tehran.rahesabz.tk - ghom.rahesabz.tk - arasnews.sub.ir - green.arascom.tk - yaali.arasnews.tk
باز هم هست و اكثرا ميدانيد! تا بعد....
ما تا اجراي كامل بند بند قانون اساسي ايستاده ايم
. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از "نداي سبز آزادي": خبر ساده بود و بهت آور: سحرگاه پنج شنبه هشتم بهمن 1388، آرش رحمانيپور و محمدرضا عليزماني به دار آويخته شدند. اين دو در نخستين دور دادگاههاي نمايشي پس از انتخابات به ارتباط با انجمن پادشاهي اعتراف كردند. بعداً مشخص شد كه ماجراي دستگيري آنها ماهها پيش از انتخابات صورت گرفته و هيچ ربطي به وقايع پس از كودتاي خرداد ماه نداشته است.
ماجراي فريب محمدرضا عليزماني و دادن وعده آزادي به او براي اين كه در دادگاه عليه خود اعتراف كند و بگويد در وقايع پس از انتخابات دست داشته است خيلي زود افشا شد. وعده آزادي دروغ بود. دادگاه، يا همان معركه كودتا هم نهايتاً حكم اعدام او را صادر و اجرا كرد.
سرگذشت اشكبار آرش رحمانيپور كه به گفته وكيلش خواهر باردارش را بازداشت كرده بودند و با تهديد به آزار خواهر او را واردار به اقرار عليه خود كرده بودند پاره ديگري از نقش سياهي است كه كودتاچيان بر كارنامه خود و تاريخ ما زدند. كودتاگراني كه همه چيزشان با دروغ آميخته است. با دروغ حبس ميكنند، با دروغ محاكمه ميكنند و با دروغ به دار ميكشند.
سرنوشت محمدرضا عليزماني، سرگذشت جواني به تنگ آمده از فقيرترين محلات حاشيه تهران بود كه به دست نظامي كه ادعاي ارتقاي زندگي امثال او را دارد، قرباني شد. عليزماني، نمونهاي از جواناني بود كه اگر به هر دليل در سياه لشكر حاميان دروغ جاي نگيرند، ميتوانند طعمهاي براي دروغهاي ديگر حافظان قدرتِ بيمسوليت شوند. قدرتي كه براي فرار از پاسخگويي به اعمال زشت خود، مدام دروغهاي گزافتر ميبافد و جانهاي بيشتري ميگيرد.
كاري كه كودتاچيان با آرش رحمانيپور كردند، نمونهاي بود از بي پرواييشان براي دست زدن به هر جنايتي با سوء استفاده از هر موقعيتي و عريان كردن بيش از پيش اين حقيقت كه آنها كه نان «حرمتها» را ميخورند، با ذرهاي از احساسات ساده بشري هم نسبتي ندارند، چه رسد به اين كه بخواهند پاسدار حرمتها باشند يا بر هتك حرمتها زاري كنند.
محمدرضا عليزماني و آرش رحمانيپور قرباني ستمي شدند كه گويا ميخواهد به هر قيمتي به حيات خبيثه خود ادامه دهد. اما آيا موفق خواهد شد كه پايههاي لرزان شده خود را بر روي خونابهاي كه به راه انداخته تثبيت كند؟ آيا مردم خواهند گذاشت چنين شود؟ آيا خواهند نشست تا اين سلسله دروغ بر آنها فرانروايي كند و فردا بيشتر از امروز قرباني بگيرد؟
اعدام محمدرضا و آرش، پيغامي روشن براي همه داشت و آن اين كه هيچ راهي جز مقاومت و مبارزه نمانده است. در اين راه اگر پيروز شويم، دروغ را شكستهايم و اگر پيروز نشويم، سربلند خواهيم بود كه به حكومت دارِ دروغ تن نداديم. اميد كه پيروزي از آن ما باشد.
. ادامه راه سبز«ارس»: سیداحمد خاتمی تلاش برای منصزف کردن هاشمی رفسنجانی از انتشار اطلاعات ناگفته در مورد آیت الله محمد یزدی را آغاز کرد.
به گزارش وب سایت سفیر وابسته به اصولگرایان ،بعد از ادامه یافتن و اوج گرفتن سخنان تند آیتالله محمد یزدی علیه هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که تا پیش از این جوابی جز سلام و آرزو برای بازیابی سلامت یزدی نداده بود، گفت که به صورت مکتوب در مورد برخی مسائل رئیس جامعه مدرسین در زمان امام، انتخاب رهبری و قوه قضائیه توضیحاتی خواهد داد.
در خبری که صبح امروز منتشر شد، آمده است:
. ادامه راه سبز«ارس»: تردیدی وجود ندارد که حکومت جمهوری اسلامی یک حکومت پوپولیستی است، و پوپولیسم همسایه دیوار به دیوار حکومت دموکراتیک است. تنها تفاوت این دو این است که حکومت دموکراتیک روایت واقعی حکومت مردم است، و حکومت پوپولیست، روایت کمیک و نمایشی حکومت دموکراتیک. به همین دلیل است که پوپولیسم در بسیاری موارد گرفتار دموکراسی است، پوپولیست ها باید چنان نشان بدهند که انگار مردمی هستند، پوپولیست ها باید چنان نشان بدهند که اکثریت دارند، پوپولیست ها باید نشان بدهند که مخالفان شان اقلیت دارند و چون در اقلیت هستند، دولت به عنوان نماینده اکثریت حق دارد خواست خودش( که غالبا خواست اکثریت نامیده می شود) را به عنوان خواست مردم اجرا کند.
حکومت پوپولیستی چند تفاوت مهم با حکومت دموکراتیک دارد:
اول: حکومت دموکراتیک بر مبنای تغییر خواست های مردم، دائم تغییر می کند و به همین دلیل همیشه می تواند در صورت قواعد بازی در تعادل پایدار قرار بگیرد، اما حکومت پوپولیست، همیشه خواسته های رهبران کشور را به عنوان خواست مردم قلمداد کرده و سعی می کند مردمی را به عنوان مردم بپذیرد که با خواست هایش موافق اند، به عبارت دیگر در حکومت دموکراتیک خواست مردم تعیین کننده محتوا و شکل حکومت است، اما در حکومت پوپولیستی خواست حکومت تعریف کننده ملت است. ممکن است هشتاد درصد مردم دشمنان خلق باشند و فقط بیست درصد مردم، خلق باشند.
دوم: یک حکومت دموکراتیک موظف است به حقوق اقلیت احترام بگذارد، اصولا دموکراسی برای غلبه کردن اکثریت بر اقلیت نیست، بلکه برای برسمیت شناختن حقوق اقلیت توسط اکثریت است، اما در حکومت پوپولیستی، در هر حال خواست دولت پوپولیست رسمیت دارد، گاهی این خواست توسط بیست درصد تائید و گاهی توسط هشتاد درصد تائید می شود، در هر دو حال فرق نمی کند، چون دولت با نظام تبلیغاتی خود همیشه طرفدارانش را اکثریت نشان می دهد، چه بیست درصد باشند و چه هشتاد درصد. در چنین حکومتی، منطق اصلی این است که خواست دولت، خواست اکثریت است و به همین دلیل اقلیت باید خفه بشود.
سوم: در سیستم دموکراسی همیشه سازمان و سازوکاری وجود دارد که در آن مردم می توانند خواست های خود را نشان بدهند و نمایندگان خود را در دولت پیدا کنند، در پوپولیسم، همیشه هر جمعی که طرفدار حکومت است، همه مردم است، حتی اگر ده هزار نفر باشند، و جمعی که مخالف دولت باشند، حق نمایش داده شدن ندارند، و اقلیتی کوچک بشمار می روند، حتی اگر میلیونها نفر باشند.
