

0 نظرات
«کلیپ سرود "۱۶ آذر" بیاد سه آذر اهورایی و تمامی دانشجویان سبز دربند استبداد»

جهت دانلود بر روی عکس زیر کلیک نمایید

ادامه مطلب ...

دیدار مهدی کروبی با خانواده فیض‌الله عرب ‌سرخی

0 نظرات
دیدار مهدی کروبی با خانواده فیض‌الله عرب ‌سرخی:
بازگشت به قانون‌اساسى، راه برون‌رفت از وضعيت فعلى است

. ادامه راه سبز«ارس»: مهدى کروبى عصر جمعه با حضور در منزل سيد فيض‌الله عرب سرخى عضو شوراى مرکزى سازمان مجاهدين انقلاب از خانواده او دلجويى کرد.

مهدى کروبى در اين ديدار که اعضاى خانواده‌هاى برادران شهيد عرب‌سرخى و برخى ديگر از همسران و فرزندان شهدا حضور داشتند، با گراميداشت ياد ونام شهيدان هدف خود از اين ديدار را عرض تبريک عيد سعيد غدير خم عنوان کرد و افزود: آنچه امروز گريبانگير کشور ما را گرفته است، افراطى‌گرى‌هاى عده قليلى است که نظام مقدس جمهورى اسلامى را هدف گرفته است و بى‌ترديد همه ما و شما که از بازماندگان شهداى انقلاب و جنگ تحميلى هستيد اجازه مصادره خون شهدا را نخواهيم داد.

مهدى کروبى برخى بى‌تدبيرى‌ها در مديريت مسائل بعد از انتخابات را عامل اين اتفاقات دانست و تأکيد کرد: همه بايد با بازگشت به قانون اساسى و محور قرار دادن رأى و نظر مردم، آرامش و امنيت را به فضاى سياسى و اجتماعى کشور بازگردانيم و برهمه نخبگان است که در راه بسط قانون و دموکراسى تلاش کنيم و از تفرقه و ايجاد اختلاف در راه آرمان‌هاى امام خمينى با تمام وجود هزينه کنيم.

مهدى کروبى با اشاره به سيره و روش امام خمينى تأکيد کرد: شناخت من از سال‌هايى که از نزديک با آن بزرگوار همراه بوديم برخلاف بسيارى از ادعاهايى است که امروز مطرح مى‌شود. امام همواره به رأى و نظر مردم ملتزم بود و اگر خبرى مبنى بر نارضايتى بخش کوچکى از مردم مى‌شنيد نسبت به آن واکنش تندى نشان مى‌دادند.

مهدى کروبى با اشاره به خاطره‌اى از امام گفت: امام در يک‌سو خبر بستن و مصادره يک مدرسه در يکى از توابع اردکان يزد که متعلق به جامعه زرتشتيان بود را خوانده بودند. بعد از مشاهده اين خبر فورا نسبت به آن واکنش تندى نشان دادند و دستور بازگرداندن آن مدرسه به زرتشتيان شريف را دادند. مهدى کروبى تأکيد کرد که امروز نام و راه و انديشه امام خمينى از هر زمانى غريب‌تر است و ما بايد در جهت زدودن اين غربت از انديشه بنيانگذار اين نظام از هر تلاشى فروگذار نکنيم.

در پايان مهدى کروبى ضمن انتقاد از روش برخورد با منتقدين و کسانى که از بانيان و زحمت‌کشان اين نظام و انقلاب بودند، بازداشت و توهين به منسوبان خانواده‌هاى شهدا را بسيار نگران کننده خواند و افزود: بايد نسبت به خانواده شهدا که برخى از ‌آنها در حوادث اخير بازداشت شده‌اند، برخورد شايسته‌ترى مشاهده مى‌کرديم.

خانواده‌هاى حاضر در اين نشست نيز گزارشى از وضعيت خود و بازداشت برخى اعضاى خانواده‌هاى خود ارائه کردند. مريم شربتدار قدس همسر فيض‌الله عرب سرخى نيز در اين ديدار با اشاره به قريب به 17روزى که از آخرين ملاقات با همسرش سپرى شده از ممنوع‌الملاقات شدن او خبر داد. همسر عرب‌سرخى از تلاش‌هاى سيد جلال موسوى وکيل همسرش خبر داد که در روز دوشنبه 9آذرماه بعد از جلسه بازپرسى موفق به ديدار چند دقيقه‌اى با موکل خود شده است.

وکيل عرب‌سرخى در اين ديدار از طرح اتهامات جديد نسبت به موکل خود خبر داد و افزوده است درحالى که روند بازپرسى عرب‌سرخى به اتمام رسيده وى در انتظار حکم صادره از دادگاه بوده است، مجددا به بازپرسى فرا خوانده شده است. همسر عرب‌سرخى اتهامات جديد را علت اين بازپرسى‌هاى جديد عنوان کرد. وى در پايان از گرفتن نامه ملاقات توسط وکيل همسرش در روز چهارشنبه 11آذر و تحويل آن به زندان اوين خبر داد.

ادامه مطلب ...