۱۳۸۸/۱۱/۰۶

مهدی کروبی:هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد

مهدی کروبی: هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد


. ادامه راه سبز«ارس»: مهدی کروبی در دیدار با جمعی از نخبگان سیاسی کشور: «هر قدر که زمان می‌گذرد، اعتقاد من به دستکاری گسترده در انتخابات اخیر مستحکم‌تر می‌شود؛‌ زیرا هر روز اطلاعات جدیدی به دست ما می‌رسد که واقعا موجب تأسف است که چگونه عده‌ای با آرای مردم که امانت آنان در دست مسؤولان است، این‌گونه برخورد کردند!گر چه امروز روزنامه‌ها را توقیف، سایت‌ها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بسته‌اند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کرده‌اند و برخی هر روز خط و نشان می‌کشند و انواع اهانت‌ها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف می‌کنند، ولی با قاطعیت می‌گویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد.»

به گزارش سحام‌نیوز مهدی کروبی در دیدار با جمعی از چهره‌های برجسته و نخبگان سیاسی کشور از جمله رهبران برخی از احزاب اصلاح‌طلب گفت: «گر چه امروز روزنامه‌ها را توقیف، سایت‌ها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بسته‌اند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کرده‌اند و برخی هر روز خط و نشان می‌کشند و انواع اهانت‌ها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف می‌کنند، ولی با قاطعیت می‌گویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد و یکی از بزرگ‌ترین حقوق این ملت آرایی است که به امانت در صندوق‌های رأی ریخته‌اند، و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات آزاد و رفع موانع موجود خواهم کوشید و به زودی مواضع تفصیلی خود را در باره آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع از حقوق مردم و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد به اطلاع ملت شریف و بزرگوار ایران خواهم رساند.»

دبیرکل حزب اعتماد ملی ضمن تشکر از حضور، احساس مسؤولیت و اظهارات نخبگان سیاسی حاضر در این دیدار و جمع‌بندی اظهارات حاضران در باره وضعیت نابسامان اقتصادی کشور و تضعیف جایگاه ایران در عرصه بین‌الملل و اظهار تأسف از محدودیت‌های ایجاد شده برای مراجع عظام تقلید، علما، اساتید دانشگاه، دانشجویان و … و برخورد‌های بی‌سابقه با مردم گفت: «در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی قرار داریم و من بر خود وظیفه می‌دانم که یاد شهیدان به خون خفته انقلاب اسلامی و رهبر بزرگوار این انقلاب باشکوه را گرامی بدارم.»

کروبی در ادامه به بیان خاطراتی از دوران مبارزه با رژیم سابق پرداخت و ضمن تجلیل از مبارزان راه آزادی گفت: «دیروز که روز مبارزه بود بسیاری از افرادی که امروزه سردمدار برخی از جریانات و حرکت‌های خشونت‌امیز شده‌اند، به خانه‌های خود خزیده و معتقد بودند که این راهی را که مرحوم امام راحل شروع کرده‌اند، نتیجه‌ای ندارد و حتی یکی از این‌ها در نشستی که با آقای هاشمی‌رفسنجانی و یکی از بزرگان نظام داشت بر این نکته تأکید کرده بود.»

کروبی افزود: «من یک‌بار از آقای هاشمی پرسیدم که از آقای “…” چه خبر؟، آقای هاشمی گفتند: «من به اتفاق آقای “…” با آقای “…” دیداری داشتیم که آقای “…” گفت: «من با تحقیقاتی که انجام داده‌ام به این نتیجه رسیده‌ام که تا ظهور امام زمان(عج) تلاش برای حکومت اسلامی فایده‌ای ندارد.»

رئیس مجلس ششم با اشاره به مبارزاتی که برخی بزرگان انقلاب اسلامی و جوانان پرشور آن روزگار داشتند، گفت: «در سایه این تلاش‌ها انقلاب اسلامی پیروز و جمهوری اسلامی تأسیس و قانون اساسی با تکیه بر حقوق ملت و میزان بودن رأی آنان در تأْسیس ارکان حکومت و اداره کشور توسط بزرگانی چون آیت‌الله‌العظمی منتظری و آیت‌الله شهید دکتر بهشتی و جمعی از فقها، اسلام‌شناسان، حقوقدانان و روشن‌فکران کشور به تصویب رسید و مراجع عظام تقلید، دانشگاهیان، حوزویان، احزاب و گروه‌های موجود در کشور و ملت ایران به‌عنوان میثاق ملی به این قانون اساسی رأی دادند.»

کروبی در ادامه با بیان برخی از فراز و نشیب‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گفت: «متأسفانه سال‌هاست که بخش‌های مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی توسط برخی از صاحبان قدرت مورد تعدی قرار گرفته و کار به جایی رسیده که کسانی که هیچ‌گونه نقشی در انقلاب اسلامی نداشتند و چه‌ بسا مخالف انقلاب و جمهوری اسلامی بودند، امروزه سردمدار و معرکه‌گردان مسائل کشور شده‌اند و روز به روز عرصه را بر بنیانگذاران انقلاب و جمهوری اسلامی و مردم تنگ می‌کنند و اگر علما، دانشگاهیان، طلاب، دانشجویان، فرهنگیان و اقشار مختلف مردم در مقابل این وضعیت سکوت کنند، بدون تردید، باید شاهد از بین رفتن آمال و آرزوهای ملت ایران در انقلاب اسلامی باشیم.»‌

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه با اشاره به مسائل مربوط به انتخابات گفت: «هر قدر که زمان می‌گذرد، اعتقاد من به دستکاری گسترده در انتخابات اخیر مستحکم‌تر می‌شود؛‌ زیرا هر روز اطلاعات جدیدی به دست ما می‌رسد که واقعا موجب تأسف است که چگونه عده‌ای با آرای مردم که امانت آنان در دست مسؤولان است، این‌گونه برخورد کردند!»

کروبی در ادامه با اشاره به مسائلی که بعد از انتخابات و برخوردهایی که با مردم روی داد، گفت: «مگر این مردمی که بعد از انتخابات به‌صورت خودجوش به صحنه آمدند، چه می‌گفتند و چه می‌خواستند؟ ‌مگر آن سه میلیون نفری که بدون هیچ‌‌گونه تبلیغات و اطلاع‌رسانی از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی با سکوت خویش فریاد زدند، چه می‌خواستند؟ آیا جواب مردمی که این‌گونه نجیبانه به صحنه آمدند، باتوم، گاز اشک‌آور و گلوله بود؟! آیا جواب جوانان عزیز ما که در چارچوب نظام می‌گفتند، “رأی ما کو؟” خشونت، کهریزک و کشته شدن در این بازداشتگاه‌ها بود؟!»

کروبی با انتقاد شدید از برخورد غیرصادقانه با مردم گفت: «باید به این کسانی که مسؤول این فجایع هستند، گفت: شما چگونه انتظار دارید که مردم ادعای یک‌طرفه شما را در باره نتیجه انتخابات بپذیرند، در حالی که شما در باره بدیهیات این‌گونه دروغ می‌گویید؟ مگر برخی از شما با کمال بی‌شرمی نمی‌گفتید که این جوانان عزیز بر اثر مننژیت جان خود را از دست داده‌اند و اگر فریادهای این‌جانب و تلاش‌های آقای موسوی و حضور ملت عزیز ایران در صحنه نبود، شما هرگز به وقوع این قتل‌ها اعراف نمی‌کردید.»

کروبی با تأکید بر مواضع خویش در دفاع از حقوق ملت گفت: «گر چه امروز روزنامه‌ها را توقیف، سایت‌ها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بسته‌اند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کرده‌اند و برخی هر روز خط و نشان می‌کشند و انواع اهانت‌ها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف می‌کنند، ولی با قاطعیت می‌گویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد و یکی از بزرگ‌ترین حقوق این ملت آرایی است که به امانت در صندوق‌های رأی ریخته‌اند، و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات در چهارچوب قانون اساسی و رفع موانع موجود خواهم کوشید و به زودی مواضع تفصیلی خود را در باره آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع از حقوق مردم و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد به اطلاع ملت شریف و بزرگوار ایران خواهم رساند.»

کروبی در پایان ضمن عرض تسلیت به خانواده شهید دکتر مسعود علی‌محمدی، ترور این استاد برجسته دانشگاه را محکوم کرد و گفت «این بر عهده مسؤولان مربوطه است که امنیت را برای مردم و نخبگان کشور فراهم آورند و باید به‌زودی عوامل این ترور کشف و به مردم معرفی و با آنان برخورد شود.»

» ادامه مطلب

شما پیروزید، عربده شان از ترس است

شما پیروزید، عربده شان از ترس است

. ادامه راه سبز«ارس»: به هزار روایت شکست خورده اند. شکست خورده اند چون نگاه کنید هیچ لبخندی به رویشان زده نمی شود. شکست خورده اند چون شب ها راحت نمی خوابند. به میهمانی نمی روند، با وحشت همخانه شده اند، به جشنواره غمزده فجر نگاه کنید که هرگز چنین وضعیتی نداشته، نگاه کنید که دستگاه پوپولیستی که مغرور به حضور میلیونی مردم در سفرهای استانی بود جرات خارج شدن از مجموعه پاستور را ندارد. آن از هنر، از اقتصاد، از روابطشان به روحانیت یکی نوری همدانی دارند، نگاه کنید به وضعیت ورزش و فرار ورزشکاران. توجه کنید که در خانواده سران حتی سران جناح راست چه می گذرد. افتخارشان این بود که دنیا از ما همکاری خواسته اما امروز به جائی جز گویان و سرزمین های دیکتاتور زده گذرشان نیست. حتی خودشان هم به بلوف هایشان باور ندارند، پای صحبت عقلایشان بنشیند می خندند. (مسعود بهنود)


ما عاشقان فوتبال بودیم فرقی نداشت که هوشنگ ابتهاج شاعر بزرگ بود یا داوود رشیدی هنرمند نامدار، وقتی هم می رفتیم امجدیه سی چهل نفر بودیم و زنده یاد محمد بوقی شعارها را می آورد و به تصویب می رساند و جایمان هم مشخص بود سمت چپ جایگاه. اما دوستان نزدیکی داشتیم که از این عشق ما به ضربه های سر همایون بهزادی و پاهای طلائی شیری و بازی به هم ریزی حسین کلانی هیچ نمی دانستند، از قدرت پای قلیچ خبر نداشتند. از شادی ما شاد می شدند اما دل به آن نمی دادند و مشغول کار خود بودند.

مهندس فیروز اسفندیاری آرشیتکت سرشناس از جمله اینان بود که از راز دلبستگی ما به فوتبال سر نمی آورد اما ناگزیر بود فریادهای ما را بشنود و داد و قال های ما را تحمل کند. تا سرانجام او هم به جمع پیوست و به جمع تماشاگران مسابقات [البته از طریق تلویزیون] اضافه شد. منتها وقت تماشای بازی یک سئوال همیشگی وجود داشت و هرگز پاسخی برای آن یافته نشد. هر وقت که یک بازیکن توپی به عقب می فرستاد، برای دفاع خودی و یا حتی دروازه بان خودی، مهندس فریاد می زد این چرا حواسش نیست باید توپ را به طرف دیگر شوت کند. ما لب می گزیدیم و گاهگاه توضیح می دادیم که هم مربی می داند و هم بازیکن که دروازه کدام طرف است اما... مهندس فریاد می زند اما ندارد توپ را باید بیندازد به طرف دروازه حریف...

این هفته حرص می خوردیم و باز هفته بعد همین بساط بود. ما بالاخره هم نتوانستیم به مهندس برسانیم که گاهی تیم باید توپ را به عقب بفرستد، گاهی در عرض زمین بازی را وسعت دهد، همیشه به سمت هدف رفتن عاقلانه و میسر نیست.

چند سالی است خبر ندارم آیا مهندس اسفندیاری بالاخره موافقت کرده است با خط میانی تیم که گاهی توپ را به دفاع برسانند و گاهی بدهند به دروازه بان خودی یا هنوز فکر می کند الا و لله باید توپ رو به دروازه حریف شوت شود.

و این حکایت دوستان ماست که دیروز با انتشار خبر گفته های کروبی درباره دولت احمدی نژاد و مسوولیت هایش براشفته شدند که ای فغان ناموس جنبش سبز از دست رفت. برخی همان ها بودند که با بیانیه هفدهم مهندس موسوی [و تحلیل اولیه محسن رضائی] هم به همین فغان افتاده بودند. انگار تیم فوتبال جنبش سبز تعهد داده که هیچ گاه هیچ تدبیری به کار نیاورد، هیچ نقشه ای نداشته باشد.

سیاست دنیای پیچیده ای است، پیچیده تر از فوتبال و پیچیده تر از هر علم دیگری، از همین رو برخی ام العلومش گفته اند. در این دنیای پیچیده و پر از خدعه و توطئه نمی توان با دلی آسان گیر و بدون نقشه و هدف، بی استراتژی و تاکتیک حرکت کرد. در این دنیا برای همفکران چاره ای نیست جز آن که به مربی و اجزائی از مدیریت اعتماد کنند. این نظم بازی است. می باید از تماشاگران ثابت قدم تیم های بزرگی مانند منجستر یونایتد یا پرسپولیس بیاموزیم که گاه قصه دق می کنند اما حاضر نیستند بد مربی تیم شان و بد تیمشان گفته شود. البته لحظاتی هم هست که هواداران از مربی بر می گردند و در همه جای دنیا معمول چنین است که اول شعار می دهند، بعد یک پلاکاردی بلند می کنند. آن گاه مربی باید توضیح بدهد. البته همه این ها منوط به پیروزی است.

همصدا شدن با کیهان که با شادمانی خبر داده "کوچه بن بست بود دنده عقب گرفتند" شایسته سبز ها نیست. این ها تظاهرات کسانی است که بازی را به شما باخته اند. دستاوردهایتان را به این آسانی نفروشید. و حالا که چنین شد بگذارید یک لمحه ای برایتان از خرمی بهار بگویم.

با همه گروگان ها که در زندان دارید. با داغی که از کشته شدن ندا و سهراب و محسن و بچه ها در دل هاست، با همه ظاهر خشن و پیروزمند که می گیرند، با صد و چهل سال حبسی که روی کاغذ به گروه اهل صلاح و قلم دادند، عدالت را به سخره گرفتند، با آن که بسیاری از سران و پشتوانه ها را از خود رنجاندند، با وجود آن دلهره که در دلمان افتاد که مبادا شما سبزها را هم مانند خود به خشونت کشانده باشند اما در مقابل پایداری نمانیده ها و منتخبانتان کم آوردند. به هزار روایت شکست خورده اند. شکست خورده اند چون نگاه کنید هیچ لبخندی به رویشان زده نمی شود. شکست خورده اند چون شب ها راحت نمی خوابند. به میهمانی نمی روند، با وحشت همخانه شده اند، به جشنواره غمزده فجر نگاه کنید که هرگز چنین وضعیتی نداشته، نگاه کنید که دستگاه پوپولیستی که مغرور به حضور میلیونی مردم در سفرهای استانی بود جرات خارج شدن از مجموعه پاستور را ندارد. آن از هنر، از اقتصاد، از روابطشان به روحانیت یکی نوری همدانی دارند، نگاه کنید به وضعیت ورزش و فرار ورزشکاران. توجه کنید که در خانواده سران حتی سران جناح راست چه می گذرد. افتخارشان این بود که دنیا از ما همکاری خواسته اما امروز به جائی جز گویان و سرزمین های دیکتاتور زده گذرشان نیست. حتی خودشان هم به بلوف هایشان باور ندارند، پای صحبت عقلایشان بنشیند می خندند. همان رحیم مشائی که چون استخوانی در گلوی دستگاه احمدی نژاد مانده تنها کسی است که رسم مردمداری می داند و با چه بذل و بخشش و کوششی توانسته دو یا سه هنرمند را ملاقات کند یا به پاستور بکشاند. به ماتمسرای فرهنگستان ها نگاه کنید، به حرف های ضد و نقیض و درهمشان. طنز را از همین رو تعطیل کرده اند. باری تنها و تنها سرمایه اش همان است که آقای کروبی گفت [حکم تنفیذ رهبر]

گوش کنید به متلک های نهان در گفته های صفارهرندی و غلامحسین الهام. بشنوید اشارات صف کسانی که توسط احمدی نژاد با نهایت بی احترامی رانده شدند [لاریجانی، دانش جعفری، فرهاد رهبر، پورمحمدی، اژه ای، حتی دکتر لنکرانی] و عنایت داشته باشید که این ها به عدد بیش از این ها هستند و بی شمارند اما یا به احترام رهبر و یا از بغض اصلاح طلبان خود را هوادار دولت نشان می دهند. در نهان اگر مهندس موسوی و مهدی کروبی از صحنه کنار بروند و یا فرضا وضعیت موجود را پذیرفته بگیرند، این دولت کیست که نداند سه ماه ماندنی نیست.

در چنین شرایطی اگر کسی مانند مهدی کروبی توپ را به دفاع خودی داد تا آرایش تیم را مطابق شرایط روز کند تعجبی نباید داشت. نمی دانم چرا برخی برای تحلیل و برای نقد و برای خشم گرفتن و راندن این همه عجله دارند. اینک این صدای از قلعه شادمانان است. روزی که روزش شد نام تک تک عزیزان جوان را که جان در این راه دادند بزرگ می داریم. ما وفاداریم. مقتدایمان دکتر مصدق وقتی سرطان تنشان را گرفته بود و دربار مرحمت کرد و اجازه خروج از کشور داد، وقتی دکتر غلامحسین خان پسرش بر بالین او رفت و مژده داد که بیمارستانی در سویس رزرو شده "نزدیک همان آسایشگاه که دخترتان خدیجه در سکوت سال هاست چشم انتظارتان است" این را هم گفت که مصدق را به رفتن و معالجه و خلاص شدن از درد سرطان تشویق کرده باشد، اما فریاد پدر شنید که گفت "مگر غلام ساواکی شده ای، من می خواهم همین جا کنار شهیدان سی تیر دفن شوم. این ها آرزو دارند من خارج باشم و خارج بمیرم. این آرزو را به دلشان می گذارم آن گذرنامه را پاره کن."

روزی نه دیر و نه دور، گذرنامه هایمان را پاره خواهیم کرد. نشان خواهیم داد که خشونت را از آنان نگرفتیم اما مهربانی را به آنان آموختیم. شرمسارشان خواهیم کرد و لذت انصاف و بخشایش را به آن ها خواهیم چشاند. آن روز داغ خشم و کین را بر دلشان خواهیم گذاشت. بدخواهان را هم مطابق حقوق انسانی و به رای قاضی نه به رای کور خیابانی کیفر خواهیم داد. عشق خواهیم فروخت سر هر کوچه، گلدانی خواهیم کاشت. یاوه گویان و قلم به مزدان را شرمسار آدمی خود خواهیم کرد. گوش کنید به صدای بانوی سبز. صدای آسمانی عدل و آزادی را بشنوید.

» ادامه مطلب
آخرين اخبار ارس

ادامه راه سبز - ارس

↑ Grab this Headline Animator