چهارم: حکومت پوپولیستی مثل یک آلبوم قدیمی شامل عکس های خاطرات قدیمی یک انقلاب است، عکس های سی یا بیست یا هشت یا سه سال قبل که در همه آنها تعداد انبوهی آدم که همه طرفدار دولت هستند جمع شده اند، در آن آلبوم شما صفحات خالی را می بینید که در آنها کسانی هستند که در عکس های قدیمی بودند، اما در عکس های جدید نیستند. آنها دیگر طرفدار حکومت نیستند. البته آن عکس ها گم نشده اند، آنها دست وزارت اطلاعات است و دارند شناسایی می شوند. از این عکس ها دو استفاده ممکن است بشود، اگر قبل از تغییرات عکس ها شناسایی شدند، آن افراد به زندان خواهند رفت و اگر بعد از تغییرات شناسایی شدند، احتمالا به عنوان رهبران حکومت جدید( دموکراتیک یا پوپولیستی) بشمار خواهند آمد.
پنجم: پاشنه آشیل پوپولیسم جمعیت انبوه مخالفان است، یعنی همان چیزی که نظام های سیاسی کمونیستی را از بین برد، در حکومت پوپولیست، شما هر حرفی را با هر شدتی می توانید بزنید، ولی نباید جمعیت چنان انبوه باشد که مردم باور کنند که دولت اکثریت ندارد و مردم اکثریت دارند. مساله این است که معمولا در همه حکومت های پوپولیست یک توهم وجود دارد و به آن دامن زده می شود، حکومت معتقد است اکثریت مردم حامی حکومت اند و طرفدارانش هم همین را باور می کنند، و مخالفان هم به دلایل مختلف و بخصوص تبلیغات حکومتی، گمان می کنند هرچقدر هم جمع بزرگتری باشند، باز هم اکثریت ندارند. همیشه آنها خود را بیش از آنچه هستند تصور می کنند و همیشه ما خود را کمتر از آنچه هستیم تصور می کنیم. این مشکل اصلی است.
در این روزها، دقیقا در فاصله کمتر از سه هفته به 22 بهمن، بازی جنبش دموکراسی و پوپولیسم در جریان است. آنچه که دولت در اختیار دارد، ابزارها و وسایل جلوگیری از افزایش حضور مردم در اعتراضات است( پلیس، ارتش، لباس شخصی ها، دوربین های خاموش و کنترل خیابان ها) و آنچه دولت در اختیار ندارد، جلوگیری کامل از مردمی است که اگر موفق شوند به هم بپیوندند، رودخانه ای بزرگ می شوند، تصویری عظیم می سازند و صدای شان برای همیشه می ماند. به همین دلیل دولت تا قبل از نزدیک شدن به روز اعتراض هر کاری بتواند می کند، سخنان مسالمت آمیز می گوید، سعی می کند خبرهای انحرافی بدهد، رهبران جنبش را برای دعوت نکردن مردم به سازش می کشد، و فضای رسانه ای مخالفان را کور می کند. و درست یک روز بعد از برگزاری آن مراسم عظیم مردمی، دولت شروع به بمباران افکار عمومی می کند، تهدید می کند، خشونت می ورزد، دستگیر می کند، فشار می آورد و سعی می کند خودش را برای سیل بعدی آماده کند.
حضور ما در مراسم 22 بهمن کمابیش شبیه همان روز قدس است، همه با نشانه های سبز می رویم، همه با پلاکاردهای خودمان می رویم، همه نشانه های سبز را تا قبل از به هم پیوستن آماده می کنیم، و همه سعی می کنیم جمعیت عظیم مستقل از راهپیمایان دولتی را سازمان دهیم. طبیعی است که بیست و دوم بهمن روزی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم.
سید ابراهیم نبوی
. ادامه راه سبز«ارس»: در پی اقدامات تروریستی و مشکوک اخیر، خصوصاً ترور شهید سیدعلی موسوی و استاد شهید علیمحمدی و به دنبال برخی اظهار نظرات اصولگرایان که ادامه ترورهای مذکور و همچنین اهداف بعدی آن را نیز پیش بینی کرد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با صدور بیانیه ای ضمن محکوم ساختن این اقدامات تروریستی و اظهار نظرهای صورت گرفته اخیر، خواستار جدیت نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور در شناسایی و معرفی عاملان ترورهای مشکوک اخیر شد.
در بخشي از اين بيانيه آمده است: «پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.»
متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
أن النبی ص قال: إن الإیمان قید الفتک
پیامبر بزرگوار(ص): ایمان به خداوند با ترور نسبتی ندارد.(بحارالأنوار،ج ۴۵: ۹۶)
ملت شریف ایران
بیش از دو هفته از ترور دکتر مسعود علی محمدی می گذرد و به رغم اخبار اولیه مبنی بر یافتن سرنخ هایی از این جنایت، هنوز از هویت آدم کشان خبری نیست. دکتر علی محمدی اولین قربانی تروریسم کور نیست. شواهد و قرائن بسیاری حاکی از آن است که نه این اقدام یک ترور کور بوده و نه احتمالاً با این ترور پرونده ترور ها بسته خواهد شد. پیش از شهید علی محمدی، مرحوم سید علی موسوی به دست آدم کشان حرفه ای ترور شد.
اما متأسفانه به رغم این که آن ترور در روز روشن و در برابر انظار مردم صورت گرفت، هنوز قاتلان شهید موسوی شناسایی نشده اند. عاملان سوء قصد و تیراندازی به خودروی آقای کروبی در قزوین نیز همچنان ناشناس باقی مانده اند. قبل از آن نیز دهها تن از مردم عادی امثال ندا آقا سلطان توسط عوامل مجهول الهویه به قتل رسیدند. ماهیت تروریستی این حوادث عموماً تحت الشعاع جنبه های دیگر آن و در غوغای تحولات ماه های اخیر به سرعت رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده است.
بی شک اعتراضات خیابانی ماه های اخیر نمی تواند توجیه مناسبی برای عدم امکان شناسایی عاملان و طراحان خط ترور باشد، زیرا دستکم تیراندازی به اتومبیل آقای کروبی و ترور دکتر علی محمدی در شرایط تظاهرات و ناآرامی اتفاق نیافتاده است. به رغم این تا این لحظه تنها تحرک علنی مقامات امنیتی و رسمی کشور در قبال این ترورها، انتساب آن ها به سرویس های اطلاعاتی و امنیتی بیگانه و گروهک منافقین بوده است.
آن چه ماجرا را مبهم تر کرده، بر نگرانی ها افزوده و احتمال ادامه خط ترور را تقویت می کند، اظهار نظرهای برخی افراد و مراجع رسمی است.
از جمله آقای بادامچیان، قائم مقام حزب مؤتلفه اخیراً ضمن تحلیلی در باره جنبش سبز اظهار کرده است:
«… [دو دسته از]افرادی که در این جنبش به اصطلاح سبز قرار دارند افرادی هستند که از افکار خود دست نمی کشند و منزوی می شوند و یا افرادی که از افکار خود دست نمی کشند و دست به عملیات های تروریستی می زنند…لازم است سران اغتشاش هر چه زودتر حساب خود را از افرادی که به ترور و عملیاتهای تروریستی [گرایش]دارند جدا کنند و هر چه سریع تر از اقدامات آنها تبری جویند.
وی در پاسخ به اینکه آیا تروریسم به دنبال ترور سران اغتشاش خواهد بود گفته است: ممکن است این اقدام هم صورت بگیرد زیرا این گروه برای پیشبرد هدف خود امکان دارد دست به این اقدام بزنند.»
پیش از آقای بادامچیان و در جریان تبلیغات انتخاباتی، آقای شریعتمداری مدیر مسئول و نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان با اشاره به ترور خانم بی نظیر بوتو، از احتمال ترور آقای خاتمی در آینده خبر داده بود.
این اظهارات را نمی توان تحلیلی بی مبنا و زائیده اذهانی بیمار تلقی کرد. قائم مقام یکی از احزاب قدرتمند متحد حاکمیت و مدیر مسئول روزنامه ای که با محافل اطلاعاتی و امنیتی ارتباطی نزدیک داشته و اخبار و مطالب آن، حاکی از دسترسی آزاد و نامحدود وی به اخبار محرمانه است، ممکن است سخنی انحرافی و کذب بگوید اما بی دلیل سخن نمی گوید؛ از این رو ممکن است چنین تلقی شود که این اظهارات و سخنان با هدف ایجاد بستر ذهنی مناسب و آماده سازی افکار عمومی برای ادامه ترورها ابراز شده باشد.
با توجه به این نکته اگر واقعاً اراده ای برای شناسایی عوامل ترور های اخیر و توقف خط ترور وجود دارد، باید افراد مذکور احضار و از ایشان خواسته شود اطلاعات خود را در اختیار مراجع امنیتی و اطلاعاتی قرار داده و روشن کنند که این اطلاعات را از چه طریقی و در ارتباط با کدام محافل به دست آورده اند. ما یقین داریم در صورت بازجویی و بررسی دقیق، اطلاعات ذیقیمت افراد مذکور می تواند پرده از ماهیت ترور های اخیر بردارد.
البته اینان تنها منابع ارزشمند برای کشف عاملان ترورهای اخیر نیستند. ظاهراً دستگاه امنیتی کشور نیز خود، اطلاعات ذیقیمتی در این زمینه در اختیار دارد. وزیر سابق اطلاعات در جریان ناآرامی های پس از انتخابات طی مصاحبه تلویزیونی به صراحت مدعی شد: ما اطلاع دقیق داریم که در ستاد یکی از کاندیداهای رقیب آقای احمدی نژاد طرح ترور برخی کاندیداها مورد بررسی قرار گرفته است.
با توجه به اطلاعات ذیقیمت مذکور، از دستگاه های امنیتی کشور پذیرفته نیست که از عهده شناسایی و دستگیری عاملان ترورهای اخیر ناتوان باشند. به راستی چگونه می توان پذیرفت دستگاه امنیتی قدرتمندی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی کرده است، از شناسایی آدمکشانی که روز روشن در برابر چشم مردم از داخل اتومبیل به فردی شلیک می کنند و او را به قتل می رسانند، آن چنان ناتوان و ضعیف باشد که حتی اتومبیل تروریست ها را هم نتواند ردیابی و کشف کند؟
چگونه دستگاه امنیتی کشور و اطلاعات نیروی انتظامی قادر نیست اتومبیل متعلق به نیروی انتظامی را که ادعا شده است به سرقت رفته شناسایی کند و با استفاده از فیلم های موجود از این حادثه کسانی را که با استفاده از این اتومبیل شهروندان بیگناه را زیرگرفته و به قتل رسانده اند، دستگیر کند؟ چگونه است که بلافاصله پس از ترور دادستان یک شهر کوچک توسط یک گروه تروریستی، عاملان به سرعت شناسایی و معدوم و دستگیر می شوند اما در جریان چند ترور و سوء قصد اخیر حتی یک نفر به عنوان مظنون نیز شناسایی نمی شود؟ از یک سو گفته می شود این ترورها کار سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس و اسرائیل است و از سوی دیگر کلیه رسانه های رسمی و غیر رسمی حاکمیت، اصلاح طلبان و رهبران جنبش سبز را متهم میکنند که آگاهانه و ناآگاهانه عامل آمریکا و انگلیس و اسرائیل شده اند.
چگونه است که تیم های ترور آمریکا و انگلیس و اسرائیل اهداف ترور خود را فقط از میان اصلاح طلبان و طرفداران جنبش سبز انتخاب می کنند؟ کدامیک را باید باور کرد: وابستگی اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز به بیگانگان و یا دست داشتن سرویس های امنیتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ترور ها؟ و یا قربانی شدن اصلاح طلبان…؟
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ضمن محکوم کردن ترور شهید دکتر علی محمدی، نسبت به احتمال ادامه خط ترور هشدار می دهد. سازمان همچنین سخنان اخیر آقای بادامچیان مبنی بر احتمال ترور رهبران جنبش سبز در آینده را نگران کننده و حاکی از احتمال ادامه خط ترور ارزیابی کرده، اعلام می کند دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در صورت بی تفاوتی نسبت به اطلاعات نامبرده و کانال های ارتباطی و اطلاعاتی وی، باید پاسخگوی ترورهای احتمالی آینده باشند. سازمان همچنین خواهان اقدام فوری دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی کشور در شناسایی عاملان ترورهای اخیر و ارائه گزارش شفاف و بی ابهام از نتیجه اقدامات به ملت است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران
۸/۱۱/۸۸
. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از کمپین بینالملی حقوق بشر: سحرگاه روز پنج شنبه دو تن از زندانیان سیاسی در ایران به نام های محمدعلی زمانی و آرش رحمانی پور پس از تایید حکم اولیه اعدام توسط دادگاه تجدیدنظر تهران به دار اویخته شدند. با آنکه طبق آیین نامه اجرای احکام در جریان اجرای حکم باید وکیل ویاوکلا و خانواده متهم حضور داشته باشد، نه خانواده و نه وکیل از اجرای چنین حکمی اطلاع داشتند. کیفرخواستی که علیه این دو متهم به عنوان مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته بود توسط سعیدمرتضوی دادستان وقت تهران مطرح شده بود این درحالی است که خود سعید مرتضوی هم اکنون یکی از متهمان پرونده دستگیریهای بعد از انتخابات است.
. ادامه راه سبز«ارس»: اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است.
به گزارش كلمه، در پی حوادث اخیر به خصوص در روز عاشورا، شعب دادگاههای انقلاب اسلامی تهران به اتهامات تعدادی از متهمین رسیدگی و ۱۱ نفر را به اعدام محکوم کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در همین راستا حکم دو نفر از این افراد به نامهای «محمدرضا علیزمانی» و «آرش رحمانیپور» که به تایید دادگاه تجدیدنظر تهران رسیده بود سحرگاه امروز (پنج شنبه) اجرا شد و محکومان به دار مجازات آویخته شدند.
احکام ۹ نفر دیگر از محکومین نیز در مرحله تجدیدنظرخواهی است که در صورت قطعیت احکام صادره،طبق مقررات نسبت به اجرای حکم اقدام خواهد شد.
اتهام محاربه و تلاش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و عضویت در گروهک مسلح ضد انقلابی انجمن پادشاهی ایران و گروهک تروریستی منافقین،از جمله اتهامات این محکومین است.
. ادامه راه سبز«ارس»: آقای جنتیادعای تقلب را مضحک و مدعی خیانت به کشور شدند اما کیست که نداند آنکه به این انقلاب، خون شهدا، امام و مردم عزیز ایران خیانت کرد ایشان هستند که کار کشور و انقلاب را به جائی رسانده که برگزاری یک مراسم ختم هم باید با حضور پلیس ضد شورش و لباس شخصی ها انجام شود.انتصابی کردن انتخابات و رد صلاحیت های گسترده نیروهای با کفایت این کشور در انتخابات های متعدد و اعلام نتایج به دلخواه وحتی جابجائی پس از اعلام نتایج از شاهکار ایشان است.
سایت سحام نیوز وابسته به حزب اعتماد ملی گفت و گویی با حجت الاسلام مهدی کروبی انجام داده که به شرح زیر است:
. ادامه راه سبز«ارس»: هنوز خانواده رامین رمضانی نمی توانند این موضوع را فراموش کنند که روز تولد فرزند دلبندشان امسال با روز خاکسپاری اش مصادف شد.
سخن از رامین رمضانی است. جوانی 22 ساله و از شهدای حوادث پس از انتخابات که امسال روز تولد و خاکسپاری اش با هم برگزار شد. مادرش اشک می ریزد و از گمنامی پسرش می گوید. اینکه کمتر کسی از رامین عزیزش سخن می گوید. رامین در روز 25 خرداد ماه در تجمع مسالمت آمیز میدان آزادی به ضرب گلوله به شهادت رسید.
به گزارش سایت " رای ما کجاست"، مادر و پدر رامین هر دو هنوز سیاهپوش و عزادارند و هرگز نمی توانند داغ از دست دادن پسر عزیزاشان را از یاد ببرند. مادر اشک می ریزد و از رامین حق طلب اش سخن می گوید. او که پس از اعلام نتایج انتخابات لحظه ای چشم بر هم نگذاشت و برای دفاع از حقش کشته شد.
مادر می گوید: پسرم را یک شهید واقعی می دانم که برای دفاع از حقش کشته شد. او حقش را می خواست. رای اش را می خواست، پس شهید است.
رامین جوان و پرشور که یک سرباز وظیفه در شهر زابل بود. درست 4 روز قبل از شهادتش به تهران آمد. مادر او هرگز نمی تواند لحظه به لحظه روز وداع با فرزندش را از یاد ببرد. روزی که برای پسر دلبند و محبوبش غذای مورد علاقه اش را پخته بود، اما آن روز روز آخر دیدار مادر و فرزند شد. روزی که رامین با عجله از خانه بیرون رفت و هرگز هم به خانه کوچکشان باز نگشت.
پدر اشک می ریزد: بین همه فرزندانم رامین جور دیگری بود، حق طلب و پرشور بود کسی که هرگز نمی توانست نسبت به مسائل جامعه اش بی تفاوت باشد و... اشک اجازه ادامه سخنش را نمی دهد.
مادر از نگرانی هایش در آن روز می گوید: خیلی نگران رامین بودم، اما هرگز فکر نمی کردم که حضورش در یک تجمع به کشته شدنش بیانجامد.
آن روز تا پاسی از شب مادر نگران دلبندش بود. تا انکه تلفن خانه به صدا آمد و مادر با خوشحالی شماره رامین را بر دستگاه تلفن دید. اما وقتی با ذوق به تلفن جواب داد ناشناسی پشت خط از مشخصات رامین گفت و اینکه جنازه اش را در یکی از بیمارستانهای شهر دیده است.
مادر رامین با هق هق گریه ادامه می دهد: وقتی کلمه جنازه را شنیدم نقش بر
زمین شدم ...
هر چند آن روز پس از مراجعه به بیمارستان پدر و مادر رامین جنازه اش را تحویل نگرفتند، اما این خبر تلخ حقیقت داشت و چند روز بعد در آگاهی عکسی از رامین را به پدر و مادرش نشان می دهند و درست روز تولد 22 سالگی رامین جنازه اش را به خانواده تحویل می دهند.
پدر که جنازه فرزندش را دیده سری تکان می دهد و سیمای بغض آلودش را به عکس پسرش می دوزد: جای یک گلوله را روی سینه اش دیدم گلوله ریه و کلیه اش را از بین برده بود... و باز اشک امانش نمی دهد.
پدر و مادر رامین از این گلایه مندند که تاکنون هیچ رسیدگی درباره پرونده رامین نشده است. آنها میگویند هرگز از خون فرزندشان نمی گذرند.
پدر رامین می گوید: بارها در کشورمان از اجرای عدالت سخن می گویند، اما این چگونه عدالتی است که با شهروندان مسلمانش این گونه رفتار می کند؟
مادر رامین چشمهای خیسش را به نقطه ای دور دست میدوزد جائی که انگار فقط فرزند حق طلب اش را می بیند: بین مزار ندا و رامین فقط دو سه قدم فاصله است هر وقت سر قبر ندا می روم با او حرف می زنم و می گویم ندای عزیز هر چند همه جا حرف تو است اما بدان که رامین پیشقراول تو شد و راه را برای شهادت تو باز کرد. مطمئنم که رامین از اینکه در این قطعه به خاک سپرده شده روحش شادمان است جائی که انسانهای حق طلب بر خاک خفته اند.
مادر رامین رمضانی می گوید:پسرم آقای موسوی را خیلی دوست داشت. به او رای داد و برای دفاع از رایی که به او داده بود، در خون خود غلتید. ما آرزو داشتیم یکبار هم که شده آقای موسوی را که تبدیل به آرمان فرزند ما شده بود، از نزدیک ببینیم که ایشان به دیدن ما آمدند

. ادامه راه سبز«ارس»: گمرکات ایران همواره محور بسیاری گمانه زنی ها و شایعات بوده و بسیاری ناظران کنترل مبادی ورودی کالا به کشور و همچنین واردات بسیاری کالاها به کشور را جزو امتیازات گروهی سیاسی-نظامی خاص دانسته اند.
کلمه:برخی گزارش ها حاکی از آن است که احتمال کناره گیری سعید مرتضوی از ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز افزایش یافته است.
سایت تابناک گزارش داده که مرتضوی، دادستان سابق تهران، پیشتر شرط گذاشته بوده که تنها در صورتی ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را می پذیرد که ریاست گمرک هم به وی واگذار شود.
ظاهرا احمدی نژاد با این شرط موافقت کرده بوده اما انتشار گزارش مجلس که در آن از سعید مرتضوی به عنوان متهم اول در جنابات بازداشتگاه کهریزک نام برده شده بود، عملی شدن این وعده را ناممکن ساخته است.
به این ترتیب مرتضوی که به دلیل نقش اساسی اش در بستن روزنامه ها به او لقب «سلاخ مطبوعات ایران» هم داده بودند، بدون کنترل بر واردات و صادرات کشور، اشتیاق خود به مبارزه در جبهه قاچاق نیز از دست داده است.
گمرکات ایران همواره محور بسیاری گمانه زنی ها و شایعات بوده و بسیاری ناظران کنترل مبادی ورودی کالا به کشور و همچنین واردات بسیاری کالاها به کشور را جزو امتیازات گروهی سیاسی-نظامی خاص دانسته اند.
آنطور که تابناک نوشته با توجه به احتمال کناره گیری مرتضوی، بحث رفتن میراحمدی، فرمانده سابق اطلاعات سپاه، به عنوان دبیرکل ستاد مبارزه با قاچاق نیز منتفی می نماید.
ظاهرا آقای میر احمدی که در حال حاضر سمت جانشین حفاظت اطلاعات وزرات دفاع را بر عهده دارد، به سعید مرتضوی نزدیک بوده و قرار بوده همراه وی به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز برود، اما با تحولات اخیر مراسم معارفه اش به تعویق افتاده است.
. ادامه راه سبز«ارس»: آدم واقعا لذت می برد از استدلال بعضی از عزیزان. به تازگی گفتهاند كه :
. ادامه راه سبز«ارس»: فخرالسادات محتشمی پور در وبلاگ روزنه نوشته است: بالاخره دل نوشته های ما پس از نزدیک هشت ماه به یک جواب شیرین رسید (که طعم تلخ تحمل ستم در آن موج می زند) آن هم به مناسبت بیست و نهمین سالگرد پیمان مقدسی که در ششمین روز از بهمن ماه خاطره انگیز با یکدیگر بستیم.
همسرم به دخترمان گفته بود که این سالگرد باید کاملا متفاوت از سال های قبل و باشکوه گرفته شود. گفته بود مرا خبر نکنند تا هیجانش برایم بیشتر باشد. گفته بود ابتکار عمل باشد به دست خودت و دخترک از دوستان همیشه همراه کمک گرفت تا شب ششم بهمن ١٣٨٨ با وجود غیبت پدر، برای همه ما بشود یک شب خاطره انگیز! وقتی که وارد خانه دوست شدم ناگهان همه با نقابی از تصویر مصطفی به استقبالم آمدند و من فکر نمی کنم هرگز قادر به ثبت حس و حال واقعی خود در آن لحظه باشم.
لحظه ای که با تمام وجود او را در بطن و متن زندگی خود و عزیزان همراه مشاهده کردم. مصطفی نزدیک ٨ ماه است که دارد تکثیر می شود و ابلهانی که جسم او را به بند کشیده اند از این مسئله غافلند.
از آن جا که ثبت همه حس و حال و اندیشه و گفتار و اعمال این روزها را به عنوان بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی و تاریخ معاصر کشورمان و نیز جنبش زنان ایران، ضروری می دانم متن نامه ای را که همسر عزیز دربندم به این مناسبت نگاشته عینا در این روزن منتشر می کنم و درآینده اگر مجالی دست داد به تحلیل آن خواهم پرداخت:
فخری عزیز و فداکارم!
از ششم بهمن ۱۳۵۹ که امام خطبه عقد ما را در جماران جاری کرد، بیست و نه سال پرفراز و نشیب می گذرد.
اعتراف می کنم که در سه دهه گذشته آن چنان که شایسته و درشأن تو بود، زندگی را سامان نداده ام و تو همواره با بزرگواری نه تنها سختی ها را تحمل کردی، بلکه برایم قوت قلب بودی. درود و سلام گرم من از اوین بر تو باد!
برایم سخت است که بدون انجام کوچکترین اقدام خلاف قانون، در زندان نظامی باشم که در تأسیس و تثبیت آن عمرم را سپری کرده ام و کیفرخواستی برای من، همچون سایر دوستانم، تهیه شده که طبق آن « آشوبگر » خوانده می شوم حال آن که شعار و عمل ما فعالیت قانونی، مدنی و مسالمت آمیز بوده است. در صداو سیما نیز افرادی یکطرفه آنچه در شأن خودشان است، متوجه من می کنند بدون آن که امکان پاسخگویی داشته باشم. لطف خداوند و آگاهی ملت جبران کننده این بی مرامی ها و نامردمی هاست.
به رغم این سختی ها، می دانم که فشار بیشتر و اصلی را تو تحمل کردی و عارفه دلبندم که خداوند وقتی در عرفه بودم او را به ما داد و نیز فاطمه عزیزتر از جانم که نامش را به یاد جده ام و جده ات، زهرا، فاطمه گذاشتیم.
فخری جان!
به وجود تو افتخار می کنم که حق همسری را درباره من رعایت و ادا کردی، بیش از آن چه لایق بودم. در این بیش از هفت ماه اسارت نیز مرا شرمنده کردی بویژه با قلم زیبایت که همواره به آن غبطه می خورده ام. متأسفم که از خیل نامه هایت، تنها سه نامه را به طور کامل و چندباره خوانده ام و نیز مصاحبه ات با مجله ایران دخت، کاش می توانستم همه نامه هایت را در زندان داشته باشم و از خواندن آن ها لذت ببرم و به دیگر عزیزان دربند فخر بفروشم که فخری من این است!
از جمله دلخوشی های من در زندان، علاوه بر فرصت خودسازی و مطالعه و مصاحبت نیکان روزگار، ملاقات های سه شنبه با تو و فاطمه و گاهی پدر و مادر بزرگوارم و خواهران و برادر داغدیده ام است. سه شنبه ها برای زنده یاد قیصر امین پور یادآور مرگ بود و برای من تجدید حیات است. کاش می توانستم همچون آن شاعر بزرگ اصلاح طلب، برای سه شنبه ها شعری بسرایم. نقص خود را با پناه بردن به خواجه شیراز جبران کردم. این غزل آمد:
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
حاصل خرقه و سجاده روان دربازم
حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم
خازن میکده فردا نکند در بازم
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بدان عارض شمعی نبود پروازم
صحبت حور نخواهم که بود عین قصور
با خیال تو اگر با دگری پردازم
سر سودای تو در سینه بماندی پنهان
چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم
از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم
ماجرای دل خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم
گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
از تمام محبت ها و فداکاری هایت سپاسگزارم . از همه سختی ها و نامرادی هایی که به خاطر من تحمل کرده ای، شرمنده ام و از تمام قصورها و تقصیرهای کوچک و بزرگ درباره تو پوزش می خواهم.
روی زیبایت را می بوسم و برایت سلامت و سعادت آرزومندم.
دوستدار همیشگی ات
مصطفای تو 06/11/1388
. ادامه راه سبز - ارس: سید محمد خاتمی ،رییس جمهوری پیشین ، شب گذشته به دیدار خانواده محمد نوری زاد رفت. در این دیدار وی با خانواده ی این نویسنده دربند اظهار همدردی کرد و ساعاتی را با حضور در منزل ایشان، به گفت و گو با همسر و فرزندان این روزنامه نگار در بند پرداخت.
به گزارش کلمه ، پیش از این نیز مهدی کروبی، کاندیدای معترض انتخابات به دیدار خانواده محمد نوری زاد رفته بود.
محمد نوری زاد، نویسنده و فیلمساز ایرانی روز یکشنبه، ۲۹ آذر به اتهام توهین به “مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” بازداشت شده است .
محمد نوری زاد یک روز پیش از بازداشت در وبلاگ خود نوشت که کسی از پلیس امنیت با او تماس گرفته و او را فراخوانده است، اما وقتی آقای نوری زاد از او دلیل این احضار را می پرسد، پاسخ می شنود: “به جرم توهین به رئیس قوه قضائیه”.
آقای نوری زاد در پی اظهارات صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه که به مخالفان دولت هشدار داد که دستگاه قضایی به اندازه کافی از آنها پرونده دارد، نوشته ای در وبلاگ خود با عنوان “سقوط قاضی القضات شهر” در انتقاد از گفته های آقای لاریجانی منتشر کرده بود.
محمد نوری زاد که سالها قبل از نویسندگان روزنامه کیهان بود و موضعی نزدیک به اصولگرایان داشت، در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به نقد اصولگرایان پرداخت.
. ادامه راه سبز(ارس): بگزارش سایت کلمه، مسعود باستانی، روزنامه نگاری که از حدود هفت ماه پیش در زندان است، به زندان رجایی شهر منتقل شده است.
مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی که خود نیز مدتی در زندان بود، می گوید همسرش صبح روز سه شنبه از انتقال خود به زندان رجایی شهر کرج خبر داده است. غیر از مسعود باستانی چند روزنامه نگار دیگر نیز به زندان رجایی شهر منتقل شده اند یا در روزهای آینده منتقل خواهند شد.
خانم امرآبادی گفت: "روحیه مسعود بسیار بد بود و خیلی ضعیف صحبت می کرد. مسعود یک روزنامه نگار است. ما دلیل واقعی انتقال او را به زندان رجایی شهر، که زندانی بسیار بد با شرایط بسیار نامناسب است، نمی دانیم. در این زندان زندانیانی با جرایمی از قبیل قتل و دزدی و جرایمی از این دست نگه داری می شود و طبق اصل تفکیک زندان ها، جای مسعود در رجایی شهر نیست. من بسیار نگران وضعیت او هستم و از مسئولین خواهش می کنم او را به همان اوین برگردانند."
خانم امرآبادی همچنین گفت: "به مسعود حکمی را نشان داده اند که در آن دستور آقای صلواتی برای انتقال او به رجایی شهر بود و دلیل آن برگزاری کلاس های روزنامه نگاری برای زندانیان بند ۳۵۰ اوین عنوان شده بود. در حالی که مسعود به هیچ عنوان آموزش روزنامه نگاری نداده است و این موضوع به شدت تکذیب می شود."
مسعود باستانی روزنامه نگار، در تاریخ ۱۴ تیر ماه بازداشت شد و دادگاه بدوی او را به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده است.
. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از "جرس": سید محمد خاتمی چندی پیش نامه ای به رهبری نوشته و در آن ضمن تشریح وضع موجود و روند فزاینده قانون شکنی ها و تجاوز به حقوق شهروندی و سلب آزادی های ملت که به نام دفاع از اسلام و انقلاب و ولایت صورت می پذیرد، ازعواقب روند کنونی بشدت اظهار نگرانی کرده و از وی خواسته است برای نجات کشور هر چه سریع تر اقدام کند و مانع ادامه رفتارهای فاجعه بار کنونی شود. به گفته این منبع آگاه، رهبری پس از مطالعه نامه، عدم موافقت خود را با تحلیل ها و توصیه های آقای خاتمی ابراز کرده است.
وی توضیح داد: مطالبی که از سوی برخی محافل خبری وابسته به مراکز امنیتی و اطلاعاتی حاکمیت (و نیز برخی مطبوعات و سایتهای خبری به اتکاء منابع یادشده) در باره این نامه منتشر شده مبنی بر این که آقای خاتمی در این نامه از اصلاح طلبان انتقاد کرده و یا درباره به رسمیت شناختن دولت سخنی گفته است، تماماً عاری از صحت بوده و نوعی عملیات روانی به شمار می آید.
این فرد مطلع در تشریح اهداف شایعه مذکور گفت: هدف جریان حاکم از این عملیات روانی و ترویج اخبار کذبی از این دست، ایجاد اختلاف و تفرقه میان سران اصلاحات و سلب اعتماد جامعه نسبت به رهبران جنبش سبز است. آنان به خوبی می دانند در صورت موفقیت در ایجاد بی اعتمادی میان جامعه و رهبران جنبش، بخش وسیعی از بدنه اجتماعی جنبش دلسرد و منفعل خواهد شد. و بخشی نیز از آن ها عبور کرده و به سمت رفتارهای ماجراجویانه و افراطی پیش خواهند رفت. این هر دو نتیجه خواست قلبی حاکمیت کنونی است. زیرا خیالش از یک بخش راحت شده و امکان سرکوب خشن بخش دیگر را به بهانه افراطی گری خواهد یافت.
. ادامه راه سبز«ارس»: رئیس مجلس خبرگان رهبری اعلام کرد: درمورد سخنان اخیر آقای یزدی همانگونه که قبلا هم گفتم جوابم تا کنون به سخنان توام با عصبانیت وغرضآلود ایشان سلام بوده است، ولی با صحبتهای دیروز ایشان و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام میرسد و درباره مسائل ایشان در زمان امام راحل و درجلسه انتخاب رهبری بعد از ارتحال امام و درقوه قضاییه به صورت کتبی مطالبی را گوشزد خواهم کرد.
هاشمی رفسنجانی، در دیدار جمعی ازاستادان علوم سیاسی دانشگاههای قم تصریح کرد: مهمترین دلیل این حملات، مواضع اینجانب درباره لزوم رعایت حقوق مردم و همچنین دفاع از شخص رهبری و پرهیز از افراط بر اساس عقیده و اعتقاد قلبیام است.
به گزارش پارلمان نیوز، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان اینکه ساختار نظام اسلامی متکی بر اسلام و سرمایه اعتماد مردم است و هر گونه انحراف از آن میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد، تصریح کرد: اسلامیت و جمهوریت در قانون اساسی جداشدنی نیستند.
وی در ادامه در ادامه اصل ولایت فقیه را محور جمهوری اسلامی خواند و گفت: اگر ولایت و جایگاه رهبری آسیب ببیند نمیتوان آینده خوبی برای کشور متصور بود.
دکتر زهرا رهنورد در گفت و گویی با فرشته قاضی خبرنگار روز آنلاین پیرامون بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی توضیحاتی را ارائه کرده است:
«من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.»
متن این گفت و گو به شرح زیر است:
بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی از سوی برخی گروهها و شخصیت های سیاسی نشانه به رسمیت شناختن دولت محمود احمدی نژاد ارزیابی شد و برخی تا بدانجا پیش رفتند که سخن از سازش پشت پرده رهبران جنبش سبز با حکومت به میان آوردند. امری که زهرا رهنورد در مصاحبه با “روز” آن رابه شدت رد و به صراحت اعلام کرد: “نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه سازش می کنیم بلکه صادقانه پی گیر حقوق و مطالبات مردم هستیم.”
با خانم رهنورد در شرایطی مصاحبه کرده ایم که از یک سو فشارها بر میرحسین موسوی، با بازداشت مشاوران و نزدیکان اوافزایش یافته و از سوی دیگر شایعاتی مبنی بر سازش پشت پرده و به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد از سوی او و سایر رهبران جنبش سبز، پخش شده است. اما خانم رهنورد با وجود همه این فشارها و تهدیدها تصریح می کند: “سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.”
مصاحبه با زهرا رهنورد، استاد دانشگاه، نویسنده و همسر میرحسین موسوی را در پی می آید.
خانم رهنورد بعد از انتشار بیانیه هفدهم آقای موسوی، برخی اینگونه برداشت کرده اند که آقای موسوی، دولت محمود احمدی نژاد را به رسمیت شناخته است. چنین برداشتی درست است؟
برداشت شخصی من از بیانیه، این نیست، چون بندهای دیگر همین بیانیه تاکید دارد که تقلبی در کار بوده و انتخابات سالم نبوده است؛ وقتی در بیانیه بر این موضوع تاکید می شود، چگونه چنین برداشتی می شود؟ من فکر میکنم و برداشت من این است که از متن همین بیانیه به وضوح می توان فهمید که آقای موسوی، دولت برآمده از تقلب را به رسمیت نمی شناسد.
ولی اکنون شایعات زیادی درباره سازش پشت پرده آقایان موسوی و کروبی و خاتمی مطرح است و امروز نیز برخی اخبار به نقل از آقای کروبی در مورد به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد منتشر شده است. برخی بیانیه آقای موسوی و سخنان امروز آقای کروبی را به سازش های پشت پرده تعبیر میکنند.
به هیچ وجه چنین چیزی نیست و سازشی در کار نیست. من در آن بیانیه نه تنها هیچ گونه سازشی نمی بینم بلکه آن بیانیه کف خواسته ها و آرمان های مردم است و حداقلی از خواسته های مردم و حکومت می تواند به راحتی این خواسته ها را عملی کند.
ولی حکومت این خواسته را نمی پذیرد یعنی تاکنون نپذیرفته؛ شما فکر میکنید به این خواسته ها تن خواهند داد؟
من نمی توانم آینده را پیش بینی کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد و چه خواهد شد، فقط امیدوارم هر اتفاقی که می افتد به نفع ملت ایران باشد و به سربلندی ملت ایران ختم شود.میخواهم بر این نکته تاکید کنم که نه دولت احمدی نژاد را به رسمیت می شناسیم و نه پشت پرده سازش می کنیم.
با بازداشت های گسترده ای که موج دوم آن بعد از روز عاشورا آغاز شد، به نظر میرسد فضا بسته تر از سابق شده و از طرف دیگر شامل کسانی شده که به انقلاب خدمات زیادی کرده اند. به نظرتان این بازداشت ها تاثیری در حرکت مردمی خواهد داشت؟
این بازداشت ها کار بسیار غلط و اشتباهی است که متاسفانه همچنان هم ادامه دارد. بازداشت کسانی که حرفهای آزادیخواهانه میزنند و از حقوق مردم سخن می گویند هیچ محمل قانونی ندارد. باید توجه داشت که آرمان های آزادیخواهانه، دموکراسی طلبی، قانون گرایی و مردمسالاری دینی، پایه های خواسته های مردم است که “رای” نیز در درون همان قرار میگیرد؛ دستگیری ها که چه مردم عادی و چه شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی و… را در بر می گیرد، محمل درست و قانونی ندارد. بازداشت شخصی مثل دکتر بهشتی که سمبل همه حق طلبی ها و اندیشمندی های جنبش و یک دلسوز دانشگاهی است چه فایده ای برای آقایان دارد؟ منظورم فقط شخص دکتر بهشتی نیست بلکه او را به عنوان سمبلی از عزیزان دربند می گویم که به خاطر آرمان های بلند و انسانی شان بازداشت شده اند. من همچنین می خواهم مساله زنان را به طور اخص مطرح و تاکید کنم که بازداشت شیرزنان فهیم و آگاه ایرانی، ضربه بزرگی به حیثیت جمهوری اسلامی میزند. زنانی که باید دراجتماع و دانشگاهها مشغول کار باشند اکنون در کنج زندان ها هستند و این موضوع سرافکندگی عظیمی در سطح ایران و جهان برای جمهوری اسلامی به دنبال دارد.
آیا این بازداشت ها و بگیر و ببندها تاثیری در حرکت مردم و جنبش سبز خواهد داشت؟
این دستگیری ها هیچ گونه تاثیری در خواست و حرکت مردم ندارد؛ مردم به شدت آگاه هستند و با شعور بالای سیاسی، مطالبات خود را پی گیری میکنند. اکنون این مردم هستند که پیشروی روشنفکران هستند، حتی روشنفکران ما به دنبال مردم حرکت می کنند.
خانم رهنورد تعداد زیادی از نزدیکان شما و همسرتان بازداشت شده اند؛برادرتان دوبار بازداشت شده و خواهرزاده آقای موسوی نیز به شهادت رسیده اند. این مسائل چه تاثیری در زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟
ما با جنبش سبز نفس می کشیم و زندگی می کنیم؛ خود من همیشه از سوی جریان های محافظه کار و واپس گرا سرکوب شده ام اما اندیشه هایم را مطرح کرده ام. متاسفانه فشارهایشان بر زنان آزادیخواه و من متمرکز شده و با اهانت ها و حاشیه سازی هایی که تازگی نیز ندارد و از سالها قبل جریان داشته، سعی در سرکوب ما داشته اند، اما اکنون دیگر حیا را خورده و آبرو را تف کرده اند. زمانی کتاب هایم را اجازه انتشار نمیدادند و کاری کردند که من زندگی کاری و اجتماعی ام را فقط در دانشگاه گذاشتم اما فشارها ادامه داشت. حالا شدید تر شده؛ هدف آنها این است که من وجود نداشته باشم، نفس نکشم و نباشم. حتی زندگی عاشقانه ما را نیز بر نمی تابند و سعی کردند حاشیه ها به وجود آورند اما همگان میدانند ما چه نوع زندگی ای داریم و این فشارها و تهدیدها، هیچ تاثیری در روند زندگی و فعالیت ها و آرمان های ما ندارد.
بیشتر میخواهم بدانم چه فضایی بر خانواده و فامیل و نزدیکان شما که این همه هزینه داده و میدهند حاکم است؟ آیا این هزینه ها تاثیری در رابطه آنها با آقای موسوی داشته است؟
این هزینه ها به خاطر آقای موسوی نیست بلکه به خاطر جنبش سبز است؛ ما فرد گرا نیستیم و فردگرایی نداریم و خانواده و فامیل ما نیز جدا از مردمی که هزینه میدهند نیستند. برادر من یک شخصیت کاملا علمی و متخصص است و هیچ نوع فعالیت سیاسی ندارد اما همچون سایر مردم هزینه میدهد. ما سینه مان را سپر کرده ایم و آماده برای هرگونه تیر و حمله و تروری هستیم.
خانم رهنورد خود شما نیز تاکنون سه بار مورد حمله قرار گرفته اید؛ گفته می شد افرادی که به شما حمله کردند از “خواهران بسیجی” بودند. ممکن است توضیح دهید اصل قضیه چه بود؟
من نمی توانم با اطمینان بگویم که بسیجی بوده اند اما می گویم که ماموریت داشته اندو از یک روز قبل از ۱۶ آذر تا ۱۸ آذر من در ناامنی شدید قرار داشتم. به طور مداوم تعقیب ام میکردند و یک بار سرم ریختند و بارها با حرفهای بسیار زشتی اهانت کردند. یکبار که حراست دانشگاه مرا به ماشین منتقل کرد تا از محل دور شوم، یک موتورسوار دستش را داخل ماشین کرد و گاز فلفل زد که به شدت حالم بد شد و مدتی مریض بودم و خونریزی کلیه داشتم. روزهای دیگر نیز حراست دانشگاه مراقبت میکرد. آن ۴ روز تا ۱۸ آذر یا توهین میکردند و یا حمله فیزیکی میکردند و هیچ گونه امنیتی نداشتم اما بعد از ۱۸ آذر دست برداشتند و فعلا که خبری نیست.
شما نمی ترسید از اینکه یکباره حادثه ای برایتان به وجود آورند؟ آیا پیش بینی چنین حوادثی را کرده اید؟
آزادیخواهی و سلحشوری جزو آرمان های من در زندگی بوده و به خاطر همین از مرگ هم هیچ هراسی ندارم. قبلا گفتم سینه مان را سپر کرده ایم و من به شخصه آماده هرگونه تیر و حمله و تروری هستم.

. ادامه راه سبز«ارس»: مهدی کروبی در دیدار با جمعی از نخبگان سیاسی کشور: «هر قدر که زمان میگذرد، اعتقاد من به دستکاری گسترده در انتخابات اخیر مستحکمتر میشود؛ زیرا هر روز اطلاعات جدیدی به دست ما میرسد که واقعا موجب تأسف است که چگونه عدهای با آرای مردم که امانت آنان در دست مسؤولان است، اینگونه برخورد کردند!گر چه امروز روزنامهها را توقیف، سایتها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بستهاند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کردهاند و برخی هر روز خط و نشان میکشند و انواع اهانتها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف میکنند، ولی با قاطعیت میگویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد.»
به گزارش سحامنیوز مهدی کروبی در دیدار با جمعی از چهرههای برجسته و نخبگان سیاسی کشور از جمله رهبران برخی از احزاب اصلاحطلب گفت: «گر چه امروز روزنامهها را توقیف، سایتها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بستهاند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کردهاند و برخی هر روز خط و نشان میکشند و انواع اهانتها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف میکنند، ولی با قاطعیت میگویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد و یکی از بزرگترین حقوق این ملت آرایی است که به امانت در صندوقهای رأی ریختهاند، و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات آزاد و رفع موانع موجود خواهم کوشید و به زودی مواضع تفصیلی خود را در باره آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از حقوق مردم و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد به اطلاع ملت شریف و بزرگوار ایران خواهم رساند.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی ضمن تشکر از حضور، احساس مسؤولیت و اظهارات نخبگان سیاسی حاضر در این دیدار و جمعبندی اظهارات حاضران در باره وضعیت نابسامان اقتصادی کشور و تضعیف جایگاه ایران در عرصه بینالملل و اظهار تأسف از محدودیتهای ایجاد شده برای مراجع عظام تقلید، علما، اساتید دانشگاه، دانشجویان و … و برخوردهای بیسابقه با مردم گفت: «در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی قرار داریم و من بر خود وظیفه میدانم که یاد شهیدان به خون خفته انقلاب اسلامی و رهبر بزرگوار این انقلاب باشکوه را گرامی بدارم.»
کروبی در ادامه به بیان خاطراتی از دوران مبارزه با رژیم سابق پرداخت و ضمن تجلیل از مبارزان راه آزادی گفت: «دیروز که روز مبارزه بود بسیاری از افرادی که امروزه سردمدار برخی از جریانات و حرکتهای خشونتامیز شدهاند، به خانههای خود خزیده و معتقد بودند که این راهی را که مرحوم امام راحل شروع کردهاند، نتیجهای ندارد و حتی یکی از اینها در نشستی که با آقای هاشمیرفسنجانی و یکی از بزرگان نظام داشت بر این نکته تأکید کرده بود.»
کروبی افزود: «من یکبار از آقای هاشمی پرسیدم که از آقای “…” چه خبر؟، آقای هاشمی گفتند: «من به اتفاق آقای “…” با آقای “…” دیداری داشتیم که آقای “…” گفت: «من با تحقیقاتی که انجام دادهام به این نتیجه رسیدهام که تا ظهور امام زمان(عج) تلاش برای حکومت اسلامی فایدهای ندارد.»
رئیس مجلس ششم با اشاره به مبارزاتی که برخی بزرگان انقلاب اسلامی و جوانان پرشور آن روزگار داشتند، گفت: «در سایه این تلاشها انقلاب اسلامی پیروز و جمهوری اسلامی تأسیس و قانون اساسی با تکیه بر حقوق ملت و میزان بودن رأی آنان در تأْسیس ارکان حکومت و اداره کشور توسط بزرگانی چون آیتاللهالعظمی منتظری و آیتالله شهید دکتر بهشتی و جمعی از فقها، اسلامشناسان، حقوقدانان و روشنفکران کشور به تصویب رسید و مراجع عظام تقلید، دانشگاهیان، حوزویان، احزاب و گروههای موجود در کشور و ملت ایران بهعنوان میثاق ملی به این قانون اساسی رأی دادند.»
کروبی در ادامه با بیان برخی از فراز و نشیبهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گفت: «متأسفانه سالهاست که بخشهای مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی توسط برخی از صاحبان قدرت مورد تعدی قرار گرفته و کار به جایی رسیده که کسانی که هیچگونه نقشی در انقلاب اسلامی نداشتند و چه بسا مخالف انقلاب و جمهوری اسلامی بودند، امروزه سردمدار و معرکهگردان مسائل کشور شدهاند و روز به روز عرصه را بر بنیانگذاران انقلاب و جمهوری اسلامی و مردم تنگ میکنند و اگر علما، دانشگاهیان، طلاب، دانشجویان، فرهنگیان و اقشار مختلف مردم در مقابل این وضعیت سکوت کنند، بدون تردید، باید شاهد از بین رفتن آمال و آرزوهای ملت ایران در انقلاب اسلامی باشیم.»
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه با اشاره به مسائل مربوط به انتخابات گفت: «هر قدر که زمان میگذرد، اعتقاد من به دستکاری گسترده در انتخابات اخیر مستحکمتر میشود؛ زیرا هر روز اطلاعات جدیدی به دست ما میرسد که واقعا موجب تأسف است که چگونه عدهای با آرای مردم که امانت آنان در دست مسؤولان است، اینگونه برخورد کردند!»
کروبی در ادامه با اشاره به مسائلی که بعد از انتخابات و برخوردهایی که با مردم روی داد، گفت: «مگر این مردمی که بعد از انتخابات بهصورت خودجوش به صحنه آمدند، چه میگفتند و چه میخواستند؟ مگر آن سه میلیون نفری که بدون هیچگونه تبلیغات و اطلاعرسانی از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی با سکوت خویش فریاد زدند، چه میخواستند؟ آیا جواب مردمی که اینگونه نجیبانه به صحنه آمدند، باتوم، گاز اشکآور و گلوله بود؟! آیا جواب جوانان عزیز ما که در چارچوب نظام میگفتند، “رأی ما کو؟” خشونت، کهریزک و کشته شدن در این بازداشتگاهها بود؟!»
کروبی با انتقاد شدید از برخورد غیرصادقانه با مردم گفت: «باید به این کسانی که مسؤول این فجایع هستند، گفت: شما چگونه انتظار دارید که مردم ادعای یکطرفه شما را در باره نتیجه انتخابات بپذیرند، در حالی که شما در باره بدیهیات اینگونه دروغ میگویید؟ مگر برخی از شما با کمال بیشرمی نمیگفتید که این جوانان عزیز بر اثر مننژیت جان خود را از دست دادهاند و اگر فریادهای اینجانب و تلاشهای آقای موسوی و حضور ملت عزیز ایران در صحنه نبود، شما هرگز به وقوع این قتلها اعراف نمیکردید.»
کروبی با تأکید بر مواضع خویش در دفاع از حقوق ملت گفت: «گر چه امروز روزنامهها را توقیف، سایتها را فیلتر و بسیاری از عزیزان را زندانی کرده و دفاتر احزاب از جمله دفتر حزب اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی مرا بستهاند، گرچه به اتومبیل بنده تیراندازی کردهاند و برخی هر روز خط و نشان میکشند و انواع اهانتها را نثار بنده و آقای موسوی وملت بزرگوار ایران و سخنان ما را تحریف میکنند، ولی با قاطعیت میگویم که من هرگز بر سر حقوق ملت معامله نخواهم کرد و یکی از بزرگترین حقوق این ملت آرایی است که به امانت در صندوقهای رأی ریختهاند، و من تا پایان راه در کنار ملت خواهم بود و برای برگزاری انتخابات در چهارچوب قانون اساسی و رفع موانع موجود خواهم کوشید و به زودی مواضع تفصیلی خود را در باره آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از حقوق مردم و ضرورت برگزاری انتخابات آزاد به اطلاع ملت شریف و بزرگوار ایران خواهم رساند.»
کروبی در پایان ضمن عرض تسلیت به خانواده شهید دکتر مسعود علیمحمدی، ترور این استاد برجسته دانشگاه را محکوم کرد و گفت «این بر عهده مسؤولان مربوطه است که امنیت را برای مردم و نخبگان کشور فراهم آورند و باید بهزودی عوامل این ترور کشف و به مردم معرفی و با آنان برخورد شود.»
. ادامه راه سبز«ارس»: به هزار روایت شکست خورده اند. شکست خورده اند چون نگاه کنید هیچ لبخندی به رویشان زده نمی شود. شکست خورده اند چون شب ها راحت نمی خوابند. به میهمانی نمی روند، با وحشت همخانه شده اند، به جشنواره غمزده فجر نگاه کنید که هرگز چنین وضعیتی نداشته، نگاه کنید که دستگاه پوپولیستی که مغرور به حضور میلیونی مردم در سفرهای استانی بود جرات خارج شدن از مجموعه پاستور را ندارد. آن از هنر، از اقتصاد، از روابطشان به روحانیت یکی نوری همدانی دارند، نگاه کنید به وضعیت ورزش و فرار ورزشکاران. توجه کنید که در خانواده سران حتی سران جناح راست چه می گذرد. افتخارشان این بود که دنیا از ما همکاری خواسته اما امروز به جائی جز گویان و سرزمین های دیکتاتور زده گذرشان نیست. حتی خودشان هم به بلوف هایشان باور ندارند، پای صحبت عقلایشان بنشیند می خندند. (مسعود بهنود